به گزارش آماج، اضطراب همیشه صرفاً نتیجه یک فکر اشتباه یا ترس غیرمنطقی نیست و گاهی ریشه در تجربههای گذشته، روابط عاطفی و تعارضهای درونی فرد دارد. رواندرمانی پویشی با بررسی معنای پنهان اضطراب تلاش میکند به جای تمرکز صرف بر کاهش علائم، به فرد کمک کند منشأ این احساس را بهتر بشناسد و رابطه متفاوتی با آن برقرار کند.
بسیاری از افراد میدانند که نگرانیهایشان از نظر منطقی با واقعیت متناسب نیست، اما همچنان احساس میکنند در وضعیت آمادهباش دائمی قرار دارند. از نگاه روانپویشی، این وضعیت ممکن است نشان دهد اضطراب تنها یک واکنش ساده به یک اتفاق بیرونی نیست، بلکه با تاریخچه عاطفی و تجربههای شخصی فرد ارتباط دارد.
اضطراب چه ریشهای در گذشته دارد؟
یک موقعیت دشوار در زمان حال، مانند جلسه کاری، دورهای از بلاتکلیفی یا تنش با فردی نزدیک، میتواند احساساتی را فعال کند که شکلگیری آنها به سالهای گذشته بازمیگردد. واکنشهایی که زمانی برای حفظ امنیت یا ارتباط با دیگران مفید بودهاند، ممکن است در بزرگسالی باعث شوند فرد حتی با عدم قطعیتهای معمول نیز احساس تهدید کند.
برای مثال، ترس از شکست ممکن است تنها نگرانی درباره نتیجه یک کار نباشد و در لایههای عمیقتر با احساس شرم، ترس از قضاوت شدن، وابستگی یا از دست دادن محبت دیگران ارتباط داشته باشد.
اضطراب همچنین گاهی میتواند فرد را از مواجهه مستقیم با احساساتی که تحمل آنها دشوار است دور نگه دارد؛ احساساتی مانند خشم نسبت به فردی که به او نیاز داریم، سوگ ناشی از یک فقدان، دلتنگی، حسادت یا احساس آسیبپذیری.
رواندرمانی پویشی به دنبال کشف چه چیزی است؟
درمان پویشی اضطراب را صرفاً مشکلی نمیداند که باید هرچه سریعتر حذف شود. در این رویکرد، درمانگر تلاش میکند با کنجکاوی بررسی کند اضطراب چه چیزی را بیان میکند یا از چه احساسی محافظت میکند.
این رویکرد به معنای آن نیست که فرد آگاهانه اضطراب خود را انتخاب کرده است. بلکه شناخت بهتر تعارضهای درونی، خواستهها، احساسات و الگوهای عاطفی میتواند به ایجاد تغییری پایدارتر کمک کند.
رواندرمانی پویشی نیز صرفاً به بررسی گذشته محدود نمیشود. یکی از اهداف آن افزایش توانایی فرد برای تجربه احساسات دشوار، بدون تبدیل فوری آنها به نگرانی، اجبار به اقدام، اجتناب یا سرزنش خود است.
وقتی اضطراب احساسات پنهان را نمایان میکند
با قابل شناسایی و بیان شدن احساسات و تعارضهای زیرین، ممکن است نیاز کمتری به اضطراب برای انتقال این پیامها وجود داشته باشد. در این مسیر، عادتهایی مانند زیر نظر گرفتن مداوم خود، تلاش وسواسگونه برای رسیدن به قطعیت و این باور که هوشیاری دائمی میتواند مانع از دست دادن شود نیز مورد بررسی قرار میگیرند.
بخشی از این الگوهای عاطفی ممکن است در رابطه فرد با درمانگر نیز ظاهر شود. برای نمونه، فرد ممکن است نگران ناامید کردن درمانگر باشد، در بیان واکنش واقعی خود تردید کند یا نسبت به سکوت و تغییر لحن او حساسیت زیادی نشان دهد.
درمانگر روانپویشی میتواند چنین لحظاتی را نه یک حواسپرتی یا مانع، بلکه فرصتی برای شناخت نحوه شکلگیری اضطراب در روابط با خود و دیگران در نظر بگیرد.
هدف درمان، حذف کامل اضطراب نیست
رواندرمانی پویشی وعده زندگی بدون اضطراب نمیدهد. بخشی از اضطراب واکنشی طبیعی و حتی مفید به تغییر، مسئولیت، عدم قطعیت و ناتوانی انسان در کنترل کامل آینده یا رفتار دیگران است.
هدف این رویکرد، تبدیل نگرانی به بیتفاوتی نیست؛ بلکه کمک به فرد برای تشخیص خطر واقعی در زمان حال از ترسها و انتظارهای عاطفی قدیمی است. با گذشت زمان، ممکن است فرد بتواند احساس نگرانی را تجربه کند بدون اینکه بلافاصله انتظار یک فاجعه را داشته باشد.
در چنین شرایطی، ترسهای قدیمی همچنان ممکن است وجود داشته باشند، اما الزاماً تمام زندگی فرد را هدایت نمیکنند. فرد همچنین میتواند برای خواستهها، تعارضها و احساساتی که پیشتر تنها به شکل یک هشدار اضطرابی تجربه میشدند، فضای بیشتری ایجاد کند.
اگر اضطراب به شکل مداوم زندگی روزمره، روابط یا عملکرد فرد را مختل میکند، ارزیابی توسط روانشناس یا روانپزشک میتواند به شناسایی علت و انتخاب روش درمان مناسب کمک کند.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره روانشناسی و سلامت روان، به آماج مراجعه کنید.