به گزارش آماج، بعضی افراد هنگام گفتوگو فقط به حرفهایی که گفته میشود توجه نمیکنند؛ آنها تغییرات ظریف لحن، مکثها، واکنشهای چهره و تفاوت میان روایتهای افراد را نیز به خاطر میسپارند. ذهن این افراد بهطور طبیعی به دنبال الگوها و ناهماهنگیها میگردد و گاهی اطلاعاتی را ثبت میکند که دیگران بهسادگی از کنار آن میگذرند.
در مقالهای منتشرشده در وبسایت بولد (Bolde)، هارلین کائور به ۹ نشانه در مکالمات روزمره اشاره میکند که افراد دقیق و الگوجو ممکن است بیشتر به آنها توجه داشته باشند. با این حال، توجه به چنین جزئیاتی لزوماً به معنای داشتن بهره هوشی بالاتر نیست و تفسیر رفتار دیگران نیز همیشه دقیق از آب درنمیآید. این نشانهها بیشتر میتوانند سرنخهایی برای فهم بهتر تعاملات اجتماعی باشند، نه مدرکی قطعی برای قضاوت درباره شخصیت یا نیت افراد.
۱. وقتی کسی یک داستان را بار دوم متفاوت تعریف میکند
فرض کنید دو هفته پیش، دوستی ماجرایی را با جزئیاتی مشخص تعریف کرده است: اتفاقی که روز پنجشنبه افتاده، یکی از بستگانش در آن حضور داشته و محل ماجرا رستورانی در مرکز شهر بوده است. اما وقتی همان داستان را دوباره تعریف میکند، روز اتفاق به شنبه تغییر میکند، یکی از همکارانش جای آن فرد را میگیرد و محل ماجرا نیز متفاوت میشود.
افرادی که جزئیات مکالمات را به خاطر میسپارند، ممکن است این تفاوتها را سریعتر تشخیص دهند. آنها لزوماً نتیجه نمیگیرند که طرف مقابل دروغ میگوید؛ ممکن است فرد جزئیات را فراموش کرده باشد یا ناخواسته روایت خود را تغییر داده باشد. نکته مهم، تشخیص ناهماهنگی است، نه قضاوت عجولانه درباره علت آن.
ایمی لو، رواندرمانگر، در نوشتههای خود درباره افراد با بهره هوشی بالا و روابط عاطفی، به توجه زیاد برخی ذهنهای تحلیلی به جزئیات و ناسازگاریهای تعاملات اشاره کرده است.
۲. ترتیب نامبردن از افراد در یک داستان
گاهی در روایت یک سفر یا دورهمی، گوینده نام یک نفر را در ابتدای جمله میآورد، درباره فرد دیگری با جزئیات صحبت میکند و در پایان، با لحنی گذرا میگوید که شخص دیگری هم حضور داشته است.
شنوندهای که به ساختار گفتار توجه میکند، ممکن است متوجه شود چه کسانی بیشتر در روایت برجسته شدهاند و چه کسانی کمتر مورد اشاره قرار گرفتهاند. ترتیب نامها و میزان توضیح درباره هر فرد میتواند سرنخی از اهمیت موضوع برای گوینده باشد؛ اما بهتنهایی نشان نمیدهد که او چه کسی را بیشتر دوست دارد یا برای چه رابطهای ارزش بیشتری قائل است.
برای تفسیر چنین نشانههایی باید زمینه مکالمه، موضوع داستان و عادتهای معمول گوینده را هم در نظر گرفت.
۳. وقتی کسی سؤالی میپرسد که پاسخ آن را از قبل میداند
گاهی فردی درباره نتیجه یک پروژه یا اتفاقی مشخص سؤال میکند، اما به نظر میرسد از قبل اطلاعاتی در اختیار دارد. ممکن است لحن او بیشتر شبیه بررسی و تأیید باشد تا کنجکاوی واقعی.
افراد دقیق ممکن است به تفاوت میان پرسشی که برای کسب اطلاعات مطرح میشود و پرسشی که با هدف روشنشدن تناقضها یا تأیید یک برداشت قبلی پرسیده میشود، توجه کنند. برای مثال، سؤال ممکن است فرصتی باشد تا فرد مقابل روایت خود را روشنتر بیان کند.
البته از روی حالت چهره یا لحن بهتنهایی نمیتوان مطمئن شد که سؤالکننده چه نیتی دارد. بعضی افراد برای اطمینان از جزئیات، حتی اطلاعاتی را که قبلاً شنیدهاند دوباره میپرسند.
۴. جهت نگاه افراد هنگام بالاگرفتن تنش
در یک جمع دوستانه یا خانوادگی، ممکن است کسی جملهای تند بگوید و فضای جمع برای لحظهای تغییر کند. در چنین شرایطی، توجه برخی افراد به واکنشهای غیرکلامی دیگران جلب میشود: چه کسی به گوینده نگاه میکند، چه کسی چشم برمیگرداند و چه کسی پیش از واکنش نشاندادن، به فرد دیگری نگاه میکند.
این حرکات میتوانند اطلاعاتی درباره احساسات لحظهای، ناراحتی یا تلاش افراد برای فهم واکنش جمع فراهم کنند. گاهی نیز نگاهها نشان میدهند که افراد برای درک فضای اجتماعی، به واکنش دیگران توجه دارند.
با این حال، جهت نگاه بهتنهایی نشانه قطعی قدرت، ترس یا موافقت نیست. افراد ممکن است به دلایل مختلف نگاه خود را تغییر دهند و معنای رفتارشان تنها با توجه به کل موقعیت روشنتر میشود.
۵. سرعت واکنش به سکوت در مکالمه
در بعضی گفتوگوها، پس از پایان یک جمله چند لحظه سکوت ایجاد میشود. برخی افراد اجازه میدهند مکث ادامه پیدا کند، در حالی که دیگران خیلی زود با شوخی، تغییر موضوع یا پرسیدن یک سؤال تازه سکوت را میشکنند.
افراد الگوجو ممکن است به سرعت این واکنش توجه کنند، نه فقط به محتوای حرف بعدی. برای آنها، مکثها و فاصله میان جملهها نیز بخشی از اطلاعات مکالمه هستند.
جنی گرنت رنکین، پژوهشگر حوزه آموزش، در نوشتهای درباره برانگیختگی فکری در افراد با بهره هوشی بالا، مشاهدهگری را یکی از ویژگیهایی میداند که ممکن است در این افراد دیده شود. با این حال، پرکردن سریع سکوت لزوماً به معنای اضطراب یا تلاش برای کنترل موقعیت نیست؛ ممکن است صرفاً عادت گفتاری یا تمایل به ادامه مکالمه باشد.
۶. وقتی روایت دو نفر از یک اتفاق با هم تفاوت دارد
تصور کنید یک نفر میگوید مشاجرهای پس از شام اتفاق افتاده و آرام پایان یافته است، اما فرد دیگری همان ماجرا را مربوط به صبح میداند و میگوید یکی از حاضران اتاق را ترک کرده است.
شنوندهای که هر دو روایت را به خاطر میسپارد، میتواند تفاوتهای آنها را کنار هم بگذارد و بررسی کند کدام بخشهای ماجرا به شکل متفاوتی به یاد آورده شدهاند. این مقایسه لزوماً به معنای تلاش برای پیدا کردن فرد دروغگو نیست؛ گاهی دو نفر یک رویداد مشترک را به دلیل تفاوت در زاویه دید، حافظه یا برداشت شخصی، متفاوت به خاطر میآورند.
تفاوت روایتها زمانی میتواند سرنخ مهمتری باشد که مشخص شود اختلافها دقیقاً در کدام بخشها متمرکز هستند. با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز برای رسیدن به نتیجه قابل اتکا باید اطلاعات بیشتری در اختیار داشت.
۷. وقتی کسی بیش از اندازه به یک موضوع میخندد
گاهی یک شوخی معمولی با خندهای بسیار بلند یا طولانی پاسخ داده میشود؛ واکنشی که با شدت شوخی تناسب چندانی ندارد. بعضی شنوندگان ممکن است متوجه این تفاوت شوند و از خود بپرسند آیا خنده صرفاً ناشی از سرگرمی بوده یا کارکرد دیگری هم داشته است.
خنده گاهی راهی برای کاهش تنش، نشاندادن همراهی با جمع یا پنهانکردن ناراحتی است. ممکن است فرد بخواهد با دیگران هماهنگ به نظر برسد یا از موقعیتی ناخوشایند عبور کند. اما خنده بلند میتواند کاملاً طبیعی نیز باشد و صرفاً از سبک شخصی فرد ناشی شود.
بنابراین، شدت خنده بهتنهایی برای تشخیص احساسات واقعی افراد کافی نیست. بهتر است این نشانه در کنار محتوای گفتوگو، شرایط جمع و سایر واکنشهای فرد بررسی شود.
۸. وقتی نظر کسی با تغییر جمع عوض میشود
ممکن است فردی در یک گفتوگوی دونفره، عملکرد شخصی یا تصمیمی را بهشدت نقد کند؛ اما چند روز بعد، هنگام مطرحشدن همان موضوع در جمعی دیگر، موضعی محتاطانهتر بگیرد و بگوید موضوع پیچیدهتر از آن چیزی است که ابتدا به نظر میرسید.
کسی که به ثبات دیدگاهها توجه دارد، احتمالاً این تفاوت را به خاطر میسپارد و بررسی میکند که آیا نظر فرد بر اساس اطلاعات تازه تغییر کرده یا حضور افراد دیگر در شکل بیان آن تأثیر گذاشته است.
کریستوف هاینه، پژوهشگر دانشگاه ویتن/هردکه، و همکارانش در پژوهشی درباره ارزیابی هوش دیگران، به نقش نشانههای معتبر در قضاوت درباره توانایی شناختی اشاره کردهاند؛ از جمله محتوای گفتهها و میزان وضوح بیان. با این حال، این یافته به معنای آن نیست که هر فردی که تغییر موضع دیگران را تشخیص میدهد، الزاماً قضاوت اجتماعی دقیقتری دارد.
تغییر نظر میتواند نشانه یادگیری، دریافت اطلاعات جدید یا بازنگری صادقانه باشد. برای تشخیص تفاوت میان تغییر واقعی عقیده و همراهی با نظر جمع، باید دلایل فرد را نیز شنید.
۹. موضوعی که فرد درست پیش از خداحافظی مطرح میکند
گاهی گفتوگو رو به پایان است و افراد آماده رفتن میشوند، اما درست در لحظه خداحافظی، یکی از آنها موضوع مهمی را پیش میکشد؛ مثلاً میگوید مدتهاست میخواسته درباره مسئلهای سؤال کند.
افراد حساس به الگوهای مکالمه ممکن است به زمان مطرحشدن چنین موضوعی توجه کنند. گاهی فرد ترجیح میدهد بحث دشوار را در لحظهای مطرح کند که فرصت ادامه طولانی آن کمتر است؛ شاید چون نگران واکنش طرف مقابل است یا شروع گفتوگو برایش دشوار بوده است.
با این حال، تأخیر در طرح یک موضوع همیشه حسابشده نیست. ممکن است فرد تازه در همان لحظه موضوع را به یاد آورده باشد یا تا پیش از آن فرصت مناسبی برای مطرحکردنش پیدا نکرده باشد.
آیا توجه به این نشانهها به معنای هوش بالاتر است؟
وجه مشترک این ۹ مورد، توجه به جزئیاتی است که در جریان معمول گفتوگو ممکن است نادیده گرفته شوند؛ از تغییر روایتها و مکثها گرفته تا واکنشهای غیرکلامی و تفاوت دیدگاهها در جمعهای مختلف.
اما باید میان مشاهده دقیق و تفسیر درست تفاوت گذاشت. ممکن است کسی تغییر ظریفی در لحن یا رفتار دیگران را بهخوبی تشخیص دهد، اما درباره علت آن به نتیجهای اشتباه برسد. اضطراب، خستگی، تفاوتهای فرهنگی، عادتهای گفتاری و شرایط همان لحظه میتوانند رفتار افراد را تحت تأثیر قرار دهند.
به همین دلیل، توجه به نشانههای اجتماعی زمانی مفیدتر است که با کنجکاوی، انعطافپذیری و آمادگی برای اصلاح برداشتهای اولیه همراه باشد. به جای نتیجهگیری قطعی از روی یک نگاه یا مکث، میتوان سؤال روشنتری مطرح کرد و به توضیح طرف مقابل فرصت داد.
در نهایت، توانایی دیدن الگوها میتواند به فهم بهتر روابط کمک کند، اما نباید آن را با ذهنخوانی اشتباه گرفت. گفتوگوی مستقیم و بررسی شواهد، همچنان راه مطمئنتری برای شناخت احساسات و نیت دیگران است.
برای خواندن مطالب بیشتر درباره روانشناسی، رفتار انسان و روابط اجتماعی، به آماج مراجعه کنید.