به گزارش آماج، رابطه ما با پول همیشه فقط به میزان درآمد یا دانش مالی مربوط نمیشود. تجربههای دوران کودکی، بهویژه احساس ناامنی، محرومیت یا بیثباتی، میتوانند بر نحوه پسانداز، خرج کردن و تصمیمگیری مالی در بزرگسالی اثر بگذارند.
البته نباید هر عادت مالی را مستقیماً به «تروما» یا تجربه آسیبزا نسبت داد. عوامل اقتصادی، شخصیت، محیط اجتماعی و شرایط فعلی زندگی نیز در رفتار مالی نقش دارند. با این حال، شناخت ارتباط احتمالی میان گذشته و عادتهای امروز میتواند به درک بهتر الگوهای مالی کمک کند.
۱. پسانداز و نگهداشتن افراطی پول
افرادی که در کودکی با کمبود یا بیثباتی مالی روبهرو بودهاند، ممکن است در بزرگسالی نسبت به از دست دادن منابع مالی حساستر شوند. در چنین شرایطی، پسانداز کردن میتواند راهی برای ایجاد احساس امنیت باشد.
این رفتار زمانی میتواند مشکلساز شود که ترس از کمبود باعث شود فرد حتی برای نیازهای ضروری یا تجربههای معقول زندگی نیز تمایلی به خرج کردن نداشته باشد. در این حالت، نگرانی دائمی درباره آینده ممکن است تصمیمهای مالی را بیش از حد تحت تأثیر قرار دهد.
پسانداز و داشتن صندوق اضطراری رفتارهای مالی مفیدی هستند، اما تفاوت مهمی میان پسانداز هدفمند و ترس دائمی از خرج کردن وجود دارد.
۲. خرج کردن برای آرام کردن احساسات
در نقطه مقابل، برخی افراد ممکن است از خرید کردن بهعنوان راهی برای مقابله با ناراحتی، استرس یا احساس محرومیت استفاده کنند. خرید میتواند برای مدت کوتاهی احساس لذت یا آرامش ایجاد کند و به همین دلیل به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شود.
این رفتار الزاماً به معنای بیمسئولیتی یا ضعف اراده نیست. اگر فرد متوجه شود که بیشتر خریدهای غیرضروری او در زمان ناراحتی، اضطراب یا احساس تنهایی اتفاق میافتد، بررسی این ارتباط میتواند نخستین قدم برای تغییر الگو باشد.
ثبت احساسات قبل از خرید، به تعویق انداختن خریدهای غیرضروری و مشخص کردن بودجه تفریحی میتواند به کنترل این چرخه کمک کند.
۳. ترس از موفقیت مالی
تجربه فقر یا ناامنی مالی در کودکی لزوماً همه افراد را به سمت موفقیت مالی بیشتر سوق نمیدهد. در برخی افراد، رسیدن به شرایط بهتر ممکن است با اضطراب، تردید یا ترس از دست دادن آنچه به دست آوردهاند همراه شود.
این مسئله میتواند خود را به شکل به تعویق انداختن تصمیمهای مهم، اجتناب از فرصتهای مالی یا حتی رفتارهای خودتخریبگرانه نشان دهد. برای فردی که تمام زندگی خود را در شرایط کمبود شناخته است، وضعیت مالی باثبات ممکن است ناآشنا باشد.
با این حال، این الگو نباید به همه افرادی که کودکی سختی داشتهاند تعمیم داده شود. بسیاری از افراد نیز تجربههای دشوار را به انگیزهای برای ایجاد ثبات مالی تبدیل میکنند.
۴. نداشتن مرزهای سالم در مسائل مالی
تجربه کمبود محبت یا توجه در دوران کودکی نیز ممکن است در برخی افراد با رفتارهای مالی خاصی همراه شود. برای مثال، فرد ممکن است با پرداخت هزینههای دیگران، هدیه دادن بیش از توان خود یا قرض دادن مکرر پول تلاش کند احساس ارزشمندی یا تأیید دریافت کند.
این مسئله میتواند دو شکل متفاوت داشته باشد: فرد ممکن است بهراحتی اجازه دهد دیگران از سخاوت مالی او سوءاستفاده کنند یا برعکس، برای جلب محبت و تأیید، بیش از اندازه برای دیگران هزینه کند.
داشتن مرز مالی سالم به معنای خودخواه بودن نیست. فرد میتواند سخاوتمند باشد و در عین حال بداند چه مقدار پول میتواند برای دیگران خرج یا قرض کند، بدون اینکه امنیت مالی خودش به خطر بیفتد.
چگونه الگوهای مالی ناشی از گذشته را بهتر بشناسیم؟
یکی از نخستین گامها، توجه به موقعیتهایی است که رفتار مالی غیرعادی در آنها اتفاق میافتد. برای مثال، میتوان از خود پرسید: «وقتی مضطرب هستم بیشتر خرید میکنم؟»، «آیا از خرج کردن حتی برای نیازهای ضروری میترسم؟» یا «آیا برای جلب رضایت دیگران بیشتر از توانم هزینه میکنم؟»
ثبت هزینهها و احساسات مرتبط با آنها نیز میتواند به شناسایی الگوهای تکراری کمک کند. اگر مشکلات مالی با اضطراب شدید، تجربههای آسیبزا یا روابط ناسالم گره خورده باشد، گفتوگو با یک روانشناس یا مشاور مالی میتواند مفید باشد.
در نهایت، رفتار مالی یک ویژگی ثابت و تغییرناپذیر شخصیتی نیست. تجربههای گذشته ممکن است بر رابطه ما با پول اثر گذاشته باشند، اما شناخت این الگوها میتواند به ایجاد عادتهای آگاهانهتر و متعادلتر کمک کند.
برای خواندن مطالب بیشتر درباره روانشناسی، سبک زندگی و سلامت ذهن، به آماج مراجعه کنید.