چرا بعضی افراد کمتر از حقشان را می‌پذیرند؟ وقتی عزت‌نفس پایین، معیار ارزشمندی را تغییر می‌دهد

به گزارش آماج، چرا بعضی افراد با وجود توانایی‌ها و شایستگی‌هایشان، در کار، روابط عاطفی یا دوستی‌ها به کمتر از چیزی که واقعاً می‌خواهند رضایت می‌دهند؟ روان‌شناسی نشان می‌دهد این رفتار همیشه از کمبود اعتمادبه‌نفس ظاهری ناشی نمی‌شود؛ گاهی ریشه آن به تصویری برمی‌گردد که فرد طی سال‌ها درباره ارزش خود ساخته است.

ممکن است فرد در یک مذاکره حقوقی عددی کمتر از انتظارش مطرح کند، در رابطه‌ای عاطفی بیش از سهم خود مسئولیت بپذیرد یا در دوستی‌ها همیشه کسی باشد که برنامه‌ریزی، رفت‌وآمد و کمک کردن را بر عهده می‌گیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط «نه گفتن» یا «اعتمادبه‌نفس» نیست؛ بلکه ممکن است معیار درونی فرد برای اینکه چه چیزی «به اندازه کافی خوب» است، پایین‌تر از حدی باشد که برای دیگران قابل قبول است.

عزت‌نفس چگونه ارزشمندی ما را می‌سنجد؟

یکی از دیدگاه‌های شناخته‌شده در روان‌شناسی، نظریه جامعه‌سنج یا Sociometer Theory است. بر اساس این دیدگاه، عزت‌نفس تا حدی مانند یک شاخص درونی عمل می‌کند که میزان احساس فرد درباره ارزش او در روابط اجتماعی را دنبال می‌کند.

مارک لیری، روان‌شناس آمریکایی، مفهوم «ارزش رابطه‌ای» را در این چارچوب مطرح کرده است؛ یعنی اینکه فرد تا چه اندازه احساس می‌کند دیگران حضور او را ارزشمند می‌دانند و خواهان ارتباط با او هستند.

اگر بازخوردهای اجتماعی فرد در طول زندگی مثبت و پایدار بوده باشد، ممکن است احساس ارزشمندی او نیز ثبات بیشتری داشته باشد. اما اگر محبت، توجه یا تأیید دیگران همیشه مشروط به عملکرد، مفید بودن یا برآورده کردن خواسته‌های دیگران بوده باشد، فرد ممکن است به‌تدریج ارزش خود را کمتر ارزیابی کند.

این الگو می‌تواند بعدها در موقعیت‌هایی مانند مذاکره حقوق، تعیین مرز در روابط یا درخواست دستمزد مناسب خودش را نشان دهد؛ بدون اینکه فرد حتی متوجه شود معیار درونی او از ابتدا پایین تنظیم شده است.

چرا یک موقعیت نامناسب گاهی برای فرد «طبیعی» به نظر می‌رسد؟

عزت‌نفس پایین فقط ممکن است باعث شود فرد پیشنهادهای ضعیف را بپذیرد؛ در برخی شرایط حتی می‌تواند باعث شود همان شرایط برای او آشنا و قابل پیش‌بینی به نظر برسد.

«نظریه تأیید خود» یا Self-Verification Theory که با پژوهش‌های ویلیام سوان شناخته می‌شود، می‌گوید افراد معمولاً تمایل دارند دیگران نیز آنها را مطابق تصویری ببینند که خودشان از خویشتن دارند؛ حتی اگر این تصویر چندان مثبت نباشد.

برای فردی که خودش را کم‌ارزش می‌داند، دریافت پیشنهاد بسیار بهتر از انتظار ممکن است به‌جای خوشحالی، ابتدا با تردید همراه شود. حتی ممکن است یک شغل کم‌درآمد، دوستی یک‌طرفه یا رابطه‌ای که در آن همیشه خواسته‌های دیگران در اولویت قرار دارد، با تصویری که فرد از خودش ساخته سازگارتر باشد.

به همین دلیل، گاهی مشکل اصلی فقط این نیست که فرد «کمتر می‌خواهد»؛ بلکه آنچه برای او قابل قبول است نیز تحت تأثیر تجربه‌های قبلی شکل گرفته است.

وقتی «قدردانی» با دفاع از حقوق خود اشتباه گرفته می‌شود

بسیاری از افراد از کودکی این پیام را دریافت می‌کنند که باید بابت هر چیزی که به دست می‌آورند، شکرگزار باشند و زیاد درخواست نکنند. قدردانی به‌خودی‌خود مشکلی ندارد، اما زمانی که با چشم‌پوشی از نیازها و حقوق شخصی یکی شود، می‌تواند مانع مطالبه‌گری سالم شود.

فرد می‌تواند از فرصتی که به او داده شده قدردان باشد و در عین حال معتقد باشد دستمزدش منصفانه نیست. می‌تواند شریک عاطفی خود را دوست داشته باشد و همزمان درباره تقسیم نابرابر مسئولیت‌های خانه صحبت کند.

یکی از نشانه‌های قابل توجه این است که فرد پیش از مطرح کردن هر خواسته‌ای، بلافاصله عذرخواهی می‌کند یا پیش از آنکه طرف مقابل مخالفتی نشان دهد، چندین دلیل برای درخواست خود می‌آورد. در چنین شرایطی، ممکن است ترس از «ناسپاس به نظر رسیدن» بیش از نیاز واقعی فرد به یک توافق منصفانه عمل کند.

هزینه‌ای که به‌تدریج جمع می‌شود

تأثیر این رفتارها همیشه فوری دیده نمی‌شود. یک مذاکره ناموفق درباره حقوق ممکن است فقط چند میلیون تومان تفاوت ایجاد کند، اما اگر همان رقم پایین مبنای افزایش‌های بعدی حقوق، پیشنهادهای شغلی آینده و حتی برخی مزایای مالی قرار گیرد، اختلاف می‌تواند در طول زمان بزرگ‌تر شود.

در یک مطالعه مشهور درباره فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد دانشگاه کارنگی ملون، افرادی که درباره حقوق اولیه خود مذاکره کردند، به‌طور متوسط افزایش قابل توجهی نسبت به پیشنهاد اولیه به دست آوردند. با این حال، این مطالعه مربوط به یک گروه مشخص و یک دوره زمانی خاص بوده و نباید ارقام آن را به همه افراد و شرایط تعمیم داد.

همین منطق درباره روابط غیرمالی نیز صدق می‌کند. اگر فرد همیشه به درخواست‌های دیگران پاسخ مثبت دهد، کمک‌های او ممکن است به‌تدریج به یک انتظار عادی تبدیل شود؛ در حالی که خودش همچنان هزینه زمانی و عاطفی آن را می‌پردازد.

معیار ارزشمندی قابل تغییر است

نظریه مبادله اجتماعی نیز مفهومی به نام «سطح مقایسه» را مطرح می‌کند؛ یعنی معیاری درونی که فرد بر اساس تجربه‌های قبلی برای تشخیص اینکه یک رابطه، پیشنهاد یا موقعیت «به اندازه کافی خوب» است، استفاده می‌کند.

این معیار کاملاً ثابت نیست. اگر فرد سال‌ها در محیط‌های نامناسب کار کرده یا روابطی داشته باشد که در آنها نیازهایش نادیده گرفته شده، ممکن است همان شرایط نامطلوب برایش عادی به نظر برسد.

بنابراین تجربه‌های گذشته لزوماً معیار مناسبی برای تعیین ارزش واقعی یک موقعیت جدید نیستند. فرد می‌تواند معیار خود را با تجربه‌های تازه، بازخوردهای سالم‌تر و شناخت دقیق‌تر توانایی‌ها و نیازهایش اصلاح کند.

چگونه مطالبه حق خود را آسان‌تر کنیم؟

برای تغییر این الگو لازم نیست فرد به شخصیتی کاملاً متفاوت تبدیل شود. چند تمرین ساده می‌تواند شروع مناسبی باشد:

  • خواسته خود را پیش از گفت‌وگو مشخص کنید: عدد یا درخواست موردنظر را از قبل بنویسید و هنگام مطرح کردن آن، بدون توضیحات اضافی بیان کنید.
  • عذرخواهی غیرضروری را حذف کنید: درخواست منصفانه نیاز به عذرخواهی ندارد.
  • بعد از مطرح کردن خواسته سکوت کنید: سکوت چندثانیه‌ای پس از یک درخواست ممکن است ناخوشایند باشد، اما لازم نیست فوراً برای پر کردن آن شروع به عقب‌نشینی کنید.
  • از موقعیت‌های کوچک شروع کنید: رد کردن یک دعوت ناخواسته یا بیان یک ترجیح ساده می‌تواند تمرینی برای تعیین مرزهای بزرگ‌تر باشد.
  • شواهد ارزشمندی خود را ثبت کنید: مواردی را که دیگران توانایی، حضور یا کمک شما را ارزشمند دانسته‌اند یادداشت کنید تا تصویر ذهنی شما فقط بر اساس انتقادها و شکست‌ها شکل نگیرد.

احساس ناراحتی به معنی اشتباه بودن درخواست نیست

حتی افرادی که به‌خوبی از حقوق خود دفاع می‌کنند ممکن است هنگام درخواست افزایش حقوق، تعیین مرز یا مطالبه رفتار منصفانه احساس اضطراب کنند. تفاوت مهم این است که آنها این احساس را به‌عنوان مدرکی درباره ارزش خود تفسیر نمی‌کنند.

احساس ناراحتی هنگام مطالبه حق می‌تواند صرفاً نشانه خارج شدن از یک الگوی قدیمی باشد. با تمرین، فرد می‌تواند یاد بگیرد که ارزش خود را فقط بر اساس میزان تأیید دیگران یا آنچه در گذشته دریافت کرده است تعیین نکند.

در نهایت، شناخت ارزش شخصی به معنای انتظار داشتن امتیاز ویژه یا نادیده گرفتن نیازهای دیگران نیست؛ بلکه یعنی فرد بتواند میان قدردانی، سازش و چشم‌پوشی از حقوق خود تفاوت بگذارد و برای خواسته‌های منطقی خود بدون احساس گناه بیش از حد مذاکره کند.

برای مطالعه مطالب بیشتر درباره روان‌شناسی، عزت‌نفس و روابط انسانی، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 7 =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها