به گزارش آماج، پژوهشی جدید نشان میدهد انزوای اجتماعی میتواند بهطور مستقل از احساس تنهایی با کاهش عملکرد شناختی در دوران سالمندی ارتباط داشته باشد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد افزایش ارتباطات اجتماعی و جلوگیری از انزوای سالمندان ممکن است یکی از راهکارهای مؤثر برای حفظ سلامت مغز و کاهش سرعت افت شناختی باشد.
این پژوهش که در Journal of Gerontology: Social Sciences منتشر شده، تفاوت مهمی میان «انزوای اجتماعی» و «تنهایی» قائل میشود؛ دو مفهومی که در گفتوگوی روزمره گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما از نظر علمی تفاوت دارند.
انزوای اجتماعی با تنهایی یکی نیست
انزوای اجتماعی به وضعیت عینی ارتباط فرد با دیگران اشاره دارد؛ عواملی مانند تنها زندگی کردن، نداشتن شریک زندگی، ارتباط محدود با خانواده و دوستان یا مشارکت نکردن در فعالیتهای اجتماعی و گروهی.
در مقابل، تنهایی یک تجربه ذهنی و عاطفی است. فرد ممکن است در میان دیگران زندگی کند اما همچنان احساس تنهایی داشته باشد. از سوی دیگر، ممکن است فردی ارتباطات اجتماعی محدودی داشته باشد اما از این وضعیت احساس ناراحتی نکند.
پژوهشهای پیشین هر دو عامل را با پیامدهای نامطلوب سلامت مرتبط دانستهاند، اما مشخص کردن رابطه علت و معلولی میان انزوای اجتماعی و سلامت شناختی دشوار است؛ زیرا وضعیت اجتماعی و عملکرد مغز در طول زندگی بر یکدیگر اثر میگذارند.
بررسی بیش از ۳۰ هزار سالمند
پژوهشگران برای بررسی این ارتباط، دادههای مطالعه Health and Retirement Study در آمریکا را تحلیل کردند. این دادهها مربوط به ۱۳۷ هزار و ۶۵۳ مشاهده از ۳۰ هزار و ۴۲۱ فرد ۵۰ تا ۹۴ ساله بود و بازه زمانی سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۸ را پوشش میداد.
عملکرد شناختی شرکتکنندگان با استفاده از آزمونهایی برای سنجش حافظه و پردازش ذهنی ارزیابی شد. در این آزمونها، از افراد خواسته میشد فهرستی از کلمات را به یاد بیاورند و برای مثال، اعداد را بهصورت معکوس و با فاصله هفتتایی شمارش کنند.
برای سنجش انزوای اجتماعی نیز شاخصی بر اساس وضعیت تأهل، میزان ارتباط با خانواده و دوستان، مشارکت مذهبی و فعالیتهای داوطلبانه در نظر گرفته شد.
کاهش انزوا با افت شناختی کمتر همراه بود
محققان برای بررسی دقیقتر رابطه علت و معلولی از روشهای مدلسازی استنباط علّی استفاده کردند. آنها ابتدا روند طبیعی تغییر عملکرد شناختی افراد را با افزایش سن برآورد کردند و سپس در یک شبیهسازی آماری، وضعیت افرادی را که انزوای اجتماعی بالایی داشتند به سطح پایینتری از انزوا تغییر دادند.
مقایسه این دو وضعیت نشان داد کاهش انزوای اجتماعی با کاهش سرعت افت شناختی در مسیر سالمندی همراه است. اگرچه میزان تغییر مطلق در نمرات آزمونهای شناختی چندان بزرگ نبود، روند محافظتی در جمعیت مورد مطالعه بهطور پایدار مشاهده شد.
تأثیر انزوای اجتماعی در گروههای مختلف
پژوهشگران همچنین بررسی کردند که آیا این اثر در گروههای مختلف جمعیتی تفاوت دارد یا خیر. نتایج نشان داد اثر محافظتی کاهش انزوای اجتماعی در میان زنان و مردان و همچنین افراد با سطوح مختلف تحصیلات مشاهده میشود.
این اثر در میان گروههای مختلف نژادی و قومی نیز مشابه بود. پژوهشگران معتقدند توجه به کاهش انزوای اجتماعی میتواند برای گروههایی که بهطور معمول با خطر بالاتری برای اختلالات شناختی مواجهاند، اهمیت بیشتری داشته باشد.
تنهایی تنها بخش کوچکی از ماجراست
یکی از مهمترین یافتههای این مطالعه، نقش نسبتاً محدود احساس تنهایی در توضیح اثر انزوای اجتماعی بود. پژوهشگران در یک تحلیل شبیهسازیشده، میزان انزوای اجتماعی را کاهش دادند اما احساس تنهایی گزارششده افراد را در همان سطح قبلی نگه داشتند.
نتایج نشان داد تنها حدود ۶ درصد از اثر محافظتی مشاهدهشده از طریق کاهش احساس تنهایی توضیح داده میشود. به بیان دیگر، بخش عمده این اثر ظاهراً مستقیماً با کاهش انزوای اجتماعی ارتباط داشت.
این یافته نشان میدهد برای محافظت از سلامت شناختی سالمندان، صرفاً کاهش احساس تنهایی کافی نیست و حفظ ارتباط واقعی فرد با خانواده، دوستان و جامعه نیز اهمیت دارد.
زندگی تنها؛ هدفی مهم برای مداخلات سلامت عمومی
محققان در مرحله دیگری از پژوهش، یک مداخله هدفمند را شبیهسازی کردند و به جای تلاش برای کاهش انزوای اجتماعی در همه افراد، تنها کسانی را هدف قرار دادند که بهتنهایی زندگی میکردند.
نتیجه قابل توجه بود: افرادی که تنها زندگی میکردند حدود ۲۰ درصد از مشاهدات پژوهش را تشکیل میدادند، اما مداخله در همین گروه توانست نیمی از مزایای شناختی مشاهدهشده در شبیهسازی جمعیتمحور را ایجاد کند.
این یافته میتواند برای برنامههای سلامت عمومی اهمیت داشته باشد؛ زیرا شناسایی افراد سالمندی که بهتنهایی زندگی میکنند، در مقایسه با شناسایی تمام افراد در معرض انزوای اجتماعی، میتواند هدفگذاری سادهتر و کمهزینهتری باشد.
این مطالعه چه محدودیتهایی دارد؟
پژوهشگران تأکید میکنند که این مطالعه محدودیتهایی نیز دارد. بخشی از اطلاعات بر اساس گزارش خود افراد جمعآوری شده و ممکن است سالمندانی که شدیدترین سطح انزوای اجتماعی را تجربه میکنند، کمتر در مطالعات ملی مشارکت کرده باشند.
همچنین دادهها مشخص نمیکنند افراد پیش از ورود به مطالعه، چه مدت در وضعیت انزوای اجتماعی قرار داشتهاند. بنابراین، هنوز مشخص نیست انزوای اجتماعی در طول چندین سال یا چند دهه چه میزان اثر تجمعی بر سلامت مغز دارد.
نحوه سنجش تنهایی نیز محدودیت دیگری بود. شرکتکنندگان تنها درباره احساس تنهایی در هفته گذشته به صورت بله یا خیر پاسخ داده بودند و استفاده از مقیاسهای دقیقتر میتوانست ابعاد مختلف تجربه تنهایی را بهتر نشان دهد.
چرا انزوای اجتماعی ممکن است به مغز آسیب بزند؟
پژوهشگران هنوز درباره سازوکار دقیق ارتباط میان انزوای اجتماعی و افت شناختی به نتیجه قطعی نرسیدهاند. یکی از مسیرهای احتمالی، تغییر در سبک زندگی است.
افرادی که ارتباطات اجتماعی محدودی دارند ممکن است کمتر فعالیت بدنی داشته باشند یا خواب نامناسبتری را تجربه کنند. چنین عوامل رفتاری و سبک زندگی میتوانند در آینده به عنوان حلقه واسط میان انزوای اجتماعی و کاهش سلامت شناختی بررسی شوند.
در مجموع، یافتههای این پژوهش نشان میدهد مقابله با انزوای اجتماعی سالمندان تنها اقدامی برای بهبود روابط اجتماعی و کاهش احساس تنهایی نیست؛ بلکه ممکن است بخشی از راهبردهای حفظ سلامت شناختی در دوران سالمندی نیز باشد.
برای مطالعه تازهترین مطالب علمی و سلامت، به آماج مراجعه کنید.