به گزارش آماج، پژوهشی تازه که در مجله علمی Nature Human Behaviour منتشر شده است، نشان میدهد استفاده تفریحی از صفحهنمایش با نشانههای اضطراب و افسردگی در نوجوانان ارتباط دارد؛ با این حال، مقایسه دوقلوها نشان داد بخشی از این ارتباط ممکن است به عوامل ژنتیکی و محیط خانوادگی مشترک مربوط باشد، نه صرفاً زمان سپریشده در فضای دیجیتال.
این مطالعه با بررسی نزدیک به ۲۲ هزار دوقلوی سوئدی، عادتهای استفاده از صفحهنمایش را از دوران کودکی تا نوجوانی دنبال کرد و ارتباط آنها را با مشکلات عاطفی و روانی در سالهای بعد سنجید. پژوهشگران تأکید میکنند که یافتهها بهتنهایی ثابت نمیکنند استفاده از صفحهنمایش علت اضطراب یا افسردگی است.
بررسی عادتهای دیجیتال در بیش از ۲۱ هزار دوقلو
در این مطالعه، دادههای ۲۱ هزار و ۷۹۷ دوقلو از طرح پژوهشی کودکان و نوجوانان سوئد بررسی شد. محققان اطلاعات مربوط به استفاده تفریحی از صفحهنمایش و نشانههای روانشناختی را در سنین ۹، ۱۵، ۱۸ و ۲۴ سالگی تحلیل کردند.
اطلاعات از طریق پرسشنامههای والدین و گزارشهای خود نوجوانان و جوانان جمعآوری شد. همچنین، پژوهشگران برای بررسی پیامدهای بالینی، دادههای ثبتشده در نظام سلامت و سوابق تحویل داروهای ضدافسردگی را بررسی کردند. دریافت داروی ضدافسردگی لزوماً به معنای تشخیص قطعی اضطراب یا افسردگی نیست.
یکی از ویژگیهای مهم پژوهش، مقایسه دوقلوهایی بود که میزان استفاده آنها از صفحهنمایش با یکدیگر تفاوت داشت. این روش به محققان کمک کرد نقش برخی عوامل خانوادگی و ژنتیکی مشترک را بهتر ارزیابی کنند.
پسران زمان بیشتری را صرف بازی و فعالیتهای تعاملی میکردند
بر اساس نتایج، در سن ۹ سالگی، ۶۶ درصد شرکتکنندگان هر روز تلویزیون، ویدئو یا دیویدی تماشا میکردند. بازی روزانه نیز در میان پسران رایجتر از دختران بود؛ بهطوریکه ۳۸ درصد پسران و ۲۳ درصد دختران هر روز بازی میکردند.
در سنین ۱۵ و ۱۸ سالگی، پسران بهطور متوسط زمان بیشتری را صرف فعالیتهای تعاملی مانند بازی، گفتوگوهای آنلاین و وبگردی میکردند. در میان شرکتکنندگان ۱۵ ساله، ۲۳ درصد پسران و ۱۲ درصد دختران گزارش دادند که در روزهای آخر هفته بیش از ۶ ساعت را به این فعالیتها اختصاص میدهند.
همچنین، استفاده سنگین از صفحهنمایش در نوجوانانی که والدین دارای تحصیلات دانشگاهی داشتند، کمتر گزارش شده بود.
ارتباط استفاده طولانی با نشانههای اضطراب و افسردگی
پژوهشگران دریافتند استفاده طولانیتر از صفحهنمایش در سنین ۱۵ و ۱۸ سالگی با نمره بالاتر نشانههای درونیسازیشده، از جمله اضطراب و افسردگی، ارتباط دارد. این ارتباط در بررسیهای همزمان برای دختران، بهویژه در فعالیتهای تعاملی، قویتر بود؛ اما در مقایسه دوقلوها کاهش پیدا کرد.
استفاده از صفحهنمایش در ۹ سالگی ارتباط معناداری با نشانههای روانشناختی در ۱۵ سالگی نشان نداد. در مقابل، استفاده سنگین از فعالیتهای تعاملی در ۱۵ سالگی با نشانههای بیشتر اضطراب و افسردگی در ۱۸ سالگی همراه بود. استفاده سنگین در ۱۸ سالگی نیز با نشانههای افسردگی بیشتر در ۲۴ سالگی ارتباط داشت.
با این حال، این ارتباطها در تحلیلهای دروندوقلویی ضعیفتر شدند و پس از اصلاح آماری برای بررسیهای متعدد، از نظر آماری معنادار باقی نماندند. بنابراین، نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش زمان استفاده از صفحهنمایش بهتنهایی باعث بروز مشکلات روانی در سالهای بعد میشود.
آیا استفاده زیاد از صفحهنمایش خطر تشخیص بالینی را افزایش میدهد؟
در کل نمونه، بازی روزانه در ۹ سالگی، در مقایسه با بازی حداکثر دو بار در هفته، با افزایش خطر ثبت تشخیص اضطراب یا افسردگی و/یا دریافت داروی ضدافسردگی در سالهای بعد همراه بود. نسبت خطر تعدیلشده در کل نمونه ۱٫۳۸ و در میان پسران ۱٫۵۶ گزارش شد. با این حال، این ارتباطها در مقایسههای دروندوقلویی تضعیف شدند و دیگر از نظر آماری معنادار نبودند.
تماشای تلویزیون، ویدئو یا دیویدی ارتباط قابل اتکایی با این پیامدهای بالینی نشان نداد. در میان نوجوانان ۱۵ ساله نیز صرف بیش از ۶ ساعت در روز برای فعالیتهای تعاملی با خطر بالاتر ثبت این پیامدها همراه بود؛ چه در روزهای کاری و چه در آخر هفتهها.
نسبت خطر تعدیلشده برای استفاده بیش از ۶ ساعت در روز، در مقایسه با حداکثر ۲ ساعت، در روزهای کاری ۳٫۳۷ و در آخر هفتهها ۲٫۳۰ بود. با این حال، برآوردهای حاصل از مقایسه دوقلوها کوچکتر بودند و پس از اصلاح برای آزمونهای متعدد، معناداری آماری خود را از دست دادند. این اعداد نشاندهنده ارتباط آماریاند و بهتنهایی رابطه علت و معلولی را اثبات نمیکنند.
محدودیتهای پژوهش چه بود؟
پژوهشگران به چند محدودیت مهم اشاره کردند. جمعآوری دادهها پیش از فراگیرشدن گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی امروزی آغاز شده بود؛ بنابراین، نتایج لزوماً همه شکلهای استفاده از فناوری در نسل کنونی را پوشش نمیدهد.
همچنین، دستهبندی کلی زمان استفاده از صفحهنمایش امکان تفکیک تجربههای متفاوت آنلاین، مانند ارتباط با دوستان، بازی، تماشای محتوا یا مواجهه با محتوای آسیبزا را فراهم نمیکرد. اتکا به گزارشهای شخصی، کاهش مشارکت افراد در مراحل بعدی پژوهش و احتمال وجود عوامل مخدوشکننده اندازهگیرینشده نیز از محدودیتهای مطالعه بود.
نتیجهگیری؛ کیفیت استفاده مهم است، اما هنوز پاسخ قطعی نداریم
نتایج این پژوهش نشان میدهد میان استفاده تفریحی از صفحهنمایش و برخی مشکلات عاطفی نوجوانان ارتباط وجود دارد؛ اما کاهش این ارتباط در مقایسه دوقلوها بیانگر آن است که عوامل مشترک خانوادگی و ژنتیکی نیز احتمالاً در این رابطه نقش دارند.
برای تدوین توصیههای دقیقتر، پژوهشهای آینده باید نوع فعالیتهای دیجیتال، شرایط زندگی، آسیبپذیریهای فردی و تفاوتهای رشدی را جداگانه بررسی کنند. تا آن زمان، یافتهها از تعیین یک محدودیت زمانی واحد برای همه نوجوانان حمایت قطعی نمیکنند و توجه به نوع استفاده، کیفیت تجربه آنلاین و وضعیت روانی هر فرد اهمیت دارد.
برای مطالعه تازهترین گزارشهای علمی و سلامت، به آماج مراجعه کنید.