بسیاری تصور میکنند برای موفقیت در ایجاد عادتهای روزانه و دنبال کردن برنامهها، بیش از هر چیز به اراده قوی و نظم سختگیرانه نیاز دارند؛ اما پژوهشها نشان میدهد عامل مهمتر، توانایی سازگار شدن با شرایط پیشبینینشده است. انجام ناقص یک برنامه، معمولاً بهتر از رها کردن کامل آن است.
به گزارش آماج، افرادی که میتوانند به برنامههای روزانه خود پایبند بمانند، معمولاً کسانی نیستند که همیشه شرایط ایدهآل دارند؛ بلکه افرادی هستند که هنگام تغییر شرایط، روش اجرای برنامه را تغییر میدهند و همچنان به سمت هدف حرکت میکنند.
مشکل برنامههای بیش از حد سختگیرانه
بسیاری از افراد برای رسیدن به اهداف خود، برنامههایی کاملاً دقیق طراحی میکنند؛ اما زندگی همیشه مطابق برنامه پیش نمیرود. یک روز پرمشغله، یک اتفاق غیرمنتظره یا کاهش انرژی میتواند زنجیره عادتهای ایجادشده را مختل کند.
وقتی فرد بیش از حد به اجرای کامل یک برنامه وابسته باشد، از دست دادن یک بخش کوچک از آن ممکن است باعث شود کل روز را شکستخورده تلقی کند. برای مثال، کسی که نتوانسته تمرین ورزشی کامل خود را انجام دهد، ممکن است وعده غذایی سالم را هم کنار بگذارد و در نهایت احساس کند کل برنامه روزانه از بین رفته است.
این روند برخلاف اثر زنجیرهای پیشرفت عمل میکند؛ جایی که یک تغییر کوچک مثبت میتواند به بهبود بخشهای دیگر زندگی منجر شود. اما یک لغزش کوچک در برنامههای بسیار سختگیرانه ممکن است فرد را به رها کردن کامل مسیر سوق دهد.
انعطافپذیری روانی؛ مهارتی برای حفظ مسیر
پژوهشهای مربوط به «انعطافپذیری روانی» نشان میدهد توانایی ادامه دادن مسیر اهداف مهم در کنار سازگار شدن با موانع، فشارها و تغییر شرایط، با افزایش تابآوری، عملکرد روزمره بهتر و سلامت روان بیشتر ارتباط دارد.
همچنین تحقیقات درباره انعطافپذیری در مقابله با مشکلات نشان دادهاند افرادی که وقتی یک روش نتیجه نمیدهد، آن را ارزیابی و اصلاح میکنند، معمولاً سازگاری روانی بهتری نسبت به کسانی دارند که به یک روش ثابت و غیرقابل تغییر پایبند میمانند.
به همین دلیل، داشتن یک چارچوب ثابت برای عادتها همراه با اجرای انعطافپذیر، میتواند نتیجه بهتری نسبت به تلاش برای اجرای بینقص یک برنامه داشته باشد.
انجام کمتر، بهتر از انجام ندادن است
فرض کنید برنامه شما انجام پنج تماس کاری در یک روز بوده، اما شرایط اجازه نمیدهد همه آنها را انجام دهید. ممکن است تصمیم بگیرید هیچ تماسی نگیرید. یا اگر برنامه شما دو ساعت کار روی یک پروژه بوده و تنها ۴۵ دقیقه زمان دارید، ممکن است کل کار را به روز دیگری موکول کنید.
اما انجام بخشی از برنامه همچنان ارزشمند است. دو تماس کاری بهتر از صفر تماس است؛ ۴۵ دقیقه پیشرفت روی یک پروژه بهتر از هیچ اقدامی است و ۲۰ دقیقه پیادهروی بهتر از حذف کامل فعالیت بدنی است.
هدف اصلی حفظ حرکت رو به جلو است، نه رسیدن همیشگی به نسخه ایدهآل برنامه.
دام استانداردهای بیش از حد بالا
هرچه اهداف فرد بلندپروازانهتر باشند، احتمال فاصله گرفتن موقت از برنامه نیز بیشتر میشود. مشکل زمانی ایجاد میشود که فرد هر چیزی کمتر از بهترین حالت را معادل شکست بداند.
این نوع نگاه میتواند احساس ناامیدی ایجاد کند و باعث شود احساسات منفی مانع ادامه مسیر شوند. در حالی که حتی یک اقدام کوچک نیز میتواند به حفظ عادت کمک کند.
انجام دادن بخشی از برنامه امروز، احتمال پایبندی بیشتر به عادت در روزهای آینده را افزایش میدهد؛ زیرا عادتها به سختی شکل میگیرند اما بهراحتی با توقف کامل از بین میروند.
چگونه هنگام بههم خوردن برنامه ادامه دهیم؟
اگر نتوانستید همه کارهای برنامهریزیشده را انجام دهید، ابتدا بپذیرید که ممکن است احساس ناراحتی یا ناامیدی داشته باشید. این احساس طبیعی است، بهخصوص برای افرادی که هدفمحور و پرتلاش هستند.
اما به جای تمرکز روی چیزی که انجام نشده، از خود بپرسید: «آیا انجام دادن بخشی از کار بهتر از انجام ندادن کامل آن نیست؟» پاسخ پژوهشها به این سؤال مثبت است.
یکی از روشهای مؤثر، استفاده از برنامههای انعطافپذیر است؛ یعنی از قبل تصمیم بگیرید اگر مانعی ایجاد شد، چه جایگزینی انجام خواهید داد. برای مثال: «اگر زمان کافی برای یک ساعت ورزش نداشتم، حداقل ۱۵ دقیقه حرکت میکنم.»
پیشرفت همیشه از عمل کردن شروع میشود
برنامه ایدهآل میتواند هدف خوبی باشد، اما پیشرفت واقعی از اقدام مداوم شکل میگیرد؛ حتی اگر این اقدام همیشه کامل و مطابق انتظار نباشد.
در نهایت، انجام دادن یک کار کوچک همیشه بهتر از انجام ندادن هیچ کاری است. انعطافپذیری به شما کمک میکند حتی در روزهای دشوار، ارتباط خود را با اهداف حفظ کنید.
برای مطالعه تازهترین مطالب روانشناسی، موفقیت فردی و سبک زندگی، مطالب آماج را دنبال کنید.