به نقل از آماج، این باور که انسانها با افزایش سن بهتدریج در برابر تغییرات مقاومتر میشوند، بسیار رایج است؛ سلیقهها تثبیت میشوند، دیدگاهها سختتر تغییر میکنند و علاقه به تجربههای ناآشنا کاهش مییابد. بخشی از این تصور با یافتههای علمی همخوانی دارد، زیرا ویژگی شخصیتی «گشودگی به تجربه» که با کنجکاوی و پذیرش امور تازه ارتباط دارد، بهطور متوسط در دوران بزرگسالی اندکی کاهش پیدا میکند.
با این حال، این روند را نباید یک قانون تغییرناپذیر دانست. پژوهشها نشان میدهند گشودگی به تجربه تا حدی انعطافپذیر است و میتوان با عادتها و فعالیتهای مناسب، حتی در سالهای بالاتر زندگی، ذهن را همچنان کنجکاو و پذیرای تجربههای جدید نگه داشت.
گشودگی به تجربه یک ویژگی کاملاً ثابت نیست
یکی از مهمترین دلایل برای تردید در برابر تصور «سخت شدن ذهن با افزایش سن»، پژوهشهایی است که نشان دادهاند میتوان این ویژگی را تا حدی تغییر داد.
در مطالعهای به سرپرستی جاشوا جکسون، افراد مسن در یک برنامه ۱۶ هفتهای آموزش استدلال شرکت کردند و در کنار آن تمرینها و معماهای مختلفی انجام دادند. در پایان، میزان گشودگی به تجربه در این گروه نسبت به گروه کنترل افزایش قابل اندازهگیری داشت.
اهمیت این یافته در این است که کنجکاوی را صرفاً یک ویژگی ذاتی و غیرقابل تغییر نشان نمیدهد؛ بلکه میتوان آن را تا حدی مانند یک ظرفیت قابل تمرین در نظر گرفت. آنچه در این برنامه اهمیت داشت، صرفاً حل معماها نبود، بلکه درگیر شدن مداوم با فعالیتهای تازه و چالشهای نسبتاً دشوار بود.
قرار گرفتن در موقعیت «تازهکار بودن» و تحمل دورهای که فرد هنوز در کاری مهارت ندارد، میتواند تجربهای مفید باشد. به این ترتیب، مواجهه مداوم با چیزهای جدید ممکن است به حفظ گشودگی ذهنی کمک کند، در حالی که محدود کردن زندگی به فعالیتهای آشنا و کاملاً مسلط، فرصت کمتری برای این نوع تحریک ذهنی فراهم میکند.
چرا کنجکاوی برای سلامت شناختی اهمیت دارد؟
فایده کنجکاوی فقط احساس لذت از یادگیری یا تجربه چیزهای تازه نیست. برخی پژوهشها نشان دادهاند که گشودگی بیشتر به تجربه با پیامدهای شناختی بهتر در سالهای بعد زندگی ارتباط دارد.
در یک مطالعه طولی که افراد میانسال و سالمند را به مدت ۱۳ سال دنبال کرد، سطح بالاتر گشودگی به تجربه با عملکرد شناختی بهتر در طول این دوره همراه بود. این یافته با مجموعهای از پژوهشها درباره ارتباط گشودگی، فعالیت ذهنی و «ذخیره شناختی» همخوانی دارد.
یکی از توضیحهای مطرحشده این است که فرد کنجکاوتر بیشتر به سمت یادگیری مهارتهای جدید، تجربههای دشوار، ایدههای ناآشنا و موقعیتهایی میرود که ذهن را به چالش میکشند. چنین فعالیتهایی میتوانند به حفظ تواناییهای شناختی کمک کنند.
رابطه میان این عوامل احتمالاً یکطرفه نیست. ذهن فعالتر ممکن است تجربههای جدید را قابلمدیریتتر کند و در نتیجه فرد با رغبت بیشتری دوباره به سراغ آنها برود. در مقابل، دوری مداوم از تجربههای تازه میتواند باعث شود انجام فعالیتهای جدید دشوارتر و ناخوشایندتر به نظر برسد و همین موضوع، کنارهگیری بیشتر از امور ناآشنا را تقویت کند.
۳ عادت برای حفظ ذهن باز در سالهای بالاتر
۱. عمداً تازهکار بمانید
با افزایش سن، طبیعی است که انسان بیشتر به سراغ کارهایی برود که در آنها مهارت دارد. انجام فعالیتهای آشنا، احتمال شکست یا خجالت را کاهش میدهد؛ اما تجربه تازهکار بودن نیز میتواند برای ذهن ارزشمند باشد.
یادگیری یک زبان جدید، ساز زدن، نقاشی، آشپزی یا هر مهارت دیگری که در آن مبتدی هستید، میتواند ذهن را از منطقه امن خارج کند. مهم این است که دشواری اولیه را بخشی طبیعی از یادگیری بدانید و تنها به دلیل ناآشنایی یا اشتباههای نخست کار را رها نکنید.
۲. فروتنی فکری را تمرین کنید
ذهن باز به معنای پذیرفتن هر ایدهای نیست. فروتنی فکری یعنی فرد بتواند نتیجهگیریهای خودش را قطعی و غیرقابل تغییر نداند و در صورت مواجهه با شواهد بهتر، نظرش را اصلاح کند.
یکی از راههای تمرین این مهارت، مواجهه آگاهانه با دیدگاههایی است که با باورهای شخصی ما تفاوت دارند. اگر متوجه شویم در موضوعی اشتباه کردهایم، میتوان این تجربه را شکست تلقی نکرد؛ بلکه آن را فرصتی برای یادگیری دانست.
۳. با «ندانستن» راحتتر شوید
کنجکاوی زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند مدتی با یک پرسش بیپاسخ کنار بیاید. گاهی به جای اینکه سریع به یک نتیجه آشنا برسیم، بهتر است یک سؤال دیگر بپرسیم و قبل از قضاوت، اطلاعات بیشتری جمع کنیم.
این عادت میتواند از موقعیتهای بسیار ساده روزمره آغاز شود؛ از پرسیدن درباره موضوعی که نمیدانیم گرفته تا امتحان کردن یک مسیر، غذای جدید یا فعالیتی که قبلاً تجربه نکردهایم.
ذهن باز به معنای پذیرفتن هر چیزی نیست
البته گشودگی به تجربه را نباید یک ویژگی کاملاً مثبت و بدون محدودیت دانست. بخشی از ثبات فکری در سنین بالاتر میتواند نتیجه سالها تجربه و قضاوت آگاهانه باشد، نه صرفاً نشانه انعطافناپذیری.
هدف این نیست که انسان در برابر همه ایدهها بیدفاع و دائماً مردد باشد. ذهن باز یعنی توانایی حفظ یک مسیر برای تجربههای جدید، در حالی که فرد همچنان میتواند بر اساس تجربه و شواهد درباره آنچه میداند تصمیم بگیرد.
در نهایت، افزایش سن لزوماً به معنای پایان کنجکاوی نیست. شواهد موجود نشان میدهند که بخشی از گشودگی ذهنی قابل تغییر است و قرار گرفتن منظم در معرض یادگیری، چالش و تجربههای تازه میتواند به حفظ ذهنی پویا کمک کند. بنابراین، شاید کنجکاوی بیش از آنکه ویژگی ثابتی باشد که یا از ابتدا داشته باشیم یا نداشته باشیم، عادتی باشد که با تمرین میتوان آن را زنده نگه داشت.
برای خواندن مطالب بیشتر درباره روانشناسی، سلامت مغز و سبک زندگی، به آماج مراجعه کنید.