به گزارش آماج، همه افراد استرس را تجربه میکنند، اما واکنش بدن و ذهن انسانها به فشارهای روانی یکسان نیست. مدل «استرس ـ آسیبپذیری» توضیح میدهد که چگونه ترکیبی از عوامل زیستی، فشارهای محیطی و عوامل محافظتی میتواند بر احتمال بروز مشکلات و اختلالات روانی تأثیر بگذارد.
به نقل از آماج، این مدل که با نام «مدل دیاستز ـ استرس» نیز شناخته میشود، نخستینبار در سال ۱۹۷۷ توسط زوبین و اسپرینگ برای توضیح شکلگیری اسکیزوفرنی مطرح شد و بعدها برای بررسی طیف گستردهتری از اختلالات روانپزشکی مورد استفاده قرار گرفت.
مدل استرس ـ آسیبپذیری چگونه کار میکند؟
بر اساس این مدل، خطر بروز یک اختلال روانی عمدتاً تحت تأثیر دو عامل قرار دارد: آسیبپذیری زیستی و استرس. با این حال، عوامل محافظتی مانند برخورداری از حمایت اجتماعی، مراقبت از خود و استفاده از روشهای سالم مقابله با فشار روانی میتوانند اثر این عوامل را کاهش دهند.
آسیبپذیری زیستی
آسیبپذیری زیستی به تمایل ژنتیکی یا سایر ویژگیهای زیستی گفته میشود که میتوانند احتمال ابتلا به برخی مشکلات روانی را افزایش دهند. برای مثال، اختلال دوقطبی میتواند در برخی خانوادهها به دلیل عوامل ژنتیکی بیشتر دیده شود.
این بخش از مدل همچنین برخی تجربههای دوران جنینی یا سالهای ابتدایی زندگی را در نظر میگیرد؛ عواملی که ممکن است در شکلگیری آسیبپذیری فرد نقش داشته باشند.
استرس؛ عامل محرک، نه تنها علت
داشتن زمینه ژنتیکی به این معنا نیست که فرد حتماً به یک اختلال روانی مبتلا خواهد شد. در برخی افراد، یک رویداد شدید یا مجموعهای از فشارهای روانی میتواند زمینه بروز علائم را فراهم کند.
از جمله عوامل استرسزا میتوان به بحرانهای زندگی مانند مرگ یکی از نزدیکان یا بیماری شدید، مصرف مواد و فشارهای شخصی و شغلی اشاره کرد. البته میزان تأثیر این عوامل به نوع مشکل روانی و ویژگیهای فرد نیز بستگی دارد.
عوامل محافظتی میتوانند نقش مهمی داشته باشند
عوامل محافظتی مانند یک شبکه حمایتی قوی، داشتن برنامه منظم روزانه و مدیریت سطح استرس میتوانند مانند یک سپر در برابر فشارهای روانی عمل کنند.
داشتن افرادی که شنونده خوبی هستند و ارتباط مؤثری برقرار میکنند، حفظ یک برنامه روزانه منظم و تعیین مرزهای سالم در روابط و زندگی شخصی، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به حفظ سلامت روان کمک کنند.
اپیژنتیک؛ آیا ژنها سرنوشت ما را تعیین میکنند؟
یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با این مدل، «اپیژنتیک» است؛ حوزهای که به بررسی تأثیر محیط، رفتار و سبک زندگی بر نحوه فعالیت ژنها میپردازد.
برخی تغییرات اپیژنتیکی میتوانند در طول زندگی رخ دهند و همه آنها دائمی نیستند. برای نمونه، پژوهشهایی درباره افراد سیگاری سابق نشان دادهاند که برخی الگوهای مرتبط با متیلاسیون DNA میتوانند پس از ترک سیگار به الگوهای نزدیکتر به افراد غیرسیگاری بازگردند.
این موضوع نشان میدهد داشتن زمینه ژنتیکی یا تجربه شرایط نامطلوب در دوران جنینی لزوماً به معنای محکومبودن فرد به ابتلا به یک بیماری روانی نیست. عوامل محیطی و سبک زندگی نیز میتوانند در این میان نقش داشته باشند.
چگونه عوامل محافظتی سلامت روان را تقویت کنیم؟
کاهش استرس همیشه آسان نیست؛ بهویژه زمانی که فرد با مشکلات اقتصادی، خانوادگی، شغلی یا اجتماعی روبهرو است. به همین دلیل، علاوه بر تلاش برای کاهش فشارها، تقویت منابع حمایتی نیز اهمیت دارد.
- منابع استرس را شناسایی کنید: بررسی کنید چه عواملی بیشترین فشار را به شما وارد میکنند و آیا منابع اجتماعی یا محلی برای کاهش این فشارها وجود دارد.
- شبکه حمایتی خود را تقویت کنید: ارتباط با دوستان، خانواده، گروههای حمایتی یا متخصصان سلامت روان میتواند احساس تعلق و حمایت بیشتری ایجاد کند.
- برای علایق و سرگرمیها وقت بگذارید: فعالیتهایی مانند هنر، ورزش، دویدن یا سایر سرگرمیهای مورد علاقه میتوانند بهعنوان راهی برای تخلیه هیجانی و کاهش فشار روانی عمل کنند.
- روتین روزانه داشته باشید: برنامه منظم برای خواب، فعالیت، تغذیه و استراحت میتواند به ایجاد ثبات بیشتر در زندگی کمک کند.
انتقادهایی که به مدل استرس ـ آسیبپذیری وارد شده است
با وجود نقش مهم این مدل در درک ارتباط میان عوامل زیستی و استرس، برخی پژوهشگران نسبت به استفاده از مفهوم «آسیبپذیری» انتقاد کردهاند.
منتقدان معتقدند تأکید بیش از حد بر آسیبپذیری ممکن است باعث شود فرد احساس کند از ابتدا برای ابتلا به یک مشکل روانی مستعد یا محکوم بوده است. در حالی که شرایط محیطی، حمایت اجتماعی و امکان تغییر در سبک زندگی نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
برای مثال، در شرایطی مانند تجربه سوءاستفاده، صرفاً حذف عامل استرسزا ممکن است کافی نباشد و فرد ممکن است به حمایت تخصصی و ارتباط با افرادی نیاز داشته باشد که با پیامدهای چنین تجربههایی آشنا هستند.
در نهایت، مدل استرس ـ آسیبپذیری نشان میدهد سلامت روان نتیجه یک عامل واحد نیست؛ بلکه حاصل تعامل پیچیده میان زمینههای زیستی، تجربههای زندگی، میزان استرس و عوامل محافظتی است.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره سلامت روان، روانشناسی و سبک زندگی سالم، به آماج مراجعه کنید.