به گزارش آماج، یک مطالعه گسترده روی بیش از ۳۵ هزار نفر از ۳۵ کشور نشان میدهد نیازهای روانشناختی افراد، از جمله احساس شایستگی و استقلال، میتواند بر میزان تمایل آنها برای سپردن نقشهای مهم اجتماعی به هوش مصنوعی تأثیر بگذارد. این پژوهش همچنین نشان داده است که فرهنگ و منطقه جغرافیایی نقش قابلتوجهی در میزان پذیرش هوش مصنوعی بهعنوان پزشک، معلم یا همراه روزمره دارد.
نتایج این پژوهش در نشریه Telematics and Informatics منتشر شده است. پژوهشگران در این مطالعه بررسی کردند که آیا عواملی فراتر از سودمندی و سهولت استفاده از فناوری میتوانند پذیرش هوش مصنوعی در نقشهایی را که پیشتر عمدتاً بر عهده انسانها بودهاند، توضیح دهند.
نیازهای روانشناختی چگونه بر پذیرش هوش مصنوعی اثر میگذارند؟
پژوهشگران با اشاره به گسترش نقش هوش مصنوعی در حوزههای اجتماعی، تأکید کردند که استفاده از یک برنامه هوشمند برای انجام یک کار ساده با سپردن مسئولیتهایی مانند تشخیص بیماری، آموزش کودک یا همراهی روزمره تفاوت دارد. در چنین شرایطی، میزان اعتماد و آمادگی روانی فرد برای واگذاری مسئولیت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این مطالعه بر سه نیاز اساسی روانشناختی تمرکز داشت: خودمختاری، شایستگی و ارتباط با دیگران. خودمختاری به احساس کنترل فرد بر تصمیمهایش، شایستگی به احساس توانمندی و اثربخشی و ارتباط با دیگران به احساس تعلق و ارتباط اجتماعی اشاره دارد.
بررسی نگرش بیش از ۳۵ هزار نفر در ۳۵ کشور
محققان از دادههای «پیمایش جهانی بهزیستی دیجیتال ۲۰۲۳» استفاده کردند. این دادهها شامل پاسخهای ۳۵ هزار و ۱۸ کاربر اینترنتی بالای ۱۸ سال از ۳۵ کشور بود.
شرکتکنندگان در چهار موقعیت فرضی درباره استفاده از هوش مصنوعی مورد پرسش قرار گرفتند: آموزش دادن به فرزند، تشخیص یک وضعیت پزشکی، ارائه توصیه برای یک مشکل خفیف سلامت روان و ایفای نقش یک همراه روزمره.
پژوهشگران برای بررسی تأثیر فرهنگ، کشورهای مورد مطالعه را در ۹ خوشه فرهنگی دستهبندی کردند و سپس رابطه میان نیازهای روانشناختی و تمایل به واگذاری این نقشها به هوش مصنوعی را مورد بررسی قرار دادند.
تفاوت چشمگیر میان فرهنگها
نتایج نشان داد افرادی از مناطق عربی-اسلامی، شرق آسیا با زمینههای کنفوسیوسی، جنوب صحرای آفریقا و جنوب آسیا، در مجموع آمادگی بیشتری برای سپردن برخی نقشها به هوش مصنوعی داشتند. در مقابل، کشورهای متعلق به خوشههای فرهنگی نوردیک و اروپای ژرمنی کمترین میزان آمادگی را برای پذیرش هوش مصنوعی در این نقشهای اجتماعی نشان دادند.
برای نمونه، ۶۲.۵ درصد از شرکتکنندگان در خوشه کشورهای جنوب صحرای آفریقا اعلام کردند که از یک همراه مبتنی بر هوش مصنوعی برای پشتیبانی در امور روزمره استفاده خواهند کرد؛ این رقم در کشورهای نوردیک ۳۲.۹ درصد بود.
در مورد نقش معلم هوش مصنوعی نیز ۳۸.۱ درصد از شرکتکنندگان در خوشه عربی-اسلامی آمادگی خود را برای استفاده از چنین فناوریای اعلام کردند، در حالی که این میزان در خوشه نوردیک تنها ۱۷.۵ درصد بود.
نقش متفاوت «ارتباط با دیگران»
یکی از یافتههای قابلتوجه پژوهش به نیاز روانشناختی مرتبط با ارتباط اجتماعی مربوط میشد. در سطح جهانی، رضایت بیشتر از نیاز به ارتباط با دیگران، پیشبینیکننده قابلاعتمادی برای تمایل به واگذاری این نقشها به هوش مصنوعی نبود؛ با این حال، این عامل در برخی زمینههای فرهنگی و بهویژه در نقشهایی که ارتباط اجتماعی بیشتری داشتند، اهمیت پیدا کرد.
در برخی کشورهای جنوب آسیا و تعدادی از جوامع اروپایی نیز احساس خودمختاری نقش پررنگتری در پیشبینی پذیرش هوش مصنوعی برای انجام وظایف تخصصی داشت.
پژوهشگران تأکید کردند که تفاوتهای فرهنگی مشاهدهشده در این مطالعه قابلتوجه است و نشان میدهد نمیتوان نتایج مطالعات انجامشده صرفاً روی جمعیتهای غربی را به تمام مردم جهان تعمیم داد.
محدودیتهای مطالعه
با وجود گستردگی نمونه آماری، این پژوهش محدودیتهایی نیز داشت. نیازهای روانشناختی با پرسشهای کوتاه و تکجملهای سنجیده شدند؛ روشی که امکان بررسی یک نمونه بسیار بزرگ را فراهم کرد، اما تصویر کاملی از ویژگیهای روانشناختی افراد ارائه نمیدهد.
پژوهشگران همچنین هشدار دادند که نمیتوان تفاوتهای فرهنگی مشاهدهشده را بهعنوان شواهد قطعی درباره سازوکارهای فرهنگی در نظر گرفت، زیرا امکان بررسی کامل همارزی اندازهگیریها در تمام فرهنگها وجود نداشت.
از سوی دیگر، سناریوهای مطرحشده برای شرکتکنندگان فرضی بودند. بنابراین اینکه فردی در یک پرسشنامه اعلام کند حاضر است تشخیص پزشکی خود را به هوش مصنوعی بسپارد، الزاماً به این معنا نیست که در یک موقعیت واقعی نیز چنین تصمیمی خواهد گرفت؛ بهخصوص زمانی که یک متخصص انسانی در دسترس باشد.
گام بعدی؛ بررسی رفتار واقعی کاربران
پژوهشگران معتقدند مرحله بعدی باید از سنجش «تمایل فرضی» عبور کند و به بررسی تعامل واقعی افراد با سامانههای هوش مصنوعی بپردازد. آنها قصد دارند در مطالعات آینده تغییرات اعتماد، احساس اختیار، نیازهای روانشناختی و واکنشهای عاطفی کاربران را در تعامل طولانیمدت با هوش مصنوعی بررسی کنند.
همچنین یکی از پرسشهای مهم آینده این است که آیا ویژگیهای طراحی مانند دادن حق انتخاب واقعی به کاربران یا ایجاد شکل مناسبی از ارتباط اجتماعی میتواند نیازهای روانشناختی آنها را در فرهنگهای مختلف تأمین کند یا اینکه این ویژگیها باید متناسب با هر فرهنگ طراحی شوند.
این یافتهها در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که هوش مصنوعی بهتدریج از یک ابزار صرف برای انجام وظایف، به فناوریای تبدیل میشود که ممکن است در حوزههایی مانند آموزش، سلامت، حمایت روانشناختی و زندگی روزمره نقش مستقیمتری بر عهده بگیرد.
برای مطالعه اخبار و مطالب بیشتر درباره فناوری، هوش مصنوعی و یافتههای علمی، به آماج مراجعه کنید.