برای کودکانی که با کمک اهداکننده تخمک یا اسپرم متولد شدهاند، دانستن داستان شکلگیری خانواده بخشی از شناخت هویت آنهاست. پژوهشها و تجربه خانوادهها نشان میدهد مطرح کردن این موضوع از سنین پایین، حتی پیش از آنکه کودک بتواند کاملاً آن را درک کند، میتواند به احساس امنیت، اعتماد و ارتباط عمیقتر میان والدین و فرزند کمک کند.
به گزارش آماج، بسیاری از متخصصان حوزه خانواده معتقدند انتظار برای زمانی که کودک «به اندازه کافی بزرگ شود» ممکن است بهترین راهکار نباشد. صحبت کردن تدریجی و طبیعی درباره داستان تولد کودک، میتواند این موضوع را به بخشی عادی از زندگی خانوادگی تبدیل کند و از شکلگیری احساس پنهانکاری یا سردرگمی در آینده جلوگیری کند.
چرا والدین در گفتن این موضوع تردید دارند؟
صحبت درباره استفاده از روشهای کمکباروری و نقش یک اهداکننده برای بسیاری از والدین آسان نیست. برخی از آنها تجربه دشوار ناباروری، هزینههای درمان، انتظارهای طولانی و فشارهای روحی ناشی از نامشخص بودن نتیجه درمان را پشت سر گذاشتهاند.
پس از تولد کودک، بسیاری از والدین تمایل دارند دوره سخت گذشته را پشت سر بگذارند و از تجربه والد شدن لذت ببرند. به همین دلیل ممکن است گفتوگو درباره چگونگی شکلگیری خانواده را به آینده موکول کنند.
با این حال، متخصصان معتقدند شروع زودهنگام این گفتوگوها میتواند در بلندمدت برای والدین و کودک نتایج بهتری داشته باشد.
تمرین کردن به والدین کمک میکند داستان را طبیعی بیان کنند
یکی از دلایل مهم برای آغاز زودهنگام این گفتوگو، کمک به خود والدین است. بسیاری از پدر و مادرها ممکن است هنگام تعریف داستان تولد کودک احساس اضطراب کنند، در انتخاب کلمات دچار مشکل شوند یا حتی تحت تأثیر احساسات خود قرار بگیرند.
اما کودک خردسال نمیتواند دلیل واکنش والدین را درک کند. اگر والدین هنگام صحبت درباره این موضوع مضطرب یا ناراحت به نظر برسند، ممکن است کودک برداشت کند که مشکلی در این داستان یا حتی در وجود خودش وجود دارد.
تمرین کردن با شریک زندگی، دوستان یا استفاده از کتابهای مناسب کودک میتواند به والدین کمک کند تا روایت خود را پیدا کنند و این موضوع را با آرامش بیشتری مطرح کنند.
گفتوگوی زودهنگام، احساس امنیت کودک را افزایش میدهد
بسیاری از کودکان اهداکنندهتبار و همچنین کودکان بهفرزندخواندگی پذیرفتهشده بیان کردهاند که ترجیح میدهند هیچ خاطرهای از «اولین بار شنیدن حقیقت» نداشته باشند؛ بلکه این اطلاعات از ابتدا بخشی طبیعی از داستان زندگی آنها باشد.
کودکان معمولاً به دو دلیل از دانستن زودهنگام داستان خود سود میبرند. نخست اینکه احساس میکنند والدین چیزی را از آنها پنهان نکردهاند و رابطه آنها بر پایه اعتماد شکل گرفته است.
دوم اینکه دانستن تدریجی داستان تولد به آنها فرصت میدهد هویت خود را در طول زمان شکل دهند، نه اینکه در آینده ناگهان با اطلاعاتی مواجه شوند که تصورشان از گذشته را تغییر دهد.
هویت کودک چگونه تحت تأثیر قرار میگیرد؟
برای برخی از کودکان، آگاهی از اینکه فرد دیگری در شکلگیری تولد آنها نقش داشته است، ممکن است پرسشهایی درباره هویت و تعلق ایجاد کند. البته این تجربه برای همه کودکان یکسان نیست و بسیاری از افراد بدون مشکل خاصی با این موضوع کنار میآیند.
با این حال، متخصصان معتقدند نحوه مطرح کردن موضوع اهمیت زیادی دارد. وقتی والدین از سالهای نخست زندگی کودک با محبت و صداقت درباره داستان او صحبت میکنند، این اطلاعات بیشتر به عنوان بخشی از هویت او پذیرفته میشود، نه یک راز خانوادگی.
داستان تولد باید بخشی طبیعی از زندگی کودک باشد
گفتن داستان چگونگی شکلگیری خانواده نباید به یک جلسه رسمی و سنگین محدود شود. بهتر است این موضوع به مرور و متناسب با سن کودک، در قالب گفتوگوهای روزمره، بازی یا کتابهای مناسب مطرح شود.
هدف اصلی این نیست که کودک در سنین پایین تمام جزئیات را بفهمد؛ بلکه مهم این است که والدین با این داستان احساس راحتی کنند و کودک از ابتدا بداند که درباره گذشته و هویت خود میتواند سؤال بپرسد.
صداقت زودهنگام، پیوند خانوادگی را تقویت میکند
شروع این گفتوگوها از سالهای نخست زندگی میتواند به کودک کمک کند احساس امنیت بیشتری درباره اینکه چه کسی است و چگونه به خانوادهاش پیوسته داشته باشد.
در نهایت، داستان تولد کودک تنها درباره چگونگی آمدن او به دنیا نیست؛ بلکه درباره عشق، انتخاب و مسیری است که خانواده برای رسیدن به او طی کرده است.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره سلامت روان، خانواده و روابط انسانی، آماج را دنبال کنید.