به گزارش آماج، همزمان با افزایش بحثها درباره شیوههای برخورد با تخلفات دانشآموزان، پژوهشهای جدید نشان میدهد استفاده از تنبیههایی مانند تعلیق یا انزوای طولانیمدت، در بسیاری از موارد نهتنها به اصلاح رفتار منجر نمیشود، بلکه میتواند آسیبهای روانی و آموزشی بیشتری به همراه داشته باشد.
این موضوع پس از انتقادها از یکی از مدارس شبانهروزی استرالیا مطرح شد؛ جایی که گروهی از دانشآموزان پس از خروج غیرمجاز از مدرسه، علاوه بر تعلیق داخلی، ساعتهای طولانی را بهتنهایی سپری کردند. این اتفاق بار دیگر بحث درباره اثربخشی روشهای تنبیهی در مدارس را به جریان انداخت.
چرا نوجوانان بیشتر رفتارهای پرخطر انجام میدهند؟
متخصصان علوم اعصاب و روانشناسی رشد معتقدند مغز نوجوانان هنوز در حال تکامل است. بخش پیشپیشانی مغز که مسئول تصمیمگیری، کنترل هیجان و ارزیابی پیامدهاست، معمولاً تا اواسط دهه سوم زندگی به بلوغ کامل نمیرسد. در مقابل، بخشهای مرتبط با هیجان و پاداش در این دوران فعالیت بیشتری دارند و همین مسئله باعث میشود نوجوانان بیشتر به هیجان، تجربههای تازه و تأثیرپذیری از همسالان گرایش داشته باشند.
به همین دلیل، مرزشکنی و آزمودن رفتارهای جدید بخشی طبیعی از فرآیند رشد نوجوانان محسوب میشود و لزوماً نشانه ضعف تربیتی یا نافرمانی نیست.
آیا تنبیه و انزوا مؤثر است؟
بررسیهای علمی نشان میدهد تعلیق از مدرسه یا انزوای طولانیمدت معمولاً تأثیر پایداری بر اصلاح رفتار ندارد. هرچند در برخی شرایط خاص برای حفظ امنیت دانشآموزان یا کارکنان ممکن است استفاده از این اقدامات ضروری باشد، اما پژوهشگران تأکید میکنند این روشها باید آخرین گزینه باشند.
به گفته پژوهشگران، دور نگه داشتن طولانیمدت دانشآموز از محیط آموزشی میتواند احساس طردشدگی را افزایش دهد، ارتباط او با معلمان و بزرگسالان مورد اعتماد را تضعیف کند و فرصت یادگیری مهارتهای رفتاری را از بین ببرد. همچنین دانشآموزانی که یکبار تعلیق میشوند، بیش از دیگران در معرض تکرار تخلفات، افت تحصیلی و ترک تحصیل قرار دارند.
چه رویکردی نتیجه بهتری دارد؟
کارشناسان معتقدند مؤثرترین راهکار، ترکیب پیامدهای منطقی رفتار با آموزش مهارتهای زندگی است. در چنین رویکردی، دانشآموز علاوه بر پذیرش مسئولیت رفتار خود، با پیامدهای تصمیمش آشنا میشود، برای جبران آسیبهای ایجادشده تلاش میکند و راهکارهای بهتری برای تصمیمگیری در آینده میآموزد.
آموزش مهارتهایی مانند کنترل هیجان، حل مسئله، تصمیمگیری، مقاومت در برابر فشار همسالان و مدیریت تعارض، از جمله روشهایی است که به کاهش رفتارهای پرخطر کمک میکند.
نقش خانواده در اصلاح رفتار
پژوهشها نشان میدهد همکاری نزدیک خانواده و مدرسه، نتایج بسیار بهتری نسبت به تصمیمگیری یکجانبه دارد. همچنین مشارکت دادن خود نوجوان در یافتن راهحل، احتمال پایبندی او به قوانین و تقویت مهارتهای خودکنترلی را افزایش میدهد.
پژوهشگران تأکید میکنند نوجوانان برای رشد سالم به روابط حمایتی با بزرگسالان، آموزش مهارتهای رفتاری و فرصت یادگیری از اشتباهات خود نیاز دارند؛ رویکردی که میتواند از تبدیل خطاهای دوران نوجوانی به مشکلات بلندمدت جلوگیری کند.
نظر شما چیست؟ آیا تنبیههای سختگیرانه در مدارس میتواند رفتار دانشآموزان را اصلاح کند یا آموزش مهارتهای رفتاری راهکار مؤثرتری است؟ دیدگاه خود را با مخاطبان آماج به اشتراک بگذارید.