وقتی «تولد من را جشن نگیرید» واقعاً یعنی «کاش خودتان می‌فهمیدید»؛ روان‌شناسیِ نیاز به توجه بدون درخواست مستقیم

به نقل از آماج، بعضی افراد در روز تولدشان می‌گویند «لطفاً برایم جشن نگیرید» یا «اصلاً زحمت نکشید»، اما وقتی اطرافیان دقیقاً همین حرف را جدی می‌گیرند، احساس ناراحتی و نادیده گرفته شدن می‌کنند. در نگاه اول، این رفتار متناقض به نظر می‌رسد؛ اما در برخی موارد می‌تواند با شیوه‌های غیرمستقیم درخواست حمایت عاطفی ارتباط داشته باشد.

وقتی درخواست مستقیم، آسیب‌پذیری بیشتری دارد

برای بعضی افراد، گفتن جمله‌ای مانند «می‌خواهم تولدم را جشن بگیرید» به معنای آشکار کردن یک نیاز عاطفی است؛ نیازی که ممکن است با ترس از رد شدن یا ناامید شدن همراه باشد.

در چنین شرایطی، فرد ممکن است به جای بیان مستقیم خواسته خود، آن را کوچک جلوه دهد یا حتی بگوید که چیزی نمی‌خواهد. این رفتار می‌تواند نوعی درخواست غیرمستقیم برای حمایت باشد؛ یعنی فرد امیدوار است دیگران بدون اینکه او مجبور به درخواست صریح باشد، نیازش را متوجه شوند.

به گفته روان‌درمانگر سانتیاگو دل‌بوی، افرادی که ترس بیشتری از طرد شدن دارند، ممکن است برای محافظت از خود پیش از آنکه احتمال ناامیدی به وجود بیاید، عقب‌نشینی کنند. در این چارچوب، گفتن «لازم نیست کاری انجام دهید» می‌تواند راهی برای کاهش خطر رد شدن باشد؛ چون فرد در ظاهر چیزی درخواست نکرده است.

گاهی مسئله خود جشن نیست؛ مسئله این است که چه کسی پیش‌قدم شده است

تفاوت مهمی میان این دو وجود دارد: اینکه فرد خودش برنامه تولدش را مشخص کند یا اینکه شخص دیگری بدون درخواست او برایش برنامه‌ای ترتیب دهد.

وقتی کسی بدون اینکه از او خواسته شده باشد رستوران رزرو می‌کند، کیکی را که می‌داند دوست دارید سفارش می‌دهد یا دوستانتان را جمع می‌کند، این رفتار می‌تواند برای فرد معنای عاطفی متفاوتی داشته باشد. پیام پنهان چنین رفتاری ممکن است این باشد که «به یاد تو بودم و خواستم برایت کاری انجام دهم».

در برخی روابط، افراد انتظاراتی دارند که هرگز به زبان نمی‌آورند. روان‌شناسی از این نوع انتظارات ناگفته با عنوان توافق‌های خاموش یاد می‌کند؛ یعنی فرد انتظار دارد طرف مقابل چیزی را بدون توضیح مستقیم بفهمد و انجام دهد.

این انتظار لزوماً منطقی یا منصفانه نیست، اما می‌تواند واقعی و عاطفی باشد. به همین دلیل، ممکن است فرد در روز تولدش مرتب تلفن همراهش را بررسی کند و نبود پیام یا برنامه‌ای ویژه را نشانه‌ای از بی‌توجهی تلقی کند.

چرا این سوءتفاهم شکل می‌گیرد؟

فرض کنید زنی در آستانه ۴۰ سالگی، وقتی دوست صمیمی‌اش از او درباره برنامه تولد می‌پرسد، پاسخ دهد: «هیچ چیزی نمی‌خواهم.» دوست او نیز این جمله را جدی بگیرد و هیچ برنامه‌ای ترتیب ندهد.

از دید دوست، او به خواسته‌ای که شنیده احترام گذاشته است. اما ممکن است خود فرد در پایان روز احساس کند که کسی برای خوشحال کردن او حتی تلاش نکرده است. در نتیجه، هر دو نفر تصور می‌کنند رفتار محترمانه‌ای داشته‌اند، در حالی که هرکدام برداشت کاملاً متفاوتی از موقعیت دارند.

روان‌شناس برایان دان نیز درباره درخواست‌های غیرمستقیم برای حمایت هشدار داده است؛ زیرا ممکن است طرف مقابل اصلاً پیام پنهان را دریافت نکند و کلمات گفته‌شده را همان‌طور که هستند بپذیرد.

در چنین شرایطی، یک نفر فکر می‌کند «او گفت چیزی نمی‌خواهد، پس من هم به خواسته‌اش احترام گذاشتم» و نفر دیگر فکر می‌کند «اگر برایش مهم بودم، خودش باید می‌فهمید که منظورم چیز دیگری است».

البته هر «جشن نگیرید» به معنای دعوت پنهانی نیست

نباید هر فردی را که می‌گوید «برای تولدم کاری نکنید» در این دسته قرار داد. بعضی افراد واقعاً علاقه‌ای به جشن تولد، مهمانی یا جلب توجه ندارند و ترجیح می‌دهند روز تولدشان مانند روزهای دیگر سپری شود.

نادیده گرفتن یک خواسته صریح نیز راه مناسبی برای نشان دادن محبت نیست. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد یک خواسته را به زبان بیاورد، اما در ذهن خود انتظار دیگری داشته باشد و سپس برآورده نشدن انتظار ناگفته را نشانه بی‌توجهی دیگران بداند.

اطرافیان معمولاً نمی‌توانند با اطمینان تشخیص دهند که «لطفاً کاری نکن» یک درخواست واقعی است یا یک پیام غیرمستقیم برای توجه بیشتر. به همین دلیل، بیان روشن نیازهای عاطفی می‌تواند از بسیاری از سوءتفاهم‌ها جلوگیری کند.

ریشه این رفتار ممکن است به تجربه‌های گذشته برگردد

شیوه بیان نیازهای عاطفی در همه افراد یکسان نیست. بخشی از این تفاوت می‌تواند به فرهنگ، شخصیت و تجربه‌های فرد در روابط گذشته مربوط باشد.

برای فردی که در گذشته بارها با درخواست مستقیم خود پاسخ منفی گرفته یا احساس کرده نیازهایش جدی گرفته نمی‌شود، درخواست غیرمستقیم ممکن است در مقطعی راه امن‌تری به نظر برسد. در چنین شرایطی، فرد شاید ترجیح دهد دیگران خودشان متوجه نیاز او شوند تا اینکه مجبور شود آن را آشکارا بیان کند.

با این حال، ادامه این الگو می‌تواند در روابط نزدیک مشکل ایجاد کند؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند ذهن دیگری را بخواند و از انتظارهایی که هرگز بیان نشده‌اند، باخبر شود.

آنچه فرد واقعاً می‌خواهد ممکن است خود جشن نباشد

برای برخی از این افراد، مسئله اصلی کیک، مهمانی یا هدیه نیست. چیزی که اهمیت دارد، احساس «به یاد آورده شدن» و «مهم بودن برای دیگران» است.

آنها ممکن است آرزو داشته باشند کسی بدون اینکه از او درخواست شود، به فکرشان باشد و برای خوشحال کردنشان قدمی بردارد. همین نیاز عاطفی است که می‌تواند باعث شود نبود یک برنامه ساده در روز تولد، بسیار بیشتر از حد انتظار ناراحت‌کننده باشد.

با این حال، راه سالم‌تر برای حفظ روابط معمولاً این است که نیازها و انتظارات تا حد امکان روشن بیان شوند. گفتن جمله‌ای ساده مانند «دوست دارم امسال تولدم را با چند نفر از دوستانم جشن بگیرم» به دیگران فرصت می‌دهد دقیقاً بدانند چگونه می‌توانند همراه فرد باشند.

در نهایت، رابطه‌ای که در آن افراد مجبور نباشند خواسته‌های خود را در قالب آزمون‌های پنهان مطرح کنند، معمولاً فضای روشن‌تری برای درک متقابل ایجاد می‌کند. اگر به دنبال مطالب بیشتری درباره روان‌شناسی روابط و الگوهای رفتاری هستید، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 4 =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها