به نقل از آماج، تصور رایج این است که مدیتیشن و ذهنآگاهی میتوانند با آرام کردن ذهن، کیفیت خواب را بهبود دهند؛ اما تجربه یک روانشناس و پژوهشگر برجسته نشان داد که این رابطه ممکن است پیچیدهتر از آن چیزی باشد که تصور میکنیم.
ویلوبی بریتون، که در سال ۲۰۰۴ دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی در دانشگاه آریزونا بود، پژوهشی را آغاز کرد که انتظار داشت نتایج آن تأثیر مثبت مدیتیشن بر خواب را نشان دهد. او که خود مدرس مدیتیشن بود، باور عمیقی به فواید این تمرین داشت و حتی مدتی به پیوستن به جامعه راهبان بودایی فکر کرده بود.
پژوهشی که نتیجهای برخلاف انتظار داشت
بریتون در این مطالعه ۲۶ نفر را به دو گروه تقسیم کرد. گروه نخست در یک دوره هشتهفتهای آموزش مدیتیشن شرکت کردند و گروه دوم بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. سپس همه شرکتکنندگان یک شب را در آزمایشگاه خواب گذراندند و فعالیت مغز، عضلات و حرکات چشم آنها با استفاده از حسگرهای مختلف ثبت شد.
اما زمانی که بریتون نتایج را بررسی کرد، با یافتهای کاملاً متفاوت از انتظار خود مواجه شد. افرادی که در گروه مدیتیشن قرار داشتند، خواب ناآرامتری داشتند و دفعات بیشتری از خواب بیدار میشدند.
همچنین این افراد زمان بیشتری را در مرحله اول خواب سپری کردند؛ مرحلهای سبک از خواب که فرد در آن بهراحتی از خواب بیدار میشود.
هرچه مدیتیشن بیشتر، کیفیت خواب پایینتر؟
بریتون در بررسی دادهها متوجه شد ارتباط میان میزان تمرین مدیتیشن و برخی شاخصهای خواب، برخلاف پیشبینی اولیه او بود. تعداد بیدارشدنها، بیداریهای بسیار کوتاه یا اصطلاحاً برانگیختگیهای ریز و مدت حضور در مرحله اول خواب، همگی با میزان مدیتیشنی که شرکتکنندگان انجام داده بودند ارتباط داشتند.
او بعدها درباره این نتایج توضیح داد که هر نموداری را بررسی میکرد، الگوی مشابهی مشاهده میشد؛ یعنی هرچه میزان تمرین مدیتیشن در شرکتکنندگان بیشتر بود، شاخصهای اندازهگیریشده کیفیت خواب وضعیت نامطلوبتری را نشان میدادند.
چرا این یافته مهم است؟
این پژوهش لزوماً به معنای آن نیست که مدیتیشن برای همه افراد خواب را بدتر میکند یا اینکه تمرینهای ذهنآگاهی ذاتاً مضر هستند. اهمیت این یافته بیشتر در آن است که نشان میدهد اثرات مدیتیشن ممکن است برای همه افراد یکسان نباشد و تجربه ذهنی یا جسمی ناشی از این تمرینها میتواند پیچیدهتر از تصور رایج باشد.
بریتون نیز که پیش از انجام پژوهش خود از طرفداران جدی مدیتیشن بود، با این نتیجه غیرمنتظره روبهرو شد. همین تجربه مسیر تحقیقات بعدی او را تحت تأثیر قرار داد و او را به بررسی دقیقتر تجربیات دشوار یا ناخوشایند مرتبط با مدیتیشن سوق داد.
روی دیگر ذهنآگاهی
مدیتیشن و ذهنآگاهی در سالهای اخیر بهعنوان روشهایی برای کاهش استرس، افزایش تمرکز و بهبود سلامت روان بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، پژوهش درباره این روشها نشان میدهد نباید همه فواید ادعاشده درباره آنها را قطعی و یکسان برای تمام افراد در نظر گرفت.
تجربه بریتون نمونهای از اهمیت بررسی علمی مداخلات سلامت روان است؛ حتی زمانی که پژوهشگر از پیش به اثربخشی یک روش باور داشته باشد. نتیجه غیرمنتظره این مطالعه نشان داد که بررسی دقیق پیامدها میتواند تصویری متفاوت از باورهای رایج ارائه کند.
در نتیجه، اگرچه مدیتیشن برای بسیاری از افراد میتواند تجربهای مفید باشد، اما نباید انتظار داشت که الزاماً کیفیت خواب همه افراد را بهبود دهد. در صورت بروز اختلال خواب یا تغییر محسوس در الگوی خواب پس از شروع تمرینهای مدیتیشن، بررسی شرایط فردی و مشورت با متخصص میتواند اهمیت داشته باشد.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره روانشناسی، خواب و سلامت ذهن، به آماج مراجعه کنید.