به گزارش آماج، بسیاری از افراد با ورود به سالهای پایانی زندگی، بهتدریج شروع به بخشیدن یا واگذار کردن وسایلی میکنند که در طول دههها برایشان ارزش عاطفی داشته است؛ از ظروف و ابزار گرفته تا جواهرات و اشیای خانوادگی. این رفتار لزوماً به معنای مرتب کردن خانه یا خلاص شدن از وسایل اضافی نیست و میتواند با تغییر رابطه فرد با خاطرات، هویت و میراث شخصیاش ارتباط داشته باشد.
چرا برخی افراد پس از ۷۰ سالگی شروع به بخشیدن وسایلشان میکنند؟
وقتی مادربزرگی در ۷۴سالگی مجموعه صفحههای موسیقی، سرویس چینی، تابلوی قدیمی یا حتی گردنبندی را که سالها همراهش بوده به اعضای خانواده میبخشد، ممکن است در نگاه اول این رفتار صرفاً نوعی خانهتکانی یا خلوت کردن فضای خانه به نظر برسد.
اما برای بسیاری از سالمندان، این وسایل فقط اشیای فیزیکی نیستند. هر کدام میتوانند بخشی از داستان زندگی، یک رابطه، یک دوره تاریخی یا تصویری از هویت فرد را در خود نگه داشته باشند.
وسایل فقط «چیز» نیستند؛ بخشی از خاطراتاند
پژوهشگران حوزه سالمندی و جامعهشناسی از مفهومی به نام «کاروان مادی» یا Material Convoy برای توصیف مجموعه وسایلی استفاده میکنند که انسان در طول زندگی با خود جمع میکند. این مجموعه همراه با نقشها، روابط و تجربههای فرد شکل میگیرد و تغییر میکند.
یک ساعت ممکن است یادآور نخستین شغل باشد، یک ظرف نشانه سالهای زندگی مشترک، یک ابزار یادگار پدر یا مادر و یک قطعه جواهر بخشی از هویت خانوادگی. به همین دلیل، کنار گذاشتن آنها همیشه به معنای کنار گذاشتن یک وسیله نیست؛ گاهی فرد در حال تصمیمگیری درباره این است که کدام بخش از گذشتهاش در خانواده باقی بماند.
بخشیدن وسایل میتواند نوعی انتقال میراث شخصی باشد
با افزایش سن، برخی افراد بیش از گذشته درباره این موضوع فکر میکنند که پس از آنها چه چیزی از زندگیشان باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی، واگذاری وسایل ارزشمند به فرزندان، نوهها یا دیگر اعضای خانواده میتواند راهی برای حفظ خاطرات در میان نسل بعد باشد.
در این حالت، ارزش یک شیء صرفاً به قیمت آن مربوط نیست. اهمیت واقعی ممکن است در داستانی باشد که همراه آن منتقل میشود: «این همان سرویسی است که مادربزرگ هر یکشنبه از آن استفاده میکرد» یا «این گردنبند سالها همراه او بود.»
چرا این اتفاق معمولاً بعد از ۷۰ سالگی بیشتر دیده میشود؟
افزایش سن معمولاً با تغییرات مهمی در سبک زندگی همراه است؛ خانه ممکن است کوچکتر شود، فرد بازنشسته شود، فرزندان مستقل شوند یا مسئولیتهای روزمره کاهش پیدا کند. در نتیجه، فرد ممکن است نسبت به تعداد و معنای وسایلی که در طول زندگی جمع کرده، نگاه تازهای پیدا کند.
از سوی دیگر، مواجهه بیشتر با مفهوم زمان و محدودیتهای زندگی میتواند اهمیت انتقال خاطرات را افزایش دهد. برخی سالمندان ترجیح میدهند خودشان تصمیم بگیرند هر وسیله به چه کسی برسد، به جای اینکه این تصمیم بعدها توسط دیگران گرفته شود.
این رفتار همیشه نشانه نگرانی یا بیماری نیست
البته بخشیدن وسایل بهتنهایی نشانهای قطعی از بیماری، افسردگی یا نزدیک شدن به پایان زندگی نیست. ممکن است فرد صرفاً بخواهد خانه را خلوتتر کند، وسایل بلااستفاده را کنار بگذارد یا اشیای ارزشمندش را پیش از تغییر شرایط زندگی به افراد مورد علاقهاش بسپارد.
آنچه اهمیت دارد، زمینه رفتار است. اگر واگذاری وسایل همراه با تغییرات شدید خلقی، کنارهگیری اجتماعی، سردرگمی، ناامیدی یا صحبت مکرر درباره مرگ باشد، بهتر است خانواده موضوع را با دقت بیشتری دنبال کنند و در صورت نیاز از متخصص کمک بگیرند.
گاهی ارزش یک وسیله در داستان آن است
شاید به همین دلیل است که وقتی یک فرد سالمند شروع به بخشیدن وسایل شخصیاش میکند، دریافتکننده فقط یک شیء دریافت نمیکند. او بخشی از یک داستان خانوادگی را تحویل میگیرد.
یک جعبه چینی، یک مجموعه کتاب، یک ابزار قدیمی یا یک انگشتر میتواند بعد از سالها تبدیل به چیزی شود که یک نسل را به نسل دیگر متصل میکند. شاید هدف فرد فقط کم کردن تعداد وسایل نباشد؛ شاید میخواهد مطمئن شود چیزهایی که برایش معنا داشتهاند، همراه با داستانشان باقی میمانند.
در نهایت، بخشیدن وسایل در سالهای سالمندی را میتوان نه فقط به عنوان «خلوت کردن خانه»، بلکه گاهی به عنوان بخشی از بازتعریف رابطه فرد با گذشته، هویت و میراث شخصیاش دید؛ تلاشی برای اینکه آنچه در طول یک عمر معنا پیدا کرده، پیش از آنکه از زندگی فرد خارج شود، به دست کسی برسد که بتواند معنایش را ادامه دهد.
برای خواندن مطالب بیشتر درباره روانشناسی، سلامت و سبک زندگی، به آماج مراجعه کنید.