بررسی دادههای گزارش عوارض دارویی در اروپا نشان میدهد رویدادهای روانپزشکی سهم قابلتوجهی از عوارض ثبتشده برای برخی داروهای ضدافسردگی را تشکیل میدهند؛ با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند این دادهها بهتنهایی نمیتوانند ثابت کنند که مصرف دارو مستقیماً عامل بروز افکار یا رفتارهای خودکشی بوده است. بر همین اساس، پایش دقیق بیماران، بهویژه در مراحل ابتدایی درمان، اهمیت ویژهای دارد.
به نقل از آماج، مطالعهای که در نشریه Pharmaceuticals منتشر شده، با استفاده از دادههای پایگاه گزارش عوارض دارویی EudraVigilance وابسته به آژانس دارویی اروپا، وضعیت عوارض شش داروی پرمصرف ضدافسردگی را در فاصله سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ بررسی کرده است.
دادههای عوارض دارویی چه میگویند؟
دادههای مربوط به پایش ایمنی داروها نمیتوانند رابطه علت و معلولی را اثبات کنند. به عبارت دیگر، ثبت یک مورد خودکشی یا رفتار مرتبط با آن در میان مصرفکنندگان یک دارو به این معنا نیست که دارو عامل مستقیم آن بوده است؛ بلکه نشان میدهد احتمال وجود ارتباط، مورد گزارش و بررسی قرار گرفته است.
با وجود این محدودیت، چنین دادههایی میتوانند برای شناسایی نشانههای احتمالی خطر و بررسی دقیقتر ایمنی داروها اهمیت داشته باشند. این موضوع بهویژه از آن جهت مهم است که کارآزماییهای بالینی معمولاً افراد دارای افکار فعال خودکشی را به تعداد کافی دربرنمیگیرند.
سهم بالای عوارض روانپزشکی در گزارشها
یکی از یافتههای اصلی مطالعه، سهم قابلتوجه عوارض روانپزشکی در مجموع گزارشهای ثبتشده برای شش داروی مورد بررسی بود. این سهم بسته به دارو بین ۳۳.۹ تا ۳۸.۲ درصد قرار داشت؛ به این معنا که حدود یکسوم عوارض گزارششده، به علائم و مشکلات روانپزشکی مربوط میشد.
در میان داروهای بررسیشده، ونلافاکسین با ۱۳ هزار و ۱۳۴ گزارش، بیشترین تعداد مطلق عوارض روانپزشکی را داشت. دولوکستین نیز با سهم ۳۸.۲ درصدی، بالاترین نسبت عوارض روانپزشکی به مجموع گزارشهای مربوط به خود را به ثبت رساند.
تفاوت میان خودکشی، اقدام به خودکشی و افکار خودکشی
پژوهشگران پنج پیامد متفاوت شامل خودکشی کاملشده، رفتار خودکشی، افکار خودکشی، اقدام به خودکشی و موارد مشکوک به خودکشی را بهصورت جداگانه بررسی کردند. تفکیک این موارد اهمیت زیادی دارد، زیرا ترکیب همه آنها در یک گروه میتواند تفاوتهای مهم میان الگوهای گزارششده را پنهان کند.
ونلافاکسین با یک هزار و ۶۳۵ مورد، بیشترین تعداد گزارشهای مربوط به خودکشی کاملشده را داشت و پس از آن سیتالوپرام با یک هزار و ۳۵۹ مورد، فلوکستین با یک هزار و ۲۹۶ مورد و دولوکستین با یک هزار و ۷۰ مورد قرار گرفتند.
با این حال، وقتی تعداد موارد نسبت به کل گزارشهای عوارض هر دارو سنجیده شد، سیتالوپرام و فلوکستین با سهم ۶ درصدی در رتبه بالاتری قرار گرفتند، در حالی که سهم ونلافاکسین ۴ درصد بود.
دولوکستین نیز از نظر تعداد گزارشهای مربوط به رفتار و افکار خودکشی برجسته بود، اما تعداد خودکشیهای کاملشده آن از ونلافاکسین، سیتالوپرام و فلوکستین کمتر گزارش شده است. البته در مقاله درباره کمترین تعداد موارد خودکشی کاملشده یک تناقض وجود دارد؛ متن مقاله دولوکستین را کمترین مورد معرفی میکند، در حالی که جدول، اسسیتالوپرام را با ۸۸۰ مورد در پایینترین رتبه قرار داده است.
تفسیر این یافتهها به دلیل ناقص بودن بخشی از دادهها نیز با محدودیت همراه است. برای نمونه، در نزدیک به ۳۹۰۰ گزارش مربوط به دولوکستین، نتیجه نهایی مشخص نشده است. بنابراین نمیتوان با اطمینان درباره الگوی واقعی این دارو قضاوت کرد.
چرا زنان سهم بیشتری از گزارشها داشتند؟
در هر شش داروی بررسیشده، زنان بیش از مردان عوارض دارویی را گزارش کرده بودند. این اختلاف در مورد دولوکستین بیشتر بود؛ بهطوری که ۶۷ درصد گزارشهای آن مربوط به زنان بود. در مورد سرترالین نیز سهم زنان به ۶۱.۳ درصد رسید.
با این حال، مطالعه نمیتواند علت این تفاوت را مشخص کند. تفاوتهای فارماکوکینتیکی، عوامل هورمونی و ترکیب بدنی و همچنین احتمال بیشتر مراجعه زنان به مراکز درمانی و گزارش علائم میتواند در این الگو نقش داشته باشد.
از سوی دیگر، چون اطلاعات دقیقی درباره تعداد زنان و مردانی که هر یک از این داروها را مصرف میکنند در دست نیست، نمیتوان مشخص کرد چه میزان از این تفاوت ناشی از عوامل زیستی و چه میزان ناشی از تفاوت در میزان مصرف یا احتمال گزارش عوارض است.
اهمیت پایش کودکان و نوجوانان در آغاز درمان
در گروه سنی ۱۸ تا ۶۴ سال، بیشترین تعداد اقدامات مرتبط با خودکشی در میان هر شش دارو ثبت شده بود؛ موضوعی که با توجه به جمعیت مصرفکننده این داروها قابل انتظار است.
اما یافته مربوط به گروه سنی صفر تا ۱۷ سال توجه ویژهای را به خود جلب میکند. در این گروه، الگوی گزارشها میان داروهای مختلف تفاوت قابلتوجهی داشت. سرترالین با ۲۱.۸ درصد از کل اقدامات مرتبط با خودکشی گزارششده برای این دارو در رتبه نخست قرار گرفت و پس از آن فلوکستین با ۱۹.۳ درصد و اسسیتالوپرام با ۱۴.۷ درصد قرار داشتند.
در مورد دولوکستین، این سهم ۲.۱ درصد بود که احتمالاً با محدودتر بودن مصرف این دارو در جمعیت کودکان و نوجوانان ارتباط دارد.
در مجموع، یافتههای این مطالعه بیش از آنکه دلیلی برای ترس از مصرف داروهای ضدافسردگی باشد، بر اهمیت تشخیص درست، تجویز پزشکی و پایش دقیق وضعیت بیمار در مراحل ابتدایی درمان تأکید میکند. هرگونه تغییر قابلتوجه در وضعیت روانی یا بروز افکار و رفتارهای نگرانکننده باید جدی گرفته شود و در اسرع وقت با پزشک یا متخصص سلامت روان در میان گذاشته شود.
برای دنبال کردن تازهترین اخبار و گزارشهای سلامت و پزشکی، به آماج سر بزنید.
“`