به گزارش آماج، یک مطالعه بزرگ روی بیش از ۱۵ هزار کودک نشان میدهد فعالیتهای ذهنی و آموزشی والدین، مانند کتاب خواندن، حل پازل و انجام فعالیتهای هنری و طبیعتگردی، میتواند با رشد بهتر حافظه کاری کودکان ارتباط داشته باشد و بخشی از شکاف شناختی میان کودکان خانوادههای کمبرخوردار و مرفه را کاهش دهد.
پژوهشگران دریافتند کودکان خانوادههای دارای وضعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر، معمولاً با حافظه کاری قویتری وارد مدرسه میشوند؛ اما کودکانی که والدینشان بیشتر در فعالیتهای ذهنی و آموزشی با آنها مشارکت میکنند، روند رشد شناختی طولانیتر و پایدارتری نشان میدهند. نتایج این پژوهش در نشریه Learning and Individual Differences منتشر شده است.
حافظه کاری چیست و چرا اهمیت دارد؟
حافظه کاری توانایی ذهن برای نگهداشتن موقت اطلاعات و کار کردن با آنهاست. این توانایی در فعالیتهایی مانند استدلال، برنامهریزی و درک زبان نقش دارد. برای مثال، کودک هنگام انجام یک مسئله ریاضی ذهنی یا دنبال کردن دستورالعمل چندمرحلهای، از حافظه کاری خود استفاده میکند.
این توانایی شناختی در سالهای ابتدایی کودکی با سرعت زیادی رشد میکند و با آمادگی کودک برای یادگیری در محیط مدرسه ارتباط نزدیکی دارد.
بررسی بیش از ۱۵ هزار کودک آمریکایی
لی ژائو، استفانی W.Y. چان و شویانگ دونگ برای بررسی روند رشد حافظه کاری و تأثیر شرایط خانوادگی بر آن، دادههای ۱۵ هزار و ۴۳۷ کودک در ایالات متحده را بررسی کردند.
این کودکان از سال ورود به مهدکودک در سال ۲۰۱۰ تا کلاس پنجم تحت پیگیری قرار گرفتند. برای سنجش حافظه کاری، از آزمون «گستره ارقام معکوس» استفاده شد. در این آزمون، کودکان رشتهای از اعداد را میشنیدند و باید آنها را به ترتیب معکوس تکرار میکردند. با موفقیت کودک، طول رشته اعداد افزایش پیدا میکرد تا ظرفیت حافظه کاری او به چالش کشیده شود.
والدین نیز در سال مهدکودک درباره درآمد خانوار، سطح تحصیلات و وضعیت شغلی خود اطلاعات ارائه کردند. علاوه بر این، سه جنبه از رفتارهای والدگری شامل تحریک شناختی، گرمی عاطفی و انضباط منفی مورد بررسی قرار گرفت.
کتاب خواندن و بازیهای فکری چه تأثیری داشتند؟
محققان دریافتند کودکانی که والدینشان بیشتر در فعالیتهایی مانند کتاب خواندن، آواز خواندن، کاردستی، حل پازل و فعالیتهای مرتبط با طبیعت با آنها مشارکت میکردند، معمولاً با سطح بالاتری از حافظه کاری وارد مهدکودک میشدند.
نکته مهمتر این بود که تحریک شناختی فقط با عملکرد اولیه بهتر ارتباط نداشت؛ بلکه با مسیر رشد حافظه کاری نیز مرتبط بود. کودکانی که میزان بیشتری از این نوع تعاملات را تجربه میکردند، دیرتر به مرحله توقف یا کندشدن رشد حافظه کاری میرسیدند.
به بیان ساده، فعالیتهای ذهنی مشترک والد و کودک ممکن است به کودک کمک کنند رشد شناختی خود را برای مدت طولانیتری ادامه دهد و الگویی نزدیکتر به کودکان خانوادههای برخوردار داشته باشد.
کودکان کمبرخوردار چگونه به رشد سریعتر میرسند؟
کودکان خانوادههای دارای وضعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر، در ابتدای ورود به مهدکودک معمولاً امتیاز حافظه کاری بالاتری داشتند. با این حال، کودکان خانوادههای کمبرخوردار در سالهای ابتدایی مدرسه رشد اولیه سریعتری نشان دادند و توانستند بخشی از این فاصله را کاهش دهند.
پژوهشگران احتمال میدهند ورود به یک محیط آموزشی ساختاریافته بتواند در ابتدا به کودکانی که در خانه منابع آموزشی کمتری در اختیار داشتهاند، کمک کند. با این حال، رشد حافظه کاری این کودکان زودتر به مرحله توقف رسید، در حالی که کودکان خانوادههای مرفهتر برای مدت طولانیتری روند رشد پایدارتری داشتند.
در نتیجه، بخشی از شکاف شناختی تا پایان کلاس پنجم همچنان باقی ماند؛ زیرا دسترسی مستمر به فعالیتهای آموزشی و منابع غنیتر میتواند فرصتهای بیشتری برای رشد شناختی فراهم کند.
آیا محبت والدین نیز همین اثر را داشت؟
پژوهشگران علاوه بر تحریک شناختی، میزان گرمی و محبت والدین را نیز بررسی کردند. نتایج نشان نداد که گرمی عاطفی والدین بتواند رابطه میان وضعیت اقتصادی خانواده و رشد حافظه کاری را به شکل معناداری تغییر دهد.
محققان احتمال دادند یکی از دلایل این نتیجه آن باشد که بیشتر والدین شرکتکننده در مطالعه، سطح بسیار بالایی از گرمی و محبت را گزارش کرده بودند و همین موضوع ممکن است تشخیص تفاوتهای ظریف آماری را دشوار کرده باشد.
تنبیه بدنی چه ارتباطی با حافظه کاری داشت؟
تنبیه بدنی نیز نتوانست مسیر شکاف شناختی مرتبط با وضعیت اقتصادی خانواده را تغییر دهد. با این حال، تنبیه بدنی بهطور کلی با عملکرد ضعیفتر حافظه کاری ارتباط داشت؛ یعنی این ارتباط در گروههای مختلف خانوادگی مشاهده شد و به سطح درآمد یا تحصیلات والدین محدود نبود.
البته پژوهشگران تأکید کردند که اندازهگیری تنبیه بدنی در این مطالعه محدود بود؛ زیرا از والدین فقط درباره تنبیه کودک و تعداد دفعات آن در هفته گذشته سؤال شده بود. بنابراین نمیتوان بر اساس این دادهها درباره الگوهای طولانیمدت انضباط خشن نتیجهگیری قطعی کرد.
محدودیتهای مهم پژوهش
این مطالعه مانند هر پژوهش دیگری محدودیتهایی داشت. نخست اینکه اطلاعات مربوط به رفتارهای والدین توسط خود آنها گزارش شده بود و احتمال دارد برخی پاسخها تحت تأثیر تمایل افراد به ارائه تصویری مطلوب از رفتار خود قرار گرفته باشد.
همچنین اطلاعات مربوط به وضعیت اقتصادی خانواده و رفتارهای والدین تنها در سال ورود کودک به مهدکودک جمعآوری شد. شرایط اقتصادی خانوادهها و شیوههای والدگری میتوانند در طول سالهای بعد تغییر کنند و این مطالعه نمیتواند تأثیر این تغییرات را بهطور کامل نشان دهد.
از سوی دیگر، آزمون حافظه کاری تنها یک جنبه از توانایی شناختی کودک را اندازهگیری میکرد. حافظه کاری مؤلفههای مختلفی دارد و توانایی نگهداری اطلاعات فضایی نیز بخشی از آن است. استفاده از آزمونهای شناختی متنوعتر میتوانست تصویر کاملتری از تواناییهای ذهنی کودکان ارائه دهد.
همچنین دادههای پژوهش تنها مربوط به کودکان ایالات متحده بود؛ بنابراین ممکن است رابطه میان وضعیت اقتصادی، شیوه والدگری و رشد شناختی در کشورهای دیگر با توجه به تفاوتهای فرهنگی و نظامهای آموزشی متفاوت باشد.
پیام مهم برای والدین
نتایج این پژوهش نشان نمیدهد که خانوادهها برای تقویت حافظه کاری کودک به ابزارهای آموزشی گرانقیمت نیاز دارند. فعالیتهای سادهای مانند کتاب خواندن، حل پازل، انجام کاردستی، آواز خواندن و کشف محیط اطراف میتوانند فرصتهایی برای درگیر کردن ذهن کودک فراهم کنند.
در نهایت، یافتهها نشان میدهند کیفیت تعامل والد و کودک میتواند یکی از عوامل مرتبط با مسیر رشد شناختی باشد؛ عاملی که شاید بتواند بخشی از اثر محدودیتهای اقتصادی بر فرصتهای یادگیری کودکان را تعدیل کند.
برای مطالعه تازهترین یافتههای علمی درباره روانشناسی، مغز و رشد کودکان، به آماج مراجعه کنید.