به نقل از آماج، ساموئل موین، مورخ حقوق و نویسنده کتاب «سالارمردمسالاری در آمریکا: چگونه سالمندان قدرت و ثروت را در اختیار خود نگه داشتهاند و برای حل مشکلات کشور چه باید کرد»، استدلال میکند که افزایش طول عمر و پیرشدن جمعیت آمریکا پیامدهایی فراتر از حوزه سلامت دارد و به تغییر توازن قدرت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میان نسلها منجر شده است.
موین در این تحلیل، از مفهوم Gerontocracy یا «حکومت سالمندان» استفاده میکند؛ مفهومی که به شرایطی اشاره دارد که در آن افراد مسنتر سهم نامتناسبی از قدرت، ثروت و منابع جامعه را در اختیار دارند. او این وضعیت را شکل تازهای از تمرکز قدرت میداند که در کنار مسائل مربوط به الیگارشی و نابرابری اقتصادی در آمریکا شکل گرفته است.
پیرشدن جمعیت چگونه توازن قدرت را تغییر داده است؟
در طول تاریخ، سالمندان و افراد دارای سابقه و سن بیشتر معمولاً از جایگاه اجتماعی بالاتری برخوردار بودهاند. اما به گفته موین، تغییر مهم در دوران مدرن افزایش چشمگیر امید به زندگی است؛ بهگونهای که افراد بیشتری به دهههای هشتم و نهم زندگی خود میرسند، در حالی که نرخ تولد کاهش یافته است.
این تغییر جمعیتی باعث شده سهم افراد مسنتر در جمعیت افزایش پیدا کند و در نتیجه، تأثیر سیاسی و اقتصادی این گروه نیز بیشتر شود. نویسنده معتقد است جامعهای که میانگین سنی بالاتری دارد، ممکن است بیشتر بر حفظ شرایط موجود تمرکز کند تا ایجاد تغییرات اساسی و سرمایهگذاری برای آینده.
سالمندان؛ نیروی قدرتمند در انتخابات آمریکا
موین معتقد است سالمندان به دلیل نرخ بالای مشارکت انتخاباتی، بهویژه در انتخابات محلی، میاندورهای و درونحزبی، نفوذ قابلتوجهی بر سیاست آمریکا دارند.
او با اشاره به دادههای مطرحشده در این تحلیل میگوید سن میانه رأیدهندگان واقعی در آمریکا حدود ۵۲ سال است و این رقم در انتخابات غیرریاستجمهوری به حدود ۵۵ یا ۵۶ سال و در انتخابات مقدماتی به حدود ۶۵ سال میرسد.
از سوی دیگر، کمککنندگان مالی به کارزارهای انتخاباتی نیز عمدتاً سن بالاتری دارند. در کنار آن، گروههای ذینفوذ سالمندان و برنامههای حمایتی دولتی، قدرت سیاسی و اقتصادی بیشتری در اختیار نسلهای مسنتر قرار میدهند.
تمرکز ثروت در نسلهای مسنتر
یکی از محورهای اصلی استدلال موین، شکاف ثروت میان نسلهاست. بر اساس دادههایی که او در کتاب خود مطرح میکند، در فاصله حدود سالهای ۲۰۰۰ تا دو دهه پس از آن، ارزش خالص دارایی خانوارهایی که سرپرست آنها بیش از ۶۵ سال داشته، ۴۲ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که ثروت خانوادههای دارای بزرگسالان ۱۸ تا ۳۴ ساله ۶۸ درصد کاهش داشته است.
نویسنده بر همین اساس از تعبیر «oldigarchy» یا «الیگارشی سالمندان» استفاده میکند؛ مفهومی که به تمرکز ثروت و قدرت در میان نسلهای مسنتر اشاره دارد.
از نگاه او، افزایش طول عمر به برخی افراد فرصت داده است مدت بیشتری ثروت انباشته کنند و در عین حال انتقال این ثروت به نسلهای جوانتر به تعویق بیفتد.
بازار کار و ماندگاری در مشاغل پردرآمد
این روند تنها به سیاست و ثروت محدود نمیشود. موین معتقد است حذف الزام بازنشستگی در بسیاری از مشاغل باعث شده افراد مسنتر مدت بیشتری در موقعیتهای شغلی قدرتمند باقی بمانند.
او به افزایش میانگین سن مدیران ارشد و استادان دانشگاه اشاره میکند و میگوید شکاف دستمزد میان افراد بالای ۵۵ سال و افراد زیر ۳۵ سال در فاصله سالهای ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۸ حدود ۶۱ درصد افزایش یافته است. همچنین سهم افراد بالای ۵۵ سال در نیروی کار آمریکا طی همین دوره ۸۸ درصد رشد کرده است.
مسکن؛ یکی دیگر از میدانهای اختلاف نسلی
مسکن نیز از دیگر حوزههایی است که در این تحلیل مورد توجه قرار گرفته است. افراد مسنتر در آمریکا نرخ مالکیت خانه بالایی دارند و گروه سنی ۷۰ تا ۷۴ سال بیش از ۸۰ درصد نرخ مالکیت مسکن دارد.
در همین حال، سن میانه خریداران خانه در آمریکا از حدود ۳۰ سال در سال ۱۹۸۱ به ۵۳ سال در سال ۲۰۲۲ رسیده است. موین معتقد است بخشی از بحران مسکن به این مسئله مرتبط است که برخی مالکان مسنتر تمایلی به کوچکتر کردن محل سکونت خود ندارند و بسیج سیاسی برای جلوگیری از ساختوساز جدید نیز میتواند عرضه مسکن را محدود کند.
آیا سن بالاتر به معنای زوال سیاسی است؟
موین تأکید میکند که همه سیاستمداران مسن دچار ناتوانی جسمی یا شناختی نیستند و مسئله اصلی نیز صرفاً سن رؤسایجمهور یا نمایندگان نیست.
به باور او، مسئله مهمتر این است که سیاستمداران مسنتر نماینده جامعهای هستند که بخش قابلتوجهی از قدرت سیاسی و اقتصادی در اختیار نسلهای مسنتر قرار گرفته است. بنابراین، حتی اگر سیاستمداران جوانتر روی کار بیایند، ساختار قدرت ممکن است همچنان تحت تأثیر جمعیت و ثروت نسلهای مسنتر باقی بماند.
تأثیر پیرشدن جامعه بر آیندهنگری
یکی از انتقادهای اصلی این تحلیل آن است که جامعه سالخورده ممکن است انگیزه بیشتری برای حفظ شرایط موجود و توجه به منافع کوتاهمدت داشته باشد و در نتیجه، مشکلات بلندمدت را به آینده موکول کند.
از این منظر، موضوعاتی مانند بدهی عمومی، زیرساختها، مسکن و تغییرات اقلیمی ممکن است تحت تأثیر اولویتهایی قرار بگیرند که بیشتر بر حفظ سطح زندگی فعلی تمرکز دارند تا سرمایهگذاری برای نسلهای آینده.
موین همچنین به ارتباط میان سن و دیدگاههای سیاسی اشاره میکند و معتقد است در بسیاری از حوزهها، افزایش سن با گرایش بیشتر به حفظ وضع موجود همراه است؛ هرچند این قاعده برای همه افراد و گروههای سنی صدق نمیکند.
بحران جانشینی میان نسلها
در نگاه موین، آنچه در آمریکا شکل گرفته الزاماً نتیجه یک نقشه از پیش طراحیشده نیست، بلکه پیامد ناخواسته افزایش طول عمر، کاهش نرخ تولد و انباشت قدرت و ثروت در میان گروهی بزرگ از سالمندان است.
او این وضعیت را نوعی «بحران جانشینی» میداند که نهتنها سیاست، بلکه اقتصاد و فرهنگ آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از این دیدگاه، انتقال قدرت از نسلهای مسنتر به نسلهای جوانتر میتواند به یکی از چالشهای مهم آینده آمریکا تبدیل شود.
راهکار پیشنهادی برای کاهش شکاف نسلی
موین معتقد است مقابله با این وضعیت به مجموعهای از اصلاحات نیاز دارد؛ از جمله بررسی محدودیتهای سنی برای برخی مناصب سیاسی، افزایش مشارکت سیاسی جوانان و کاهش نفوذ نامتناسب گروههای ذینفوذ سالمندان.
او همچنین بر سیاستهایی برای تسهیل انتقال ثروت میان نسلها تأکید میکند. با این حال، برخلاف برخی دیدگاهها، موین خواهان کاهش حمایتهای اجتماعی از سالمندان نیست و معتقد است گسترش حمایتهایی مانند تأمین مراقبت بلندمدت میتواند به کاهش وابستگی سیاسی سالمندان به حفظ قدرت و منابع کمک کند.
آیا آمریکا به قرارداد جدیدی میان نسلها نیاز دارد؟
در نهایت، این تحلیل استدلال میکند که مسئله «حکومت سالمندان» تنها به سن رئیسجمهور یا نمایندگان محدود نمیشود، بلکه به ساختار عمیقتری از توزیع قدرت، ثروت، مشاغل و منابع میان نسلها مربوط است.
موین معتقد است اگر آمریکا خواهان جامعهای مبتنی بر نوآوری، حل مسائل بلندمدت و فرصتهای عادلانه برای نسلهای مختلف است، باید درباره نحوه انتقال قدرت و ثروت میان نسلها بازاندیشی کند.
این دیدگاه البته یک تحلیل سیاسی و اجتماعی است و بسیاری از ادعاهای مطرحشده درباره نقش سن در سیاست، اقتصاد و رفتار رأیدهندگان نیازمند بررسی مستقل و مقایسه با دادههای جمعیتی و اقتصادی است. با این حال، افزایش سن جمعیت و پیامدهای آن برای رابطه میان نسلها، به یکی از مسائل مهم جوامع مدرن تبدیل شده است.
برای مطالعه تازهترین تحلیلها و گزارشهای اجتماعی و سیاسی، به آماج مراجعه کنید.