به نقل از آماج، استیون ای. دایموند، روانشناس بالینی و نویسنده آمریکایی، در یادداشتی تازه به بررسی نقش رواندرمانی در بحران سلامت روان و چالشهای اجتماعی امروز پرداخته و تأکید کرده است که مسئله اصلی، «زیادیِ رواندرمانی» نیست، بلکه کمبود رویکردهای درمانی متناسب با شرایط پیچیده دنیای امروز است.
این روانشناس در یادداشتی که در وبسایت Psychology Today منتشر شده، به بحثهای مطرحشده درباره تأثیر فرهنگ رواندرمانی بر جامعه واکنش نشان داده و معتقد است نباید مشکلات اجتماعی و بحرانهای سلامت روان را صرفاً به عملکرد رواندرمانگران نسبت داد.
دنیای امروز به رواندرمانی متفاوتی نیاز دارد
دایموند معتقد است زندگی مدرن با افزایش استرس، خشونت، قطبیشدن جوامع، ناامنی و فشارهای روانی همراه شده و بسیاری از افراد برای کنار آمدن با این شرایط، ابزارها و مهارتهای لازم را در اختیار ندارند.
به باور او، پرسش اصلی این نیست که آیا مردم بیش از حد به رواندرمانی روی آوردهاند، بلکه باید بررسی کرد آیا شیوههای درمانی موجود توان پاسخگویی به نیازهای روانی انسان امروز را دارند یا خیر.
انتقاد از سلطه درمانهای شناختی ـ رفتاری
این روانشناس با اشاره به رواج گسترده درمانهای شناختی ـ رفتاری (CBT) و رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) در دهههای اخیر، معتقد است تمرکز بیش از اندازه بر این رویکردها باعث کمرنگ شدن شیوههای سنتیتر مانند روانپویشی، درمان اگزیستانسیال و رویکردهای انسانگرایانه شده است.
او هشدار میدهد که آموزش محدود دانشجویان روانشناسی به یک یا دو رویکرد درمانی، میتواند کیفیت خدمات سلامت روان را در بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد.
«خرد بالینی»؛ حلقه گمشده رواندرمانی
دایموند در کتاب جدید خود با عنوان «اسرار رواندرمانی» از مفهومی با عنوان «خرد بالینی» یاد میکند؛ مجموعهای از تجربیات و دانش انباشتهشده رواندرمانگران طی بیش از یک قرن که به اعتقاد او باید بیش از گذشته در درمانهای امروز مورد استفاده قرار گیرد.
وی همچنین رویکردی با عنوان «روانشناسی عمقی اگزیستانسیال» را پیشنهاد میکند که ترکیبی از رواندرمانی روانپویشی، درمان اگزیستانسیال و روانشناسی یونگی است و میتواند پاسخگوی بحرانهای پیچیده انسان معاصر باشد.
موفقیت درمان به همکاری درمانگر و مراجع وابسته است
دایموند تأکید میکند موفقیت یا شکست رواندرمانی تنها به درمانگر وابسته نیست و همکاری، انگیزه و مشارکت مراجع نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
وی با اشاره به آمارهای موجود میگوید حدود ۸۰ درصد افرادی که رواندرمانی را تجربه میکنند، آن را مفید ارزیابی میکنند؛ با این حال رواندرمانی راهحل همه مشکلات زندگی نیست و نمیتواند رنج، غم و دشواریهای اجتنابناپذیر زندگی را به طور کامل از بین ببرد.
پذیرش؛ بخش مهمی از درمان
این روانشناس در پایان تأکید میکند که رواندرمانی واقعی تنها به دنبال ایجاد تغییر نیست، بلکه به افراد کمک میکند زندگی را با تمام سختیها، رنجها و واقعیتهای آن بپذیرند. به اعتقاد او، پذیرش آگاهانه مسائل زندگی، در بسیاری از موارد مؤثرتر از تلاش برای فرار یا مقاومت در برابر آنهاست.
برای مطالعه تازهترین اخبار و تحلیلهای حوزه روانشناسی، سلامت و سبک زندگی، آماج را دنبال کنید.