فرهنگ چگونه نگاه ما به استرس را شکل می‌دهد؟ یافته‌های جدید درباره معنا و تاب‌آوری

به نقل از آماج، پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد فرهنگ می‌تواند نقش مهمی در نحوه تفسیر انسان از تجربه‌های پراسترس داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که یافتن معنا در دل دشواری‌ها می‌تواند به پذیرش، بازنگری مثبت و تقویت تاب‌آوری کمک کند.

انسان هنگام مواجهه با یک اتفاق پراسترس، تنها آن را تجربه نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند معنایی برای آن پیدا کند. برای نمونه، از دست دادن شغل ممکن است برای فرد نشانه شکست باشد یا فرصتی برای تغییر مسیر زندگی تلقی شود. یک بیماری جدی نیز ممکن است احساس ناامیدی ایجاد کند یا فرد را به بازنگری در اولویت‌های زندگی وادارد.

«معناسازی» فرایندی است که فرد از طریق آن تلاش می‌کند تجربه‌های زندگی خود را درک کند و برای آن‌ها ارزش، اهمیت و هدف پیدا کند. این فرایند در شرایط پراسترس اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا می‌تواند به فرد در یافتن احساس هدف و سازگاری بهتر با شرایط دشوار کمک کند.

فرهنگ چگونه برداشت ما از استرس را تغییر می‌دهد؟

برخی الگوهای فکری از جمله تفکر کل‌نگر، غایت‌محور و دیالکتیکی در فرهنگ چینی برجسته‌تر هستند. تفکر کل‌نگر بر ارتباط میان رویدادها و زمینه گسترده‌تر آن‌ها تأکید دارد، تفکر غایت‌محور رویدادها را بر اساس هدف یا نتیجه نهایی تفسیر می‌کند و تفکر دیالکتیکی بر امکان همزیستی دیدگاه‌های ظاهراً متضاد تأکید دارد.

این الگوهای فکری می‌توانند بر نحوه تفسیر افراد از ناملایمات و تجربه‌های دشوار زندگی اثر بگذارند. در یک مطالعه که در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ انجام شد، پژوهشگران نحوه تفسیر تجربه‌های پراسترس را در میان دانشجویان چینی و یوروکانادایی مقایسه کردند.

در این پژوهش مفهوم «معنا در تجربه‌های پراسترس» یا MISE بررسی شد. این مفهوم صرفاً به معنای مثبت‌اندیشی یا پذیرفتن منفعلانه آسیب نیست، بلکه شامل دو مؤلفه اصلی است: باور به اینکه تجربه‌های پراسترس می‌توانند معنا و ارزش داشته باشند و تلاش فعالانه برای تأمل درباره معنای این تجربه‌ها.

تفاوت چینی‌ها و یوروکانادایی‌ها در معنا دادن به استرس

در مطالعات انجام‌شده توسط جی و همکارانش، شرکت‌کنندگان چینی در مقایسه با شرکت‌کنندگان یوروکانادایی امتیاز بالاتری در MISE به دست آوردند. این یافته نشان داد شرکت‌کنندگان چینی بیشتر تمایل داشتند در تجربه‌های پراسترس معنا و ارزش پیدا کنند و درباره این تجربه‌ها فعالانه تأمل کنند.

امتیاز بالاتر MISE همچنین با استفاده بیشتر از دو شیوه مقابله‌ای مؤثر یعنی پذیرش و بازنگری مثبت ارتباط داشت. پذیرش به معنای شناخت واقعیت یک موقعیت دشوار، بدون تلاش دائمی برای انکار وجود آن است. بازنگری مثبت نیز به معنای تلاش آگاهانه برای یافتن یک برداشت سازنده از شرایط موجود است.

آنچه بحران کرونا درباره تاب‌آوری نشان داد

همه‌گیری کووید-۱۹ فرصت مناسبی برای بررسی معنا‌سازی در یک بحران واقعی فراهم کرد. پژوهشگران بار دیگر شرکت‌کنندگان چینی و یوروکانادایی را از نظر MISE مقایسه کردند و در گروه چینی به‌طور مداوم امتیازهای بالاتری مشاهده شد.

امتیاز بالاتر در MISE در میان شرکت‌کنندگان چینی با عواطف مثبت‌تر و انتظار برای پیامدهای کمتر منفی از همه‌گیری ارتباط داشت. البته این موضوع به معنای خوب دانستن همه‌گیری نبود؛ پیش‌بینی پیامدها در هر دو گروه همچنان در مجموع منفی بود، اما میزان منفی بودن آن در میان شرکت‌کنندگان چینی کمتر گزارش شد.

اهمیت این یافته در آن است که افراد در برابر بحران‌هایی مانند همه‌گیری، کنترل محدودی بر شرایط بیرونی دارند. زمانی که تغییر شرایط خارج از توان فرد است، تغییر نحوه تفسیر و واکنش به آن می‌تواند به یک منبع مهم روان‌شناختی برای سازگاری و تاب‌آوری تبدیل شود.

آیا می‌توان معنا دادن به تجربه‌های دشوار را یاد گرفت؟

اگرچه فرهنگ چارچوبی برای تفسیر رویدادهای پراسترس در اختیار انسان قرار می‌دهد، این چارچوب می‌تواند تا حدی آموخته و تقویت شود.

در سومین مطالعه جی و همکارانش، پژوهشگران تلاش کردند بررسی کنند آیا می‌توان توانایی یافتن معنا در تجربه‌های پراسترس را پرورش داد یا خیر. در یک گروه از شرکت‌کنندگان خواسته شد تصور کنند دوستی با یک موقعیت نسبتاً پراسترس مواجه شده و برای او نامه‌ای بنویسند که بر امکان وجود معنا و ارزش در چنین تجربه‌هایی تأکید کند.

گروه کنترل نیز نامه‌ای تشویق‌کننده نوشت، اما در آن بر یافتن معنا در تجربه دشوار تأکیدی وجود نداشت.

نتایج نشان داد افرادی که در گروه معنا‌سازی قرار داشتند، امتیاز بالاتری در مقابله تاب‌آورانه کسب کردند. این یافته نشان می‌دهد یافتن معنا و ارزش در تجربه‌های پراسترس می‌تواند مهارتی قابل تقویت باشد و آموزش آن ممکن است به استفاده از شیوه‌های مؤثرتر مقابله با استرس کمک کند.

معنا دادن به رنج به معنای انکار آن نیست

یافتن معنا در یک تجربه دردناک به معنای مجبور کردن خود به داشتن تفسیری مثبت، توجیه آسیب یا تحمل یک موقعیت زیان‌بار نیست. معناسازی با انکار، سرکوب، تسلیم شدن یا این باور ساده که «هر اتفاقی دلیلی دارد» تفاوت دارد.

در عوض، این رویکرد فرد را به سمت پرسش‌های متفاوتی هدایت می‌کند:

  • این تجربه برای من چه معنایی دارد؟
  • آیا این اتفاق درک من از خودم، دیگران یا جهان را تغییر داده است؟
  • آیا باعث شده بفهمم چه چیزهایی برایم اهمیت بیشتری دارند؟
  • آیا چیزی از این تجربه آموخته‌ام که در مواجهه با دشواری‌های آینده به من کمک کند؟
  • حالا که این اتفاق رخ داده است، می‌خواهم با آن چه کنم؟

تغییر زاویه نگاه به تجربه‌های پراسترس به معنای انکار رنج یا ادعای مفید بودن درد نیست. هدف این است که فرد بررسی کند آیا می‌تواند تجربه دشوار را در چارچوبی گسترده‌تر از زندگی خود قرار دهد و از آن درک، هدف یا مسیر تازه‌ای به دست آورد.

ما همیشه نمی‌توانیم انتخاب کنیم چه اتفاقی برایمان رخ دهد؛ اما ممکن است تأثیرگذاری بیشتری بر معنایی داشته باشیم که در نهایت به آن تجربه می‌دهیم و اینکه چگونه آن را در داستان زندگی خود جای می‌دهیم.

برای پیگیری تازه‌ترین اخبار و مطالب، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 9 =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها