به گزارش آماج، موج بازتولید عکسهایی با حالوهوای دهه ۵۰ میلادی به کمک هوش مصنوعی و فیلترهای دیجیتال، گذشته را با ظاهری تازه به شبکههای اجتماعی آورده است؛ تصاویری که گاهی آنقدر واقعگرایانه به نظر میرسند که تشخیص مرز میان یک خاطره واقعی و تصویری که امروز با فناوری ساخته شده، دشوار میشود.
هوش مصنوعی اکنون میتواند در ترمیم عکسهای قدیمی و آسیبدیده، کاهش خطوخش، بازسازی بخشهای از بینرفته، افزایش وضوح، اصلاح نور و کنتراست و حتی رنگی کردن تصاویر سیاهوسفید نقش داشته باشد. در گذشته چنین کارهایی معمولاً به روتوش دستی و نرمافزارهای تخصصی نیاز داشت، اما مدلهای جدید هوش مصنوعی بسیاری از این فرایندها را سریعتر و در دسترس طیف گستردهتری از کاربران قرار دادهاند.
چرا تصاویر قدیمی دوباره محبوب شدهاند؟
بازگشت به سبکهای بصری قدیمی را نمیتوان صرفاً یک مد زودگذر دانست. بخشی از جذابیت این تصاویر به میل انسان برای فاصله گرفتن از فشارهای دنیای مدرن و پناه بردن به تصویری ذهنی از گذشته بازمیگردد؛ گذشتهای که ممکن است در ذهن افراد سادهتر، آرامتر و صمیمیتر به نظر برسد.
این علاقه حتی به نسلهایی مانند نسل Z نیز محدود نشده است؛ نسلی که دهه ۵۰ میلادی را تجربه نکرده، اما از طریق سینما، موسیقی، هنر و فرهنگ تصویری با زیباییشناسی آن دوران ارتباط برقرار کرده است.
از سوی دیگر، تصاویر سبک قدیمی در شبکههای اجتماعی امکان ایجاد یک هویت بصری متفاوت را فراهم میکنند. در شرایطی که دوربینهای تلفنهای هوشمند تصاویر بسیار شفاف و پردازششده تولید میکنند، استفاده از ظاهر فیلمهای آنالوگ، رنگهای قدیمی و نقصهای عمدی میتواند محتوای یک کاربر را از تصاویر مشابه متمایز کند.
به همین دلیل، بازسازی عکسهای قدیمی را میتوان ترکیبی از فناوری، نوستالژی و تلاش برای ایجاد تمایز بصری دانست؛ ترکیبی که به کاربران اجازه میدهد حتی تصاویر کاملاً دیجیتال را با حالوهوایی انسانیتر و خاطرهانگیزتر ارائه کنند.
موج بازتولید عکسهای دهه ۵۰ از کجا آمد؟
این روند نتیجه برخورد چند جریان مختلف در فناوری، فرهنگ، سینما و شبکههای اجتماعی است. در دهه ۲۰۱۰، تصاویر بسیار شفاف، رنگهای اشباعشده و فیلترهای دیجیتال در شبکههای اجتماعی بهسرعت فراگیر شدند. اما بهتدریج بخشی از کاربران از این تصاویر بیش از حد تمیز و پردازششده فاصله گرفتند و به دنبال ظاهری طبیعیتر و متفاوتتر رفتند.
در گذشته، ایجاد ظاهر یک عکس آنالوگ به دوربین فیلمی، نگاتیو و تجهیزات مرتبط نیاز داشت و هزینه و مهارت بیشتری میطلبید. ظهور اپلیکیشنهای شبیهساز دوربینهای فیلمی و سپس ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، این سبک را برای کاربران عادی نیز قابل دسترس کرد.
نسل Z نیز در این روند نقش قابل توجهی داشته است. با وجود اینکه این نسل با فناوری دیجیتال رشد کرده، علاقه زیادی به دوربینهای فیلمی و حتی دوربینهای دیجیتال قدیمی نشان داده است. برای بسیاری از این کاربران، نقصها، دانههای تصویر و رنگهای غیرطبیعی عکسهای قدیمی بخشی از شخصیت تصویر محسوب میشود.
پشت پرده فنی یک عکس «دهه پنجاهی»
تولید یک تصویر با ظاهر دهه ۵۰ فقط به اعمال یک فیلتر ساده محدود نمیشود. بسته به نوع سرویس، این فرایند میتواند شامل چند مرحله از دریافت و آمادهسازی تصویر تا تبدیل سبک، تولید یا ویرایش تصویر و در نهایت افزایش وضوح و آمادهسازی برای انتشار باشد.
برخی سرویسها این پردازشها را روی دستگاه کاربر انجام میدهند، اما بسیاری از خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی به زیرساختهای ابری متکی هستند. در این حالت، تصویر برای پردازش به سرورهای ارائهدهنده سرویس ارسال و پس از پردازش، نتیجه به کاربر بازگردانده میشود.
همین موضوع، مسئله مهم دیگری را مطرح میکند: حریم خصوصی عکسها. زمانی که کاربر تصویر شخصی خود را در یک اپلیکیشن یا سرویس شخص ثالث بارگذاری میکند، باید بداند تصویر چه مدت نگهداری میشود، آیا برای آموزش یا بهبود مدل مورد استفاده قرار میگیرد و چه کسانی به آن دسترسی دارند.
البته سیاستهای نگهداری اطلاعات در سرویسهای مختلف یکسان نیست و نمیتوان درباره همه اپلیکیشنها یک حکم کلی صادر کرد. بنابراین، بررسی شرایط استفاده و سیاست حریم خصوصی هر سرویس پیش از بارگذاری تصاویر شخصی اهمیت دارد.
هوش مصنوعی؛ خاطره را بازسازی میکند یا میسازد؟
مدلهای جدید تولید و ویرایش تصویر میتوانند با دریافت یک یا چند عکس از کاربر، چهره و ظاهر او را با سبکهای مربوط به دهههای گذشته بازآفرینی کنند. نتیجه ممکن است بسیار واقعگرایانه باشد؛ اما واقعگرایی تصویر به معنای تاریخی بودن آن نیست.
علیاصغر زارعی، مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد مدیریت سیستمهای اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، در گفتوگو با ایسنا درباره این روند میگوید آنچه موج جدید را از نمونههای قدیمی نوستالژی متمایز میکند، سهولت دسترسی به ابزارهای بازسازی تصویر است.
به گفته او، مدلهای تولید و ویرایش تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی امروز میتوانند با دریافت یک یا چند تصویر از کاربر، تصویری واقعنما از همان فرد در قالب دهههای گذشته تولید کنند؛ کاری که پیشتر عمدتاً به مهارتهای حرفهای در نرمافزارهای ویرایش تصویر یا تجهیزات تخصصی نیاز داشت.
زارعی معتقد است این سهولت دسترسی دو پیامد مهم دارد؛ نخست، تولید محتوای نوستالژیک را برای کاربران بیشتری ممکن کرده و دوم، نگرانیها درباره اصالت تصاویر و مرز میان خاطره واقعی و بازسازی مصنوعی را افزایش داده است.
به گفته این کارشناس فناوری اطلاعات، همین مسئله باعث شده برخی چهرههای شناختهشده نیز به انتشار تصاویر اصیل و واقعی خود از دورههای گذشته روی بیاورند تا میان خاطره تاریخی و بازسازی هوش مصنوعی تفاوت قائل شوند.
تشخیص عکس واقعی از تصویر ساختهشده آسان نیست
با گسترش تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی، تشخیص محتوای مصنوعی به یکی از موضوعات مهم در حوزه فناوری اطلاعات و امنیت رسانه تبدیل شده است. ابزارهای تشخیص محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی نیز در سالهای اخیر توسعه یافتهاند، اما دقت آنها میتواند پس از تغییراتی مانند برش تصویر، تغییر اندازه، فشردهسازی مجدد یا اعمال فیلتر کاهش پیدا کند.
به همین دلیل، یک تصویر صرفاً به این دلیل که قدیمی، دانهدانه یا دارای نقصهای ظاهری است، لزوماً سندی از گذشته محسوب نمیشود. در مقابل، ظاهر مدرن یک تصویر نیز بهتنهایی نمیتواند نشان دهد که آن تصویر با هوش مصنوعی ساخته شده است.
نوستالژی در عصر هوش مصنوعی
موج تصاویر دهه ۵۰ میلادی را میتوان نمونهای از همگرایی چند فناوری و جریان فرهنگی دانست؛ از مدلهای مولد و ویرایش تصویر گرفته تا رایانش ابری، الگوریتمهای توصیه محتوا و فرهنگ تصویری شبکههای اجتماعی.
در نهایت، جذابیت این ترند فقط در بازسازی یک سبک قدیمی خلاصه نمیشود. هوش مصنوعی به کاربران امکان داده است تصویری از گذشته بسازند که شاید هرگز به همان شکل وجود نداشته باشد. همینجا است که پرسش مهمی شکل میگیرد: آیا فناوری صرفاً به ما کمک میکند خاطرات گذشته را بهتر ببینیم، یا گاهی گذشتهای را میسازد که در واقعیت هرگز ثبت نشده است؟
برای خواندن گزارشها و مطالب بیشتر درباره فناوری، هوش مصنوعی و تأثیر آن بر زندگی روزمره، به آماج مراجعه کنید.