به نقل از آماج، یک مطالعه مشهور بر پایه دادههای مطالعه قلب فرامینگهام نشان داده بود که تنهایی در شبکههای اجتماعی خوشهبندی میشود و حتی تا سه درجه جدایی، یعنی از دوست به دوستِ دوست و سپس دوستِ او، ادامه پیدا میکند. اما پژوهشی محاسباتی در سال ۲۰۲۵ نشان داده است که همین الگو میتواند از مسیرهای متفاوتی شکل بگیرد و صرفاً مشاهده آن برای اثبات «سرایت عاطفی» کافی نیست.
تنهایی در نگاه نخست تجربهای کاملاً شخصی به نظر میرسد؛ احساسی که میان میزان ارتباطی که فرد میخواهد و میزان ارتباطی که تصور میکند در اختیار دارد، شکل میگیرد. با این حال، پژوهشهای شبکهای نشان دادهاند که این احساس میتواند با ساختار روابط اجتماعی افراد ارتباط نزدیکی داشته باشد.
شبکه اجتماعی از دادههای قدیمی مطالعه فرامینگهام
مطالعه اصلی که در سال ۲۰۰۹ توسط جان کاچیوپو، جیمز فاولر و نیکلاس کریستاکیس انجام شد، بر دادههای ۵۱۲۴ عضو گروه فرزندان مطالعه قلب فرامینگهام متکی بود. این افراد از سال ۱۹۷۱ وارد مطالعه شدند و طی چند دهه بهصورت دورهای مورد بررسی قرار گرفتند.
پژوهشگران برای پیگیری شرکتکنندگان از آنها خواسته بودند نام بستگان، دوستان نزدیک، همسایگان و همکارانی را که در صورت نیاز میتوانستند محل زندگی آنها را مشخص کنند، ثبت کنند. سپس پژوهشگران اطلاعات ثبتشده را دیجیتالی کردند و افرادی را که خودشان عضو مطالعه بودند، در شبکه شناسایی کردند. همچنین از آدرسها برای شناسایی همسایگان و محاسبه فاصله استفاده شد.
تنهایی نیز در سه مرحله از ارزیابیها بین دهه ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۰۱ سنجیده شد. شرکتکنندگان درباره دفعات احساس تنهایی در هفته گذشته پاسخ دادند و پاسخها به تعداد تقریبی روزهای هفته تبدیل شد.
در نتیجه، پژوهشگران به تصویری طولی از شبکهای دست یافتند که نهتنها نشان میداد چه کسی احساس تنهایی میکند، بلکه جایگاه این افراد را در شبکهای از دوستیها، ازدواجها، روابط خانوادگی و همسایگی نیز مشخص میکرد.
تنهایی تا سه درجه جدایی در شبکه دیده شد
برای بررسی اینکه خوشههای مشاهدهشده ممکن است تصادفی باشند یا نه، پژوهشگران شبکه واقعی را با هزار شبکه شبیهسازیشده مقایسه کردند. در این شبیهسازیها ساختار کلی شبکه و میزان کلی تنهایی حفظ شد، اما وضعیت تنهایی بهصورت تصادفی میان افراد جابهجا شد.
نتایج نشان داد تنهایی در شبکه واقعی بیشتر از حالت تصادفی خوشهبندی شده بود. ارتباط میان تنهایی افراد در روابط مستقیم قویتر بود، اما این ارتباط در دو و حتی سه درجه جدایی نیز بالاتر از سطح مورد انتظار در حالت تصادفی باقی ماند.
به بیان ساده، ارتباط مشاهدهشده تنها میان دو دوست نبود و میتوانست از یک فرد به دوست او و سپس به دوستِ دوستِ او نیز امتداد پیدا کند.
افراد تنها همچنین بیشتر در حاشیه شبکه اجتماعی قرار داشتند و ارتباطات اجتماعی کمتری داشتند. این ارتباط میان دوستان نسبت به اعضای خانواده قویتر و میان افرادی که در فاصله نزدیکتری از یکدیگر زندگی میکردند، بیشتر مشاهده شد. این الگو در زنان نیز قویتر از مردان گزارش شد.
در یکی از مدلها، هر روز اضافی احساس تنهایی که توسط یک دوست نزدیک گزارش میشد، با ۰.۲۹ روز افزایش احساس تنهایی در هفته برای فرد دیگر ارتباط داشت. با این حال، این عدد نشاندهنده ارتباط آماری بود، نه نتیجه یک آزمایش که در آن افراد بهصورت تصادفی با یک دوست تنها مواجه شده باشند.
چرا در مطالعه اولیه از واژه «سرایت» استفاده شد؟
پژوهشگران تنها یک تصویر لحظهای از شبکه اجتماعی تهیه نکردند. آنها میزان تنهایی قبلی افراد را نیز در نظر گرفتند و بررسی کردند که آیا تنهایی یک فرد میتواند وضعیت بعدی فرد دیگری را پیشبینی کند یا خیر.
جهت روابط دوستی نیز در تحلیل مورد توجه قرار گرفت. اگر فردی شخص دیگری را بهعنوان دوست معرفی کرده باشد، اما این رابطه از سوی طرف مقابل متقابل نباشد، در صورت وجود تأثیر اجتماعی انتظار میرود وضعیت فردی که بهعنوان دوست معرفی شده، تأثیر بیشتری بر فرد معرفیکننده داشته باشد.
نتایج با فرضیه تأثیر اجتماعی سازگار بود. پژوهشگران مطرح کردند که تنهایی ممکن است نحوه تفسیر و مدیریت تعاملات اجتماعی را تغییر دهد. فردی که انتظار طرد شدن دارد، ممکن است محتاطتر یا کماعتمادتر رفتار کند و همین مسئله کیفیت تعامل را برای هر دو طرف کاهش دهد.
در چنین چرخهای، تنهایی میتواند رفتار را تغییر دهد، رفتار بر رابطه اثر بگذارد، رابطه ضعیفتر شود و در نهایت احساس تنهایی افزایش پیدا کند.
با این حال، سازگاری دادهها با چنین سازوکاری به این معنا نیست که این تنها توضیح ممکن برای الگوی مشاهدهشده است.
دوستان میتوانند شبیه یکدیگر باشند، بدون اینکه احساسات را منتقل کنند
یکی از مهمترین چالشها در تفسیر چنین دادههایی، پدیدهای به نام هموفیلی است؛ یعنی تمایل افراد مشابه به شکل دادن و حفظ روابط با یکدیگر.
دو دوست ممکن است در یک دوره زمانی مشابه احساس تنهایی کنند، بدون اینکه احساس یکی مستقیماً به دیگری منتقل شده باشد. سن، شغل، درآمد، ویژگیهای شخصیتی یا شرایط مشترک میتواند بر هر دو نفر تأثیر بگذارد. برای مثال، تعطیلی یک کارخانه، مهاجرت یا از بین رفتن یک محل تجمع مشترک میتواند چندین نفر را همزمان تحت تأثیر قرار دهد.
یک مطالعه دیگر در سال ۲۰۰۹ نیز در زمینهای متفاوت، اهمیت این مسئله را نشان داد. پژوهشگران با بررسی پذیرش یک سرویس تلفن همراه در شبکه پیامرسانی فوری متشکل از ۲۷.۴ میلیون کاربر دریافتند روشهایی که شباهت میان افراد را بهدرستی در نظر نمیگیرند، میتوانند میزان تأثیر همسالان را بهشدت بیشبرآورد کنند.
این پژوهش درباره پذیرش یک محصول بود و نه تنهایی؛ بنابراین نمیتوان درصدهای گزارششده در آن را مستقیماً به مطالعه فرامینگهام تعمیم داد. با این حال، یک نکته روششناختی مهم را روشن میکند: پیامدهای مشابه میتوانند در میان افراد مرتبط با یکدیگر خوشهبندی شوند، حتی زمانی که تأثیر مستقیم اجتماعی تنها بخشی از این الگو را توضیح میدهد.
مدل سال ۲۰۲۵ چگونه الگوی سهدرجهای را بازسازی کرد؟
یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در مجله Scientific Reports مستقیماً به مسئله تنهایی بازگشت و از یک مدل محاسباتی مبتنی بر عامل استفاده کرد. در این مدل، شبکههایی شبیهسازی شدند که در آن وضعیتهای مرتبط با تنهایی میتوانستند از مسیرهای عاطفی، رفتاری یا شناختی شکل بگیرند و همزمان میزانهای متفاوتی از هموفیلی نیز در شبکه وجود داشت.
نتایج نشان داد که در صورت وجود هموفیلی کافی، هر یک از این مسیرها میتواند الگویی از خوشهبندی ایجاد کند که فراتر از روابط مستقیم باشد و حتی الگوی آشنای سه درجه جدایی را بازسازی کند.
پژوهشگران در نتیجهگیری خود تأکید کردند که فاصلهای که خوشهبندی تنهایی در شبکه طی میکند، بهتنهایی اطلاعات کافی برای تعیین سازوکار علت ایجاد آن ارائه نمیدهد.
البته این مدل به معنای رد تأثیر اجتماعی یا عاطفی نیست. مدلهای محاسباتی از عوامل و قواعد سادهشده استفاده میکنند و نمیتوانند تمام پیچیدگی زندگی واقعی را بازتاب دهند. همچنین عوامل محیطی مشترک که در این مدل بهطور کامل در نظر گرفته نشدهاند، میتوانند توضیح دیگری برای بخشی از این الگو باشند.
آیا میتوان گفت تنهایی «سرایت میکند»؟
برداشت محتاطانهتر از مجموعه این یافتهها این است که تنهایی در شبکههای اجتماعی بهشکل معناداری الگو میگیرد و احساسات، روابط و رفتار افراد میتوانند در طول زمان بر یکدیگر اثر بگذارند. با این حال، میزان دقیق نقشی که انتقال مستقیم عاطفی در ایجاد این الگو دارد، همچنان مشخص نیست.
بنابراین، مشاهده تنهایی در چند سطح از یک شبکه اجتماعی بهتنهایی برای اثبات اینکه این احساس مانند یک بیماری از فردی به فرد دیگر «سرایت» میکند، کافی نیست. برای تعیین سهم واقعی تأثیر مستقیم اجتماعی، هموفیلی و عوامل محیطی مشترک، به مطالعات و روشهای تجربی دقیقتری نیاز است.
برای مطالعه تازهترین گزارشها و یافتههای علمی، به آماج مراجعه کنید.