به نقل از آماج، مشاهده رفتار دوندگان در محیط دانشگاهی، یک پرسش جالب را مطرح کرده است: آیا دویدن میتواند به تقویت عملکرد مغز و تواناییهای شناختی کمک کند یا افرادی که از ابتدا ویژگیهای شناختی متفاوتی دارند، بیشتر به دویدن و فعالیت بدنی روی میآورند؟ شواهد موجود هنوز پاسخ قطعی به این پرسش ندادهاند، اما پژوهشها از ارتباط میان فعالیت بدنی منظم، سلامت روان و عملکرد شناختی حمایت میکنند.
ارتباط مغزی بیشتر در دوندگان؛ اما علت چیست؟
برخی مطالعات نشان دادهاند که افراد فعال، از جمله دوندگان، ممکن است الگوهای متفاوتی از ارتباط میان بخشهای مختلف مغز داشته باشند. با این حال، مشاهده چنین تفاوتی بهتنهایی به این معنا نیست که دویدن مستقیماً باعث افزایش هوش شده است.
در واقع، یکی از پرسشهای اساسی در این زمینه، جهت رابطه میان ورزش و تواناییهای شناختی است. ممکن است فعالیت بدنی منظم بر عملکرد مغز اثر بگذارد؛ اما از سوی دیگر، افرادی که از نظر ویژگیهای شخصیتی، سبک زندگی یا تواناییهای شناختی متفاوت هستند نیز ممکن است بیشتر به ورزشهایی مانند دویدن علاقه داشته باشند.
پریتچارد، یکی از پژوهشگرانی که در این زمینه مورد اشاره قرار گرفته است، این مسئله را به معمای «مرغ و تخممرغ» تشبیه میکند؛ یعنی مشخص نیست کدامیک علت و کدامیک پیامد است.
آیا دویدن واقعاً انسان را باهوشتر میکند؟
کارشناسان در پاسخ به این پرسش محتاط هستند. اریک مارتین، استاد روانشناسی ورزش و تمرین در دانشگاه ایالتی بویز، میگوید دویدن لزوماً افراد را باهوشتر نمیکند، اما فعالیت بدنی منظم میتواند از عملکرد شناختی و سلامت روان حمایت کند.
به گفته مارتین، برخی فواید جسمی و روانی فعالیت بدنی حتی پس از یک جلسه ۲۰ تا ۳۰ دقیقهای با شدت متوسط نیز قابل مشاهده است. البته این موضوع به معنای آن نیست که یک جلسه کوتاه دویدن میتواند بهتنهایی تواناییهای شناختی فرد را به شکل پایدار افزایش دهد.
همچنین کارشناسان تأکید میکنند که در این زمینه نباید دویدن را ذاتاً برتر از سایر فعالیتهای هوازی مانند دوچرخهسواری یا شنا دانست. بخش مهمی از فواید احتمالی میتواند به خود فعالیت بدنی منظم مربوط باشد، نه الزاماً به نوع خاص ورزش.
فواید دویدن فقط به خود ورزش محدود نمیشود
یکی از نکات جالب مطرحشده در این بحث، تأثیر عادتهایی است که در کنار دویدن شکل میگیرند. فردی که بهطور منظم تمرین میکند، ممکن است در کنار ورزش به خواب کافی، استراحت، برنامهریزی و مدیریت بهتر زمان نیز توجه بیشتری داشته باشد.
برای نمونه، مارتین اشاره میکند که اگر فرد از دویدن برای ایجاد آرامش ذهنی و فکر کردن درباره مشکلات پیچیده استفاده کند، ممکن است یک جلسه کوتاه ورزش برای رسیدن به این هدف کافی نباشد. گاهی حل مسئله و رسیدن به وضوح ذهنی به زمان بیشتری نیاز دارد.
در چنین شرایطی، بخشی از تأثیر مثبت ورزش ممکن است نه فقط از فعالیت فیزیکی، بلکه از فاصله گرفتن موقت از فشارهای روزمره و فراهم شدن فرصت برای استراحت ذهنی ناشی شود.
دویدن به زمان، امکانات و شرایط اجتماعی نیاز دارد
ورزش کردن نیز مانند بسیاری از عادتهای سبک زندگی، تحت تأثیر شرایط اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. دسترسی به محیط امن برای دویدن، حمایت اجتماعی و داشتن زمان کافی برای تمرین و ریکاوری از جمله عواملی هستند که میتوانند بر امکان انجام منظم این فعالیت تأثیر بگذارند.
مارتین همچنین یادآوری میکند که دویدن تنها به زمانی که صرف تمرین میشود محدود نیست؛ فرد برای ریکاوری و استراحت نیز به زمان نیاز دارد. بنابراین امکان پایبندی مداوم به برنامه ورزشی میتواند به شرایط زندگی و منابع در دسترس فرد وابسته باشد.
چرا دویدن در میان دانشگاهیان و روشنفکران محبوب بوده است؟
مقاله همچنین به جنبه تاریخی و اجتماعی دویدن اشاره میکند. در دهه ۱۹۷۰ میلادی، دوندگان و دوچرخهسواران در برخی شهرهای آمریکا از جمله گروههایی بودند که درباره سلطه خودروها بر فضاهای عمومی اعتراض داشتند و خواستار استفاده متفاوت از خیابانها و فضاهای شهری بودند.
در همین دوره، زنان، اقلیتها و گروههای اجتماعی مختلف نیز برای حضور و استفاده از فضاهای عمومی تلاش میکردند. دارسی سی. پلیمایر در مقالهای با عنوان «اعتیاد مثبت: دویدن و ظرفیتهای انسانی در دهه ۱۹۷۰» به افزایش شمار دوندگان در آمریکا و ارتباط این روند با گرایش به سبکهای زندگی متفاوت اشاره کرده است.
این سابقه تاریخی میتواند بخشی از توضیح درباره محبوبیت دویدن در برخی گروههای دانشگاهی و اجتماعی باشد، هرچند نمیتوان از آن نتیجه گرفت که میان دویدن و هوش رابطه مستقیمی وجود دارد.
دویدن و درسهایی درباره زندگی
نویسنده مقاله نیز از تجربه شخصی خود برای توضیح برخی آثار دویدن استفاده کرده است. او میگوید در ابتدای فعالیت دانشگاهی، دویدن به او در کنار آمدن با فشار پروژههای سنگینی مانند نگارش رساله دکتری کمک کرده است.
او بعدها دریافت که موفقیت در یک فعالیت اصلی، چه دویدن و چه فعالیت دانشگاهی، به مجموعهای از فعالیتهای مکمل نیاز دارد. برای یک دونده، تمرین قدرتی میتواند بخشی از این فعالیتهای مکمل باشد و برای یک استاد دانشگاه، تقویت مهارتهای ارتباطی اهمیت پیدا میکند.
از نگاه او، یکی دیگر از درسهای مهم دویدن با افزایش سن، اهمیت استراحت و ریکاوری است. همانطور که تمرین بدون استراحت کافی کامل نیست، یادگیری نیز بدون خواب و فرصت بازیابی ذهنی نمیتواند به بهترین شکل ادامه پیدا کند.
دویدن میتواند از مغز حمایت کند، اما «باهوشتر شدن» نتیجه قطعی نیست
مجموع شواهد موجود نشان میدهد فعالیت بدنی منظم میتواند با سلامت روان و عملکرد شناختی بهتر همراه باشد، اما هنوز نمیتوان گفت که دویدن بهطور مستقیم باعث باهوشتر شدن افراد میشود. تفاوتهای فردی، شرایط اجتماعی، سبک زندگی و عادتهایی که در کنار ورزش شکل میگیرند نیز میتوانند در این رابطه نقش داشته باشند.
بنابراین اگر دویدن بر توانایی ذهنی فرد اثر مثبتی داشته باشد، این اثر احتمالاً تنها به حرکت فیزیکی محدود نیست و میتواند با خواب، استراحت، مدیریت استرس، نظم شخصی و فاصله گرفتن از فشارهای روزمره نیز ارتباط داشته باشد.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره تأثیر ورزش بر مغز، سلامت روان و سبک زندگی، به آماج مراجعه کنید.