به نقل از آماج، یک مطالعه آزمایشی درباره اثر روزهداری کامل و طولانیمدت همراه با فعالیت بدنی نشان میدهد که چنین شرایطی ممکن است برخی جنبههای توجه و یادگیری را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که پردازش زمان در شرکتکنندگان تغییر قابلتوجهی نداشت. با این حال، کوچک بودن نمونه و شرایط بسیار کنترلشده پژوهش باعث میشود نتایج آن را نتوان به همه افراد یا روزهداری معمول تعمیم داد.
روند اجرای مطالعه چگونه بود؟
پژوهش در چهار مرحله انجام شد. ابتدا شرکتکنندگان سه روز در شرایط پایه قرار گرفتند تا شاخصهای فیزیولوژیک، شناختی و روانشناختی آنها اندازهگیری شود. پس از آن، یک دوره ۱۵ روزه روزهداری کامل آغاز شد که در آن افراد میتوانستند آزادانه آب بنوشند و تحت نظارت پزشکی قرار داشتند.
در زمان انجام فعالیت هوازی، وضعیت شرکتکنندگان با نوار قلب و پایش مداوم قند خون کنترل میشد. پس از پایان دوره روزهداری، پنج روز برای بازگشت تدریجی به دریافت کالری و سپس پنج روز دیگر برای مرحله بازیابی کامل در نظر گرفته شد.
محققان عملکرد شناختی را چگونه سنجیدند؟
برای بررسی عملکرد مغز، سه آزمون رفتاری اصلی مورد استفاده قرار گرفت:
- آزمون Go/No-go: برای بررسی توجه و توانایی پاسخدادن یا خودداری از پاسخ در شرایط مشخص.
- آزمون درک زمان: برای بررسی چگونگی پردازش و برآورد گذر زمان.
- آزمون واکنش سریالی شنیداری یا ASRT: برای بررسی یادگیری توالیها و یادگیری ضمنی.
روزه طولانی چه تغییری در سوختوساز بدن ایجاد کرد؟
در مراحل ابتدایی روزهداری، میزان گلوکز خون شرکتکنندگان به حدود ۳٫۲ میلیمول در لیتر کاهش یافت. همزمان، سطح کتونها که در شرایط کمبود دریافت کربوهیدرات و انرژی افزایش مییابد، از حدود ۰٫۱ میلیمول در لیتر در شروع مطالعه به بیش از ۵ میلیمول در لیتر در مراحل بعدی رسید.
پس از بازگشت غذا به رژیم شرکتکنندگان، هر دو شاخص بهسرعت به محدوده پایه نزدیک شدند. این تغییرات نشان میدهد بدن در طول روزهداری طولانی وارد وضعیت متابولیکی متفاوتی شده بود.
کاهش سرعت واکنش در طول روزهداری
یکی از یافتههای قابلتوجه مطالعه، افزایش زمان واکنش در آزمون Go/No-go بود. میانگین زمان واکنش از حدود ۰٫۴۱۵ ثانیه در مرحله پایه به حدود ۰٫۴۴۵ ثانیه در روز چهارم رسید.
این زمان در روز دهم تا حدود ۰٫۴۲۲ ثانیه بهبود پیدا کرد، اما در روز چهاردهم دوباره به حدود ۰٫۴۴۵ ثانیه افزایش یافت. پژوهشگران این الگو را با احتمال کاهش توانایی حفظ توجه در شرایط روزهداری طولانی مرتبط دانستند.
با این حال، چنین نتیجهای به معنای ایجاد آسیب دائمی به مغز نیست. این مطالعه بیشتر تغییرات عملکردی کوتاهمدت در شرایط خاص را بررسی کرده است.
درک زمان تقریباً پایدار باقی ماند
در آزمون مربوط به درک زمان، اثر کلی زمان مشاهده شد، اما مقایسه مستقیم مراحل مختلف مطالعه تفاوت معناداری نشان نداد. به همین دلیل، پژوهشگران پردازش زمانی را در طول دوره مطالعه نسبتاً پایدار توصیف کردند.
ارزیابیهای روانشناختی نیز در مجموع تغییر چشمگیری نداشتند، اگرچه شرکتکنندگان در دوره روزهداری احساس خوابآلودگی بیشتری گزارش کردند و در برخی مقاطع کاهش آرامش نیز مشاهده شد.
ترکیب روزه و دویدن چه اثری بر یادگیری داشت؟
در تحلیل نهایی آزمون ASRT، اطلاعات ۱۷ شرکتکننده بررسی شد. دو نفر ارزیابیهای پایانی را تکمیل نکردند و سه نفر نیز به دلیل نرخ خطای بالا از این تحلیل کنار گذاشته شدند.
نتایج نشان داد گروهی که فعالیت بدنی متوسط، از جمله دویدن، را همراه با روزهداری انجام داده بود، در برخی شاخصهای یادگیری ضمنی عملکرد ضعیفتری نسبت به گروه کمتحرک داشت. این افراد خطاهای بیشتری مرتکب شدند و میزان پیشرفت آنها در برخی آزمونهای یادگیری توالی کمتر بود.
این الگو حتی پس از پایان جلسات دویدن در روز پنجم روزهداری نیز مشاهده شد. پژوهشگران احتمال دادهاند که فشار فیزیکی اولیه در دوره سازگاری متابولیکی ممکن است اثراتی فراتر از همان روزهای ابتدایی داشته باشد؛ با این حال، این توضیح هنوز یک فرضیه است و برای اثبات آن به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
چرا روزه طولانی ممکن است بر توجه اثر بگذارد؟
پژوهشگران چند سازوکار احتمالی را مطرح کردهاند؛ از جمله این ایده که در شرایط کمبود انرژی، بدن باید منابع محدود خود را میان عملکردهای شناختی سطح بالا و نیازهای حرکتی، حسی و خودکار تقسیم کند.
یکی دیگر از توضیحات مطرحشده، مدل «کاهش فعالیت پیشپیشانی در شرایط کمبود انرژی» است. با این حال، این سازوکار مستقیماً در مطالعه آزمایش نشده است، زیرا پژوهشگران اندازهگیری مستقیمی از متابولیسم مناطق مختلف مغز انجام ندادهاند. بنابراین این بخش از نتیجهگیری را باید یک فرضیه برای تحقیقات آینده دانست، نه یک یافته اثباتشده.
محدودیتهای مهم پژوهش
این مطالعه با وجود طراحی کنترلشده، محدودیتهایی دارد که در تفسیر نتایج باید در نظر گرفته شوند. تعداد شرکتکنندگان کم بود و توزیع جنسیتی نیز متوازن نبود. علاوه بر این، اندازهگیری عینی میزان آب بدن و کیفیت خواب انجام نشده بود و انگیزه یا تلاش شرکتکنندگان نیز میتوانست بر نتایج آزمونهای شناختی اثر بگذارد.
همچنین پژوهش تنها فعالیتهای هوازی را بررسی کرده است؛ بنابراین نمیتوان از نتایج آن درباره تمرینات مقاومتی یا سایر انواع فعالیت بدنی نتیجهگیری کرد.
آیا این یافتهها به معنای خطرناک بودن روزهداری است؟
خیر. این پژوهش درباره ۱۵ روز روزهداری کامل در شرایط آزمایشی و تحت نظارت پزشکی انجام شده و نباید با روزهداری معمول، رژیمهای محدودکننده کالری یا الگوهای رایج روزهداری متناوب یکسان در نظر گرفته شود.
نتایج بیشتر نشان میدهند که ترکیب گرسنگی طولانیمدت و فعالیت بدنی میتواند در برخی شرایط، عملکرد توجه و یادگیری را تغییر دهد. برای تعیین اینکه چه میزان روزهداری و چه نوع فعالیت بدنی برای افراد مختلف ایمن و مناسب است، مطالعات بزرگتر و متنوعتری لازم است.
این یافتهها میتوانند در آینده برای طراحی پروتکلهای بقا در شرایط کمبود شدید غذا، از جمله زمانبندی فعالیت بدنی در دورههای طولانی محرومیت غذایی، مورد توجه قرار گیرند؛ اما برای توصیه عمومی درباره روزهداری یا ورزش، شواهد این مطالعه بهتنهایی کافی نیست.
برای مطالعه تازهترین مطالب علمی درباره مغز، تغذیه، ورزش و سلامت، به آماج مراجعه کنید.