به گزارش آماج، در بسیاری از گروههای دوستانه، فردی که بیشتر از همه احساس تنهایی میکند لزوماً فردی دشوار یا منزوی نیست؛ گاهی این فرد همان کسی است که همیشه میتوان روی او حساب کرد. کسی که نیمهشب پاسخ میدهد، برای دیگران وقت میگذارد، مشکلات دوستانش را به خاطر میسپارد و در شرایط سخت نخستین نفری است که کنار آنها قرار میگیرد.
از بیرون، چنین رفتاری ممکن است نشانه داشتن روابط قوی و دوست داشته شدن به نظر برسد. اما پژوهشهای روانشناختی نشان میدهند که در برخی موارد، فرد ممکن است آنقدر به نیازهای دیگران توجه کند که نیازهای خودش نادیده گرفته شود؛ در نتیجه، «مورد نیاز بودن» بهتدریج جای «شناخته شدن و حمایت شدن» را بگیرد.
وقتی مهربانی به نادیده گرفتن خود تبدیل میشود
در روانشناسی مفهومی با عنوان «ارتباطگرایی افراطی» یا Unmitigated Communion مطرح شده است. این مفهوم به شرایطی اشاره دارد که فرد بیش از اندازه بر مراقبت از دیگران تمرکز میکند و در این میان نیازهای خودش را کنار میگذارد.
پژوهشهای ویکی هلگسون و هایدی فریتز میان مهربانی و گرمی معمول در روابط و این شکل افراطی از توجه به دیگران تفاوت قائل شدهاند. روابط گرم و حمایتگر معمولاً میتوانند با دریافت حمایت بیشتر همراه باشند، اما شکل افراطی این رفتار با پریشانی روانی و نادیده گرفتن نیازهای شخصی ارتباط پیدا کرده است.
مطالعات بعدی نیز این الگو را با درگیری بیش از حد در روابط و تسلیم شدن در روابط نامتوازن مرتبط دانستهاند. به بیان ساده، مسئله این نیست که فرد بیش از حد مهربان است؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که در این مهربانی، جایی برای نیازهای خودش باقی نماند.
چرا دیگران کمتر از این افراد حمایت میکنند؟
یکی از دلایل میتواند تصویری باشد که دیگران در طول زمان از فرد ساختهاند. اگر کسی سالها همیشه آماده کمک کردن باشد و تقریباً هیچوقت درخواست کمک نکند، اطرافیان ممکن است تصور کنند که او نیازی به حمایت ندارد.
این لزوماً به معنای بیتوجهی عمدی دیگران نیست. گاهی فرد هیچ فرصتی برای حمایت متقابل ایجاد نکرده است. وقتی همیشه شما هستید که مشکلات را حل میکنید، ممکن است دیگران اصلاً متوجه نشوند که خودتان نیز به کمک نیاز دارید.
این الگو حتی در محیط کار نیز نمونههایی دارد. یک تحلیل از حدود ۱۰ هزار نیروی شاغل طی نزدیک به دو دهه نشان داد که مردان دارای ویژگیهای شخصیتی سازگارتر، بهطور میانگین درآمد پایینتری نسبت به مردان کمتر سازگار داشتند. با این حال، این یافته همبستگی را نشان میدهد و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که مهربانی مستقیماً باعث کاهش درآمد میشود.
تعادل میان دادن و دریافت اهمیت دارد
پژوهشها نشان دادهاند که میزان حمایت متقابل در روابط میتواند با پیامدهای مختلف سلامت ارتباط داشته باشد. در یک مطالعه که یک نمونه ملی در آمریکا را طی ۲۳ سال بررسی کرد، افرادی که میزان حمایت دریافتی و ارائهشده آنها نسبتاً متعادل بود، در مقایسه با افرادی که دائماً دریافتکننده یا دائماً ارائهدهنده حمایت بودند، خطر پایینتری برای مرگومیر کلی داشتند.
البته این مطالعه نیز ماهیتی همبستگی داشت و نمیتوان بر اساس آن گفت که عدم تعادل در روابط مستقیماً باعث افزایش خطر مرگ میشود. همچنین یک مطالعه بعدی روی سالمندان دریافتکننده مراقبت در منزل، همان الگو را تکرار نکرد. بنابراین، نتیجه محتاطانهتر این است که دادن بسیار بیشتر از دریافت کردن، اگر برای سالها ادامه داشته باشد، الزاماً وضعیتی خنثی و بیپیامد نیست.
تنهایی فقط به میزان حمایت دریافتی مربوط نیست
احساس نابرابری در روابط نیز میتواند بر تجربه تنهایی تأثیر بگذارد. یک مطالعه در سال ۱۹۹۸ درباره روابط دوستانه نشان داد افرادی که نسبت به دریافت نکردن سهم عادلانهای از توجه و حمایت حساستر بودند، احساس تنهایی بیشتری داشتند؛ حتی زمانی که میزان واقعی تعادل در رابطه متفاوت بود.
این موضوع نشان میدهد که برداشت فرد از رابطه نیز اهمیت دارد. ممکن است فردی سالها حمایت کمی دریافت کند اما چندان متوجه آن نباشد، در حالی که فرد دیگری دائماً این عدم تعادل را احساس کند و همین آگاهی به مرور رابطه را فرسوده کند.
یک سؤال ساده برای ارزیابی روابط
برای بررسی وضعیت روابط خود، به سختترین دو هفتهای که طی دو سال گذشته پشت سر گذاشتهاید فکر کنید. چه کسی بدون اینکه از او درخواست کنید، حالتان را پرسید یا سراغتان آمد؟
سپس سؤال دشوارتری از خودتان بپرسید: در آن دوران واقعاً مشکلاتتان را با چه کسی در میان گذاشتید؟
اگر پاسخ سؤال اول چند نفر است اما برای سؤال دوم کسی را به یاد نمیآورید، ممکن است بخشی از مسئله این باشد که دیگران را به حمایت از خودتان دعوت نکردهاید.
چطور روابط را متعادلتر کنیم؟
تغییر این الگو لزوماً به معنای سردتر شدن یا کمتر مهربان بودن نیست. یکی از راههای ساده، بیان کردن مشکلات پیش از رسیدن آنها به مرحله بحرانی است. حتی جملهای ساده مانند «این هفته شرایط سختی داشتم» میتواند فرصتی برای نزدیکتر شدن دیگران ایجاد کند.
راه دیگر این است که گاهی اجازه دهید دیگران برای شما کاری انجام دهند و فوراً درصدد جبران آن نباشید. اگر هر لطفی را بلافاصله پاسخ دهید، فرصت شکلگیری حمایت متقابل از بین میرود.
همچنین لازم نیست همیشه پیش از آنکه دیگران درخواست کنند، مسئولیتها را بر عهده بگیرید. گاهی بهتر است کمی صبر کنید تا مشخص شود چه کسی خودش برای کمک کردن پیشقدم میشود.
ممکن است این تغییر در ابتدا برای فردی که همیشه نقش تکیهگاه را داشته، عجیب یا حتی ناخوشایند باشد. اما واکنش دیگران میتواند اطلاعات مهمی درباره کیفیت روابط در اختیار او قرار دهد. برخی دوستان ممکن است بهسرعت همراه شوند و برخی دیگر ممکن است از تغییر شرایط ناراضی شوند.
در نهایت، یک رابطه سالم فقط درباره این نیست که چه کسی بیشتر میدهد. رابطهای پایدارتر است که در آن هر دو طرف بتوانند هم حمایت کنند و هم در زمان نیاز، حمایت دریافت کنند. برای خواندن مطالب بیشتر درباره روانشناسی، روابط انسانی و سلامت روان، به آماج مراجعه کنید.