زندگی معنادار چک‌لیست هفت‌گانه تا ۷۰ سالگی نیست؛ پژوهش‌ها می‌گویند چه چیزی واقعاً اهمیت دارد

به نقل از آماج، تصور اینکه انسان باید تا ۷۰ سالگی فهرستی از موفقیت‌ها و تجربه‌های مشخص را تکمیل کرده باشد تا بتواند زندگی خود را «معنادار» بداند، بیشتر از آنکه علمی باشد، محصول فرهنگ چک‌لیست‌ها و توصیه‌های اینترنتی است. پژوهش‌های چند دهه اخیر نشان می‌دهند معنای زندگی نه یک مدال است که در سن مشخصی به دست آید و نه مجموعه‌ای از موفقیت‌های قابل تیک‌زدن؛ بلکه تجربه‌ای پویا است که می‌تواند در هر مرحله از زندگی شکل بگیرد و عمیق‌تر شود.

معنای زندگی یک دستاورد نیست؛ سه مؤلفه دارد

پژوهشگران حوزه معنای زندگی، این مفهوم را دیگر یک ویژگی واحد که فرد یا آن را دارد یا ندارد در نظر نمی‌گیرند. فرانک مارتلا و مایکل استیگر سه مؤلفه اصلی را برای آن مطرح کرده‌اند: انسجام، هدف و اهمیت.

انسجام به این معناست که فرد احساس کند زندگی‌اش قابل فهم است و بخش‌های مختلف داستان زندگی او در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. هدف به داشتن مسیر و مقاصدی مربوط می‌شود که فرد را به سمت آینده هدایت می‌کنند. اهمیت نیز احساس ارزشمند بودن زندگی و این باور است که وجود فرد برای خود یا دیگران اهمیت دارد.

هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها دستاوردی نیست که بتوان آن را در یک سن خاص به پایان رساند. برای مثال، هدف زندگی ممکن است برای یک نفر ساختن یک کسب‌وکار بزرگ باشد و برای فردی دیگر پرورش یک باغ، مراقبت از فرزند یا بودن در کنار نوه‌ها.

از این منظر، زندگی معنادار بیشتر به کیفیت تجربه زندگی شباهت دارد تا مجموعه‌ای از موفقیت‌ها. معنای زندگی می‌تواند در زندگی فردی با شغل معمولی و امکانات محدود نیز وجود داشته باشد، همان‌طور که صرف موفقیت شغلی و مالی نمی‌تواند آن را تضمین کند.

مهم‌ترین منبع معنا شاید چیزی باشد که در بیشتر چک‌لیست‌ها نادیده گرفته می‌شود

اگر معنای زندگی از چند مؤلفه تشکیل شده است، پرسش مهم این است که انسان‌ها این معنا را از کجا به دست می‌آورند. تحقیقات مختلف در این زمینه به یک عامل مهم اشاره دارند: احساس تعلق.

در مجموعه پژوهش‌هایی با عنوان «تعلق داشتن به معنای اهمیت داشتن است»، ناتانیل لمبرت و همکارانش با استفاده از روش‌های مختلف پژوهشی دریافتند که احساس تعلق به‌طور قابل اتکایی با معنادار دانستن زندگی ارتباط دارد. در مقابل، طرد اجتماعی می‌تواند این احساس را کاهش دهد.

وقتی از افراد درباره عواملی که به زندگی‌شان معنا می‌دهد سؤال می‌شود، روابط انسانی، خانواده و افراد نزدیک معمولاً جایگاهی بالاتر از شغل، ثروت یا موفقیت‌های فردی دارند.

احساس اینکه بخشی از زندگی دیگران هستیم، افرادی ما را می‌شناسند، به حضورمان اهمیت می‌دهند و نبودمان برایشان محسوس خواهد بود، می‌تواند نقشی اساسی در احساس معناداری داشته باشد.

نکته مهم این است که تعلق داشتن وابسته به موفقیت‌های بزرگ نیست. این احساس در روابط روزمره، خانواده، دوستی‌ها و وفاداری‌های کوچک و مداوم شکل می‌گیرد؛ بنابراین برای داشتن زندگی معنادار لازم نیست زندگی فرد حتماً از اتفاق‌های خارق‌العاده پر شده باشد.

چک‌لیست‌های زندگی کجا درست می‌گویند؟

این یافته‌ها به معنای بی‌ارزش بودن توصیه‌های مربوط به زندگی نیست. بسیاری از فهرست‌هایی که افراد را به حفظ روابط نزدیک، کمک به دیگران، رشد شخصی و کنار آمدن با حسرت‌های گذشته تشویق می‌کنند، در واقع به عواملی اشاره دارند که می‌توانند به زندگی معنا ببخشند.

کمک به دیگران می‌تواند احساس اثرگذار بودن ایجاد کند، رشد شخصی به شکل‌گیری هدف و انسجام کمک کند و پذیرفتن صادقانه گذشته نیز می‌تواند احساس ارزشمندی زندگی را تقویت کند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که این عوامل به یک آزمون با مهلت زمانی تبدیل شوند؛ گویی اگر فرد تا ۷۰ سالگی همه موارد را انجام ندهد، در زندگی شکست خورده است.

زندگی افراد نیز یکسان نیست. چیزی که برای یک نفر معنا ایجاد می‌کند، ممکن است برای فردی دیگر اهمیت چندانی نداشته باشد. بنابراین نمی‌توان هفت یا ده مورد ثابت را به‌عنوان نسخه‌ای یکسان برای همه انسان‌ها تعیین کرد.

معنای زندگی قابل تغییر است

معنای زندگی را بهتر است یک وضعیت ثابت و نهایی ندانیم. این احساس می‌تواند در طول زمان تغییر کند، کاهش یابد یا دوباره تقویت شود. فردی ممکن است در یک دوره از زندگی احساس هدف و تعلق زیادی داشته باشد و در دوره‌ای دیگر با تغییر شغل، روابط یا شرایط خانوادگی، معنای زندگی خود را از نو تعریف کند.

به همین دلیل، رسیدن به ۷۰ سالگی بدون برخی از موفقیت‌هایی که در فهرست‌های اینترنتی توصیه می‌شوند، به معنای شکست نیست. حتی در سنین بالاتر نیز امکان یافتن هدف، ایجاد روابط تازه و تقویت احساس تعلق وجود دارد.

زندگی معنادار مسابقه نیست

یکی از نکات مهم این پژوهش‌ها این است که زندگی معنادار نباید به مسابقه‌ای برای رسیدن به جایگاه اجتماعی بالاتر یا داشتن رزومه‌ای چشمگیر تبدیل شود. فردی با دستاوردهای بزرگ الزاماً زندگی معنادارتری از فردی با زندگی آرام و معمولی ندارد.

همچنین کسی که در ۷۰ سالگی احساس می‌کند زندگی‌اش آن‌طور که می‌خواسته معنادار نبوده، نباید تصور کند در آزمونی شکست خورده که زمان آن به پایان رسیده است. اگر این احساس شدید و مداوم باشد، بهتر است جدی گرفته شود و درباره آن با فردی قابل اعتماد یا متخصص صحبت شود.

معنای زندگی فراتر از عددها و سن‌وسال است

برآیند پژوهش‌ها تصویر متفاوتی از زندگی معنادار ارائه می‌دهد. برای داشتن چنین زندگی‌ای لازم نیست تا یک سن مشخص فهرستی از موفقیت‌ها را تکمیل کنیم. آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که زندگی برای فرد منسجم باشد، جهت و هدف داشته باشد و احساس کند اهمیت دارد.

در این میان، روابط انسانی و احساس تعلق جایگاهی اساسی دارند؛ عواملی که برخلاف بسیاری از موفقیت‌های مادی، محدود به سن خاصی نیستند و می‌توانند در هر دوره‌ای از زندگی شکل بگیرند یا دوباره ساخته شوند.

در نهایت، زندگی معنادار چیزی نیست که پیش از رسیدن به یک تولد خاص جمع‌آوری و تکمیل شود. معنا بیشتر شبیه بافتی است که در طول زندگی و از طریق روابط، اهداف، تجربه‌ها و احساس اثرگذاری شکل می‌گیرد؛ بنابراین حتی در ۷۰، ۸۰ سالگی و سال‌های پس از آن نیز همچنان می‌توان به آن دست یافت و آن را عمیق‌تر کرد.

برای خواندن مطالب بیشتر درباره روان‌شناسی، سبک زندگی و پژوهش‌های مرتبط با کیفیت زندگی، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − سیزده =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها