به نقل از آماج؛ تعداد کم دوستان نزدیک در دوران میانسالی همیشه نشانه گوشهگیری، بیعلاقگی به دیگران یا مشکل شخصیتی نیست. پژوهشهای بلندمدت نشان میدهند تجربههای دشوار دوران کودکی میتوانند تا دههها بر روابط اجتماعی اثر بگذارند و باعث شوند اعتماد کردن، ایجاد شبکه حمایتی و شکل دادن به ارتباطات عمیق در بزرگسالی دشوارتر شود.
البته تجربههای سخت کودکی سرنوشت قطعی افراد را تعیین نمیکند و داشتن یک دایره کوچک از روابط، بههیچوجه به معنای وجود یک ویژگی منفی شخصیتی نیست. اما تحقیقات نشان میدهند آنچه از بیرون ممکن است سردی یا فاصله گرفتن به نظر برسد، در برخی افراد میتواند نتیجه یادگیری طولانیمدت درباره امنیت، اعتماد و حمایت باشد.
تعداد دوستان، معیار شخصیت انسان نیست
دیدن فردی که تنها یک یا دو رابطه نزدیک دارد، معمولاً باعث قضاوتهای سریع میشود. برخی تصور میکنند چنین فردی احتمالاً سختگیر، خودخواه یا علاقهمند نبودن به ارتباط با دیگران است. اما پژوهشها تصویر پیچیدهتری ارائه میکنند.
متخصصان میان «انزوای اجتماعی» و «احساس تنهایی» تفاوت قائل میشوند. انزوای اجتماعی بیشتر به تعداد ارتباطات و میزان مشارکت فرد مربوط است، در حالی که تنهایی یک تجربه ذهنی است؛ یعنی فرد ممکن است افراد زیادی را بشناسد اما همچنان احساس تنهایی کند، یا برعکس، با چند رابطه محدود احساس رضایت و ارتباط عمیق داشته باشد.
همچنین کاهش روابط در بزرگسالی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از مهاجرت و بیماری گرفته تا مسئولیتهای خانوادگی، طلاق، سوگ، فشار کاری یا تغییر اولویتهای زندگی. تجربههای کودکی تنها یکی از عوامل مؤثر است، نه توضیحی برای همه شرایط.
تأثیر تجربههای دشوار کودکی بر روابط آینده
برخی مطالعات طولی که افراد را در دورههای مختلف زندگی دنبال کردهاند، ارتباط میان تجربههای نامطلوب کودکی و دشواری بیشتر در ایجاد ارتباطات اجتماعی در بزرگسالی را نشان دادهاند.
در یکی از پژوهشها، کودکانی که سابقه ثبتشده سوءرفتار یا غفلت داشتند، همراه با گروهی مشابه از نظر ویژگیهای جمعیتی مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگران این افراد را طی حدود سه دهه دنبال کردند و دریافتند افرادی که چنین تجربههایی داشتند، معمولاً سطح پایینتری از ارتباط اجتماعی و نشانههای بیشتری از مشکلات خلقی را تجربه میکردند.
این مطالعه نشان نداد که همه افراد با گذشته دشوار، در آینده روابط ضعیفی خواهند داشت؛ بلکه نشان داد ممکن است یک چرخه متقابل شکل بگیرد. کاهش ارتباطات میتواند وضعیت روانی را دشوارتر کند و مشکلات روحی نیز ممکن است ایجاد و حفظ روابط را سختتر کند.
اثری که ممکن است سالها باقی بماند
تحلیلهای جدیدتر بر اساس چندین مطالعه ملی نیز نشان دادهاند افرادی که تجربههای نامطلوب بیشتری در کودکی داشتهاند، در بزرگسالی احتمال بیشتری برای تجربه انزوای اجتماعی دارند.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند این تفاوتها لزوماً به این معنا نیست که انزوا هر سال به شکل خودکار افزایش پیدا میکند. در بسیاری از موارد، مسیرهای اجتماعی افراد ممکن است زودتر در زندگی از یکدیگر جدا شده باشند و سپس در بزرگسالی ادامه پیدا کنند.
تنهایی با کوچک بودن شبکه ارتباطی یکسان نیست
بررسیهای گسترده روی میلیونها نفر نیز ارتباطی میان تجربههای آسیبزای کودکی و احساس تنهایی در بزرگسالی پیدا کردهاند. با این حال، شدت این ارتباط بسته به روش تحقیق متفاوت بوده است.
مطالعاتی که بر خاطرات بزرگسالان از دوران کودکی تکیه دارند، معمولاً ارتباط قویتری نشان میدهند؛ در حالی که پژوهشهایی که تجربههای کودکی را از همان زمان ثبت کردهاند، نتایج محتاطانهتری ارائه میکنند. این تفاوت نشان میدهد که باید درباره رابطه میان گذشته و وضعیت اجتماعی امروز افراد با دقت بیشتری صحبت کرد.
اعتماد دوباره و ساختن روابط امکانپذیر است
داشتن روابط نزدیک کم در میانسالی نباید بهعنوان نشانهای از نقص شخصیتی تفسیر شود. برای برخی افراد، این وضعیت بازتاب تجربههایی است که سالها پیش شکل گرفتهاند؛ تجربههایی که میتوانند بر احساس امنیت و اعتماد تأثیر بگذارند.
در عین حال، گذشته تعیینکننده کامل آینده نیست. روابط انسانی در طول زندگی تغییر میکنند و ایجاد ارتباطات معنادار در هر سنی امکانپذیر است.
برای مطالعه مطالب بیشتر درباره روانشناسی، سبک زندگی و تازهترین گزارشها، به آماج مراجعه کنید.