قمر آریان؛ زنی در کنار زرین‌کوب، اما با کارنامه‌ای مستقل در فرهنگ و ادبیات ایران

به گزارش آماج، قمر آریان از چهره‌های شناخته‌شده حوزه فرهنگ و ادبیات ایران بود؛ پژوهشگر و استادی که نامش در کنار عبدالحسین زرین‌کوب گره خورده است، اما مسیر علمی و آثار مستقل او نیز بخشی مهم از تاریخ مطالعات فرهنگی و ادبی ایران به شمار می‌آید.

آریان زندگی مشترک چهار دهه‌ای خود با زرین‌کوب را «همچون یک خواب زیبا و پربار» توصیف کرده بود؛ زندگی‌ای که در آن دوستی با اهل علم، مطالعه، سفرهای فرهنگی و گفت‌وگوهای جدی جایگاه ویژه‌ای داشت. روایت‌های او از زندگی مشترک با زرین‌کوب، علاوه بر جنبه‌های شخصی، تصویری از فضای علمی و فرهنگی بخش مهمی از قرن گذشته ایران ارائه می‌کند.

کودکی و مسیر تحصیل قمر آریان

قمر آریان در مشهد متولد شد و سال‌های کودکی و دوره ابتدایی را در قوچان گذراند. در آن زمان امکان ادامه تحصیل دختران پس از پایه ششم در این شهر محدود بود. پدر او که به تحصیل دخترانش اهمیت می‌داد، مدرسه‌ای دخترانه تأسیس کرد و قمر آریان و خواهرانش پایه‌های هفتم، هشتم و نهم را با کمک معلم خصوصی در خانه گذراندند.

او پس از پشت سر گذاشتن امتحانات مربوط به این دوره در مشهد، برای ادامه تحصیل و دریافت دیپلم ادبی به تهران رفت و در سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شد.

آشنایی با عبدالحسین زرین‌کوب

قمر آریان در نخستین سال ورود به دانشکده ادبیات با عبدالحسین زرین‌کوب، جوانی اهل بروجرد، آشنا شد. این آشنایی به‌تدریج به دوستی و همراهی علمی تبدیل شد و آن دو در دوره‌های لیسانس و دکتری هم‌کلاس بودند.

آریان بعدها درباره زرین‌کوب گفته بود که او دانشجویی بسیار توانمند بود و بسیاری از مسائل علمی را حتی بهتر از آنچه در کلاس مطرح می‌شد می‌دانست. به گفته او، پرسش‌های علمی و اشتباهاتش را با زرین‌کوب در میان می‌گذاشت و از دانش او استفاده می‌کرد.

پس از پایان دوره لیسانس، زرین‌کوب از قمر آریان خواستگاری کرد و همراه او به مشهد رفت تا موضوع را با خانواده در میان بگذارند. پدر آریان که پیش‌تر مقالات زرین‌کوب را در مجلات خوانده بود، تصور می‌کرد نویسنده آنها باید فردی مسن باشد. آشنایی با جوانی حدود ۳۰ ساله که چنین نوشته‌های پخته‌ای داشت، برای او جالب و شگفت‌انگیز بود.

این ازدواج در سال ۱۳۳۲ شکل گرفت. زندگی مشترک این دو با امکانات مالی محدود و در خانه‌ای اجاره‌ای آغاز شد؛ اما مطالعه، محبت و فعالیت فرهنگی بخش مهمی از زندگی آنان را تشکیل می‌داد.

قمر آریان؛ پژوهشگری مستقل در سایه نام زرین‌کوب

با وجود شهرت گسترده عبدالحسین زرین‌کوب، قمر آریان مسیر علمی مستقلی داشت و در حوزه‌های مختلف فرهنگی و دانشگاهی فعالیت کرد. او مدتی ریاست مدرسه نقاشی را بر عهده داشت، در هنرستان عالی موسیقی تدریس کرد و سال‌ها در دانشگاه ملی ایران، که بعدها دانشگاه شهید بهشتی نام گرفت، به آموزش دانشجویان پرداخت.

رساله دکتری او در سال ۱۳۳۷ با عنوان «چهره مسیح در ادبیات فارسی» و با راهنمایی استادانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال‌الدین همایی و علی‌اصغر حکمت به پایان رسید.

آریان موضوع رساله خود را در شرایطی انتخاب کرد که پژوهش تطبیقی درباره ادیان و بازتاب آنها در ادبیات فارسی چندان رایج نبود. علاقه او به انجیل و قرآن و توجه به حضور مفاهیم و شخصیت‌های مسیحی در شعر فارسی، از جمله مسیح، مریم، زنار و چلیپا، زمینه‌ساز این پژوهش شد. او بعدها در دوران اقامت در پاریس با استفاده از منابع کتابخانه یونسکو تحقیق خود را تکمیل کرد.

آثار و ترجمه‌های قمر آریان

کارنامه علمی و ادبی قمر آریان تنها به رساله دکتری او محدود نمی‌شد. از جمله آثار و فعالیت‌های پژوهشی و ترجمه‌ای منسوب به او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تحقیق درباره زندگی و آثار کمال‌الدین بهزاد، نقاش نامدار ایرانی؛
  • ترجمه کتاب «شرق نزدیک در تاریخ» نوشته فیلیپ حتی؛
  • ترجمه کتاب «جهان اسلام» نوشته برتولد اشپولر؛
  • همکاری با عبدالحسین زرین‌کوب در تدوین گزیده‌ای از مثنوی و غزلیات مولانا؛
  • ترجمه برخی آثار داستانی و نوشته‌های مرتبط با نقد هنر از نویسندگانی چون گی دو موپاسان، ادگار آلن پو، اسکار وایلد و آندره ژید.

او همچنین از علاقه خود به شعر نو و دیدارش با نیما یوشیج در جوانی خاطراتی نقل کرده بود. به گفته آریان، ساختارشکنی نیما و فاصله گرفتن او از قالب‌های سنتی شعر، توجهش را به خود جلب کرده بود.

زرین‌کوب از نگاه «عبدی»

قمر آریان عبدالحسین زرین‌کوب را در زندگی خصوصی با نام «عبدی» صدا می‌کرد؛ نامی صمیمانه که به گفته او تنها برای خودش اختصاص داشت.

آریان در روایت‌های خود از زرین‌کوب، بر ویژگی‌های اخلاقی و انسانی او تأکید زیادی داشت. او معتقد بود اهمیت زرین‌کوب تنها در آثار علمی و کتاب‌هایش خلاصه نمی‌شد، بلکه رفتار او با خانواده و اطرافیان نیز بخش مهمی از شخصیتش بود.

احترام به پدر و مادر، توجه به برادران و حمایت از فرزندان برادر جوان‌ترش پس از مرگ او، از جمله رفتارهایی بود که آریان به عنوان نشانه‌هایی از شخصیت انسانی همسرش از آنها یاد می‌کرد.

تسلط زرین‌کوب بر زبان‌ها و گستره فعالیت علمی او

بر اساس روایت قمر آریان، زرین‌کوب علاوه بر فارسی و عربی، با زبان‌های فرانسه، انگلیسی، ایتالیایی و اسپانیایی نیز آشنایی و تسلط داشت. او زبان اسپانیایی را در دوران اقامت خود در لس‌آنجلس آموخت.

زرین‌کوب همچنین از دوران کودکی با علوم حوزوی و زبان عربی آشنا شده بود. علاقه او به تاریخ، ادبیات و فرهنگ سبب شد بخش قابل‌توجهی از آثارش با نگاه تاریخی به مسائل فرهنگی و ادبی نوشته شود.

آریان در خاطرات خود از سخنان استادان برجسته درباره توانایی علمی زرین‌کوب نیز یاد کرده بود و تأکید داشت که همسرش طی زندگی علمی خود ده‌ها کتاب و صدها مقاله در حوزه تاریخ، ادبیات و فرهنگ به رشته تحریر درآورد.

سفرهای علمی و فرهنگی قمر آریان و زرین‌کوب

زندگی مشترک این دو استاد با سفرهای علمی و فرهنگی متعددی همراه بود. فرانسه، انگلستان، آلمان، ایتالیا، برخی کشورهای عربی، هند، پاکستان، لبنان و آمریکا از جمله مقصدهای آنان بود.

سفر به قدس

در دوره‌ای که قدس تحت اداره اردن بود، قمر آریان برای تکمیل پژوهش خود درباره مسیحیت به همراه زرین‌کوب به این شهر سفر کرد. بازدید از مکان‌های مذهبی و تاریخی، از جمله کلیسای قیامت، گلگوتا و مسجدالاقصی، برای او خاطره‌ای ماندگار بود.

دیدار با پروفسور بیلی در کمبریج

یکی دیگر از خاطرات آریان به سفر به انگلستان و دیدار با پروفسور بیلی در کمبریج مربوط می‌شود. در این سفر، آریان و زرین‌کوب به همراه مجتبی مینوی با این استاد زبان‌شناس دیدار کردند و درباره توانایی‌های علمی و زبانی او خاطراتی نقل شده است.

مجسمه موسی اثر میکل‌آنژ در رم

آریان از دیدن مجسمه مشهور حضرت موسی اثر میکل‌آنژ در کلیسای سن‌پیترو این وینکولی رم نیز به عنوان یکی از خاطرات ماندگار سفرهایش یاد کرده بود. این اثر هنری چنان بر او تأثیر گذاشت که بعدها در کلاس‌های درس نیز درباره آن برای دانشجویانش سخن می‌گفت.

سفر به هند و پاکستان

قمر آریان، عبدالحسین زرین‌کوب و استاد بدیع‌الزمان فروزانفر در یکی از سفرهای علمی خود به هند و پاکستان در کنگره مستشرقان در دهلی نو شرکت کردند. این سفر حدود سه ماه طول کشید و فرصتی برای آشنایی با پژوهشگران و ایران‌شناسان کشورهای مختلف فراهم کرد.

آریان در خاطرات خود از جایگاه زبان و ادبیات فارسی در هند نیز یاد کرده بود. آشنایی برخی مردم و حتی افراد عادی با شعر فارسی و اشعار سعدی، از جمله مواردی بود که توجه او را در این سفر به خود جلب کرد.

آثار مفقودشده زرین‌کوب

بخشی از خاطرات قمر آریان به آثار مفقودشده عبدالحسین زرین‌کوب اختصاص دارد. یکی از این موارد، دست‌نوشته کتابی درباره حضرت علی(ع) بود که بنا بر روایت آریان، همراه با دست‌نوشته کتاب «نردبان آسمان» در اوایل انقلاب از اتاق استاد در دانشکده ادبیات به سرقت رفت.

آریان روایت کرده بود که زرین‌کوب در پاسخ به درخواست نگارش ردیه‌ای بر یک کتاب، تصمیم گرفته بود به جای نوشتن ردیه، اثری مستقل درباره حضرت علی(ع) بنویسد تا به مجموعه‌ای از شبهات پاسخ دهد.

در مورد «نردبان آسمان» نیز بنا بر همین روایت، فردی که مدعی در اختیار داشتن کتاب بود، با خانواده استاد تماس گرفت و در ازای بازگرداندن آن درخواست پول کرد. زرین‌کوب این درخواست را نپذیرفت.

یکی دیگر از آثار مفقودشده، نسخه‌ای ارزشمند از دیوان خاقانی با حواشی دست‌نویس بود که هنگام انتقال گم شد و به گفته آریان، دیگر پیدا نشد.

دیدگاه زرین‌کوب درباره حافظ و شعر نو

قمر آریان در روایت‌های خود تأکید می‌کرد که زرین‌کوب نگاه بسته‌ای به شعر نو نداشت. کتاب «شعر بی‌دروغ، شعر بی‌نقاب» نیز از جمله آثاری است که دیدگاه او درباره شعر و تحولات ادبی را نشان می‌دهد.

از نگاه زرین‌کوب، تقلید از حافظ نمی‌توانست راه تازه‌ای برای شاعران ایجاد کند؛ زیرا حافظ غزل کلاسیک فارسی را به جایگاهی بسیار بلند رسانده بود. او در مقابل، ظهور نیما یوشیج را نقطه‌ای مهم در تحول شعر فارسی می‌دانست و معتقد بود شکستن برخی قالب‌های سنتی، مسیر را برای تجربه‌های تازه شاعران پس از او هموار کرد.

سال‌های پایانی و خاطره‌ای ماندگار از یک زندگی مشترک

در سال‌های پایانی زندگی زرین‌کوب، مراسم بزرگداشتی برای او در زادگاهش بروجرد برگزار شد. قمر آریان با وجود بیماری در این مراسم حضور یافت و از استقبال مردم و برنامه‌های بزرگداشت یاد کرد.

عبدالحسین زرین‌کوب در شهریور ۱۳۷۸ درگذشت. پس از مرگ او، قمر آریان سال‌ها با یاد و آثار همسرش زندگی کرد و حدود پنج سال برای سامان دادن به یادداشت‌های باقی‌مانده از او تلاش داشت.

روایت قمر آریان از چهار دهه زندگی مشترک با زرین‌کوب، تصویری از پیوند میان زندگی شخصی، دانشگاه، کتاب و فرهنگ ارائه می‌کند؛ پیوندی که برای او تنها به همراهی با یک چهره نامدار ادبی محدود نبود و خود نیز در شکل‌گیری و گسترش این فضای علمی و فرهنگی نقشی مستقل داشت.

برای خواندن مطالب بیشتر درباره چهره‌های ادبی و فرهنگی ایران، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 12 =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها