رشد نامتوازن مغز در کودکان باهوش؛ چرا توانایی‌های درخشان همیشه هم‌زمان رشد نمی‌کنند؟

به نقل از آماج، پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهد رشد مغز کودکان و نوجوانان همیشه به‌صورت یکنواخت و هم‌زمان در تمام بخش‌ها اتفاق نمی‌افتد. در برخی کودکان با توانایی‌های شناختی بالا، ممکن است بعضی نواحی مغز بسیار سریع‌تر از سایر بخش‌ها رشد کنند؛ موضوعی که می‌تواند در کنار استعدادهای چشمگیر، چالش‌هایی در تمرکز، برنامه‌ریزی، تنظیم هیجانات و عملکرد روزمره ایجاد کند.

مغز هر انسان ساختاری منحصربه‌فرد دارد

شواهد علوم اعصاب نشان می‌دهد مغز هر فرد ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد و هیچ دو مغزی کاملاً مشابه نیستند. تفاوت‌های ژنتیکی، نحوه پردازش اطلاعات حسی، تجربه‌های زندگی و شیوه پردازش هیجانات از جمله عواملی هستند که در شکل‌گیری این تفاوت‌ها نقش دارند.

بر همین اساس، کودکان باهوش نیز لزوماً در تمام زمینه‌های شناختی و رفتاری عملکرد یکسانی ندارند. ممکن است یک کودک در یادگیری و حل مسئله بسیار توانمند باشد، اما هم‌زمان در مهارت‌هایی مانند مدیریت زمان، تمرکز یا سازمان‌دهی فعالیت‌ها با مشکل مواجه شود.

رشد نامتوازن بخش‌های مختلف مغز

یکی از مطالعات مهم در این زمینه که از سال ۲۰۰۶ آغاز شد، رشد مغزی بیش از ۳۰۰ کودک را طی ۱۲ سال بررسی کرد. پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری مغزی، تغییرات ماده خاکستری و سفید مغز را در فاصله سنی ۷ تا ۱۹ سال مورد مطالعه قرار دادند و شرکت‌کنندگان را بر اساس سطح هوش در گروه‌های مختلف قرار دادند.

نتایج نشان داد رشد مغز کودکان به شکل نامتوازن یا «ناهمزمان» اتفاق می‌افتد؛ به این معنا که بخش‌های مختلف مغز در دوره‌های متفاوتی با سرعت‌های مختلف رشد می‌کنند. این روند به‌ویژه هم‌زمان با آغاز بلوغ، زمانی که تغییرات گسترده‌ای در مغز و سیستم هورمونی رخ می‌دهد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در کودکانی که در گروه هوش بالاتر قرار داشتند، افزایش رشد قشر پیشانی در فاصله آغاز بلوغ تا حدود ۱۵ سالگی چشمگیرتر بود.

قشر پیشانی؛ مرکز برنامه‌ریزی و کنترل رفتار

قشر پیشانی یکی از مهم‌ترین بخش‌های مغز در زمینه عملکردهای اجرایی، حل مسئله، ارتباط، برنامه‌ریزی، تمرکز و کنترل رفتار به شمار می‌رود و رشد آن تا دهه سوم زندگی ادامه پیدا می‌کند.

رشد ناهماهنگ بخش‌های مختلف مغز می‌تواند توضیحی برای برخی رفتارهای متناقض در کودکان بااستعداد باشد؛ برای مثال، کودکی ممکن است از نظر توانایی شناختی بسیار جلوتر از همسالان خود باشد، اما در انجام منظم تکالیف، تمرکز یا تحویل به‌موقع کارها مشکل داشته باشد.

استعداد بالا همیشه به معنای عملکرد کامل نیست

برخی کودکان بااستعداد ممکن است در کنار توانایی‌های برجسته، ضعف‌هایی داشته باشند که مانع از نشان دادن کامل ظرفیت‌هایشان شود. این مسئله در مورد دانش‌آموزان «دو استثنایی» یا 2e اهمیت بیشتری دارد؛ کودکانی که هم‌زمان با استعداد بالا، با یک یا چند چالش یادگیری یا عملکردی نیز روبه‌رو هستند.

برای نمونه، ممکن است دانش‌آموزی توانایی خواندن در سطح بسیار بالا داشته باشد، اما در نوشتن دچار مشکل شود. در چنین شرایطی، ضعف در نوشتن می‌تواند باعث شود توانایی واقعی او در درک و تحلیل متون به‌درستی ارزیابی نشود.

نمونه دیگر، کودکی است که تکالیف خود را زودتر از موعد انجام می‌دهد، اما به دلیل ضعف در سازمان‌دهی یا توجه، آنها را تحویل نمی‌دهد. چنین رفتاری نباید به‌تنهایی معیاری برای قضاوت درباره توانایی شناختی او باشد.

وقتی یک توانایی جلوتر از سایر مهارت‌ها رشد می‌کند

بر اساس این دیدگاه، ممکن است در مغز یک کودک یک یا چند ناحیه بسیار پیشرفته و توسعه‌یافته باشد، در حالی که بخش‌های دیگری که برای تنظیم رفتار و عملکرد اجرایی ضروری هستند، هنوز به سطح مورد انتظار نرسیده باشند.

این تفاوت می‌تواند باعث شود کودک در یک زمینه عملکردی استثنایی داشته باشد، اما در زمینه‌ای دیگر رفتاری متناسب با سن خود یا حتی ضعیف‌تر نشان دهد. درک این تفاوت برای والدین، معلمان و متخصصان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا قضاوت صرفاً بر اساس یک رفتار می‌تواند توانایی واقعی کودک را پنهان کند.

اهمیت درک تفاوت‌های عصبی در کودکان

این دیدگاه با مباحث مربوط به تنوع عصبی یا نورودایورسیتی نیز ارتباط پیدا می‌کند. برای مثال، کودکی ممکن است نسبت به صداها حساسیت بسیار بیشتری داشته باشد، اما به دلیل رشد ناکامل بخش‌هایی از مغز که در تنظیم واکنش‌ها نقش دارند، نتواند این حساسیت را کنترل کند.

در چنین شرایطی، ممکن است رفتار کودک به اشتباه به‌عنوان «بدرفتاری» یا مشکل انضباطی تعبیر شود، در حالی که ریشه رفتار می‌تواند به یک تفاوت حسی یا عصبی مربوط باشد. این سوءبرداشت نه‌تنها مشکل اصلی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند فشار روانی بیشتری بر کودک و خانواده وارد کند.

شناخت بهتر رشد نامتوازن مغز می‌تواند به والدین و مربیان کمک کند تا به جای تمرکز صرف بر ضعف‌ها، نقاط قوت و نیازهای منحصربه‌فرد هر کودک را شناسایی کنند. فراهم کردن فرصت‌های یادگیری متناسب، حمایت هدفمند و پرهیز از برچسب‌زنی می‌تواند زمینه رشد بهتر کودکان با توانایی‌های متفاوت را فراهم کند.

برای دنبال کردن تازه‌ترین اخبار و گزارش‌های علمی، روان‌شناسی و آموزشی، آماج را دنبال کنید.

“`

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + نه =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها