وقتی بی‌حوصلگی به پرخاشگری تبدیل می‌شود؛ پژوهش جدید از ارتباط کسالت شدید با رفتارهای خشونت‌آمیز می‌گوید

به گزارش آماج، بی‌حوصلگی شدید ممکن است فراتر از یک احساس ناخوشایند و گذرا عمل کند و افراد را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه سوق دهد. یافته‌های یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که کسالت می‌تواند میل به تجربه‌های هیجان‌انگیز و تحریک‌کننده را افزایش دهد؛ میلی که در برخی شرایط با پرخاشگری فیزیکی و حمایت بیشتر از اقدام نظامی نیز ارتباط پیدا می‌کند.

این پژوهش که در نشریه علمی Personality and Individual Differences منتشر شده، نشان می‌دهد جست‌وجوی هیجان ممکن است حلقه واسط میان بی‌حوصلگی و واکنش‌های پرخاشگرانه باشد. بااین‌حال، محققان تأکید دارند که بی‌حوصلگی لزوماً به خشونت منجر نمی‌شود و افراد می‌توانند برای رهایی از این وضعیت، راهکارهای سازنده‌تری نیز انتخاب کنند.

چرا بی‌حوصلگی ممکن است پرخاشگری را افزایش دهد؟

روان‌شناسان معمولاً پرخاشگری را رفتاری تعریف می‌کنند که با هدف آسیب‌زدن به موجود زنده دیگری انجام می‌شود. پژوهش‌های پیشین عوامل مختلفی، از ویژگی‌های زیستی و هورمونی گرفته تا طردشدن اجتماعی، را در شکل‌گیری رفتارهای خصمانه مؤثر دانسته‌اند.

در سال‌های اخیر، توجه پژوهشگران به نقش بی‌حوصلگی نیز افزایش یافته است. برخی مطالعات پیشین میان کسالت و سادیسم روزمره، یعنی لذت‌بردن از رنج دیگران، ارتباط پیدا کرده‌اند. اما پرسش مهم این بود که آیا بی‌حوصلگی می‌تواند حتی بدون لذت‌بردن از آسیب‌دیدن دیگران نیز پرخاشگری را افزایش دهد؟

هنگ لی، پژوهشگر دانشگاه مطالعات بین‌المللی سیچوان در چین، برای بررسی این موضوع مجموعه‌ای از آزمایش‌ها را طراحی کرد. فرضیه او این بود که بی‌حوصلگی به‌عنوان یک علامت روان‌شناختی، فرد را به جست‌وجوی تجربه‌هایی شدیدتر و هیجان‌انگیزتر سوق می‌دهد تا احساس معنا و درگیری با محیط دوباره افزایش پیدا کند.

این تمایل در روان‌شناسی «هیجان‌جویی» نامیده می‌شود. بر اساس فرضیه پژوهشگر، افرادی که از کسالت رنج می‌برند ممکن است برای تجربه تحریک و هیجان بیشتر، به رفتارهایی روی بیاورند که کنترل تکانه‌ها را دشوارتر می‌کند و احتمال واکنش‌های پرخاشگرانه را افزایش می‌دهد.

بررسی ارتباط بی‌حوصلگی و پرخاشگری در دو کشور

در نخستین مطالعه، ۱۸۰ دانشجوی چینی و ۱۹۰ دانشجوی ویتنامی در مجموع ۳۷۰ نفر، پرسش‌نامه‌هایی استاندارد درباره میزان تجربه بی‌حوصلگی در زندگی روزمره و گرایش‌های پرخاشگرانه تکمیل کردند.

پرسش‌نامه‌ها چهار مؤلفه را بررسی می‌کردند: پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خشم و خصومت. نتایج نشان داد در هر دو گروه، افرادی که بیشتر مستعد بی‌حوصلگی بودند، معمولاً نمره بالاتری در ویژگی‌های مرتبط با پرخاشگری داشتند. این ارتباط در هر چهار مؤلفه مشاهده شد.

بااین‌حال، از آنجا که این بخش از پژوهش بر پاسخ‌های خوداظهاری شرکت‌کنندگان متکی بود، نمی‌توانست به‌تنهایی مشخص کند که بی‌حوصلگی مستقیماً باعث رفتار پرخاشگرانه می‌شود یا عوامل دیگری در هر دو نقش دارند. به همین دلیل، پژوهشگر آزمایش‌های دیگری نیز انجام داد.

آزمایش کیسه بوکس؛ افراد بی‌حوصله محکم‌تر مشت زدند

در آزمایش دوم، ۱۲۴ بزرگسال غیر دانشجو در چین شرکت کردند. افراد به‌صورت تصادفی در یکی از دو گروه قرار گرفتند. گروه نخست ویدئویی یکنواخت به مدت ۲۵ دقیقه تماشا کرد که در آن مردی به‌طور تکراری لباس‌ها را تا می‌کرد. گروه کنترل نیز یک مستند جذاب‌تر درباره یک پارک محلی دید.

پس از تماشای ویدئو، شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌ای درباره میزان تمایل فعلی خود به هیجان‌جویی تکمیل کردند. سپس پژوهشگر آن‌ها را به اتاقی جداگانه برد و یک کیسه بوکس و دستکش در اختیارشان گذاشت. از آن‌ها خواسته شد هرقدر مایل‌اند به کیسه مشت بزنند و توضیح داده شد که تجربه آن‌ها بعداً ارزیابی خواهد شد.

فعالیت شرکت‌کنندگان با دوربینی مخفی ضبط شد و ارزیابان مستقل، شدت و میزان راحتی آن‌ها هنگام مشت‌زدن را بررسی کردند. نتایج نشان داد افرادی که ویدئوی خسته‌کننده را دیده بودند، در مقایسه با گروه کنترل تعداد بیشتری مشت زدند. مشت‌های آن‌ها نیز شدیدتر بود، هنگام انجام این فعالیت راحت‌تر به نظر می‌رسیدند و بیشتر گزارش می‌کردند که از آن لذت برده‌اند.

تحلیل‌های آماری نشان داد که هیجان‌جویی بخشی از ارتباط میان بی‌حوصلگی و رفتار مشاهده‌شده را توضیح می‌دهد. به بیان دیگر، تجربه کسالت با افزایش میل به تحریک و هیجان همراه بود و این میل نیز با پرخاشگری فیزیکی بیشتر نسبت به کیسه بوکس ارتباط داشت.

آیا بی‌حوصلگی حمایت از اقدام نظامی را هم افزایش می‌دهد؟

در آزمایش سوم، ۲۷۷ بزرگسال آمریکایی با گرایش‌های سیاسی متفاوت، از لیبرال تا محافظه‌کار، شرکت کردند. آن‌ها به‌طور تصادفی ویدئویی خسته‌کننده از یک دیوار آب یا مستندی جذاب‌تر تماشا کردند و سپس به پرسش‌هایی درباره تمایل فعلی خود به هیجان‌جویی پاسخ دادند.

در مرحله بعد، شرکت‌کنندگان سناریوهایی فرضی درباره منازعات بین‌المللی خواندند. از آن‌ها خواسته شد خود را در جایگاه رئیس‌جمهور و فرمانده کل قوا تصور کنند و میزان حمایتشان از اقدام نظامی تهاجمی علیه ایران را ارزیابی کنند. این سناریوها شامل موقعیت‌هایی بود که در آن نیروهای خارجی به آموزش شورشیان می‌پرداختند یا آشکارا تصمیمات و مواضع جامعه بین‌المللی را نادیده می‌گرفتند.

نتایج نشان داد محافظه‌کاران به‌طور کلی حمایت بیشتری از حملات نظامی گزارش کردند؛ اما اثر دست‌کاری آزمایشی بی‌حوصلگی به این گروه محدود نبود. شرکت‌کنندگانی که ویدئوی خسته‌کننده را تماشا کرده بودند، چه لیبرال و چه محافظه‌کار، در مقایسه با گروهی که مستند را دیده بود، هیجان‌جویی بیشتر و حمایت بالاتری از اقدام نظامی تهاجمی نشان دادند.

در این آزمایش نیز هیجان‌جویی به‌عنوان عامل واسطه‌ای میان تجربه کسالت و پاسخ‌های خصمانه مطرح شد. بااین‌حال، این بخش از پژوهش نگرش افراد به سناریوهای فرضی را سنجید و به‌معنای مشاهده رفتار واقعی آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی یا نظامی نیست.

آیا هر نوع بی‌حوصلگی به خشونت منجر می‌شود؟

پاسخ منفی است. پژوهشگران هشدار می‌دهند که نباید یافته‌ها را به این معنا تفسیر کرد که افراد بی‌حوصله ناگزیر به رفتارهای خشونت‌آمیز روی می‌آورند. تصمیم‌گیری انسان تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار دارد و میزان خودکنترلی می‌تواند در نحوه واکنش افراد به کمبود تحریک و فعالیت مؤثر باشد.

افرادی که خودکنترلی بالاتری دارند، ممکن است حتی در شرایط کسالت شدید نیز بتوانند تکانه‌های پرخاشگرانه خود را مهار کنند. پژوهش‌های آینده می‌توانند بررسی کنند که آیا کاهش خودکنترلی، احتمال بروز واکنش‌های تهاجمی در شرایط بی‌حوصلگی را افزایش می‌دهد یا خیر.

از سوی دیگر، مطالعات نشان می‌دهند که افراد برای فرار از کسالت می‌توانند به رفتارهای خنثی یا مثبت نیز روی بیاورند؛ از جمله فعالیت‌های خلاقانه، ورزش و مرور خاطرات خوش گذشته. فراهم‌کردن فرصت‌هایی برای فعالیت‌های سازنده و در عین حال جذاب و پرتحرک می‌تواند به هدایت میل به هیجان در مسیری غیرخصمانه کمک کند.

محدودیت‌های پژوهش و اهمیت نتایج

یکی از نقاط قوت این مجموعه مطالعات، استفاده از روش‌های متفاوت بود: پرسش‌نامه‌های خوداظهاری، مشاهده رفتار فیزیکی در محیط آزمایشگاهی و بررسی نگرش به سناریوهای سیاسی فرضی. همچنین، حضور شرکت‌کنندگان چینی، ویتنامی و آمریکایی امکان بررسی این ارتباط را در چند جمعیت متفاوت فراهم کرد.

بااین‌حال، هر یک از این روش‌ها محدودیت‌هایی دارند. ارتباط مشاهده‌شده در پرسش‌نامه‌ها به‌تنهایی رابطه علت و معلولی را اثبات نمی‌کند و آزمایش کیسه بوکس نیز رفتاری را در یک محیط کنترل‌شده می‌سنجد، نه لزوماً پرخاشگری در روابط واقعی. همچنین، حمایت از اقدام نظامی در سناریوهای فرضی با تصمیم‌گیری واقعی در شرایط سیاسی و امنیتی تفاوت دارد.

در مجموع، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد بی‌حوصلگی شدید ممکن است از طریق افزایش میل به هیجان‌جویی، زمینه برخی واکنش‌های پرخاشگرانه را فراهم کند. اما این رابطه قطعی و اجتناب‌ناپذیر نیست و برای روشن‌شدن نقش خودکنترلی، تفاوت‌های فردی و شرایط اجتماعی به مطالعات بیشتری نیاز است.

این پژوهش با عنوان «بی‌حوصلگی تا میدان نبرد: رابطه میان کسالت و پرخاشگری» به قلم هنگ لی منتشر شده است. برای مطالعه تازه‌ترین خبرهای روان‌شناسی و پژوهش‌های مربوط به رفتار انسان، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − دوازده =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها