به گزارش آماج، پژوهشی آزمایشی درباره فعالیت مغز نشان میدهد که گوش دادن به موسیقی پاپ ژاپنی یا «جیپاپ» که افراد خودشان انتخاب کردهاند، با عملکرد بهتر در یک آزمون حافظه دیداری و احساس تمرکز بیشتر همراه بوده است. با این حال، به دلیل تعداد بسیار کم شرکتکنندگان، تفاوتهای مشاهدهشده از نظر آماری معنادار نبودند و نمیتوان نتیجه گرفت که موسیقی محبوب بهطور قطعی حافظه را تقویت میکند.
این مطالعه به سرپرستی یوشیکو توجو، پژوهشگر دانشگاه علوم سلامت استان ایباراکی ژاپن، انجام شده و نتایج آن در مجله علمی Frontiers in Human Neuroscience انتشار یافته است. هدف پژوهش، بررسی ارتباط میان موسیقی انتخابشده توسط شنونده، بازیابی اطلاعات دیداری و فعالیت بخشهای مختلف مغز بود.
چرا موسیقی هنگام مطالعه میتواند هم مفید باشد و هم مزاحم؟
بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان هنگام مطالعه یا آماده شدن برای امتحان به موسیقی گوش میدهند. در فرهنگ عمومی، گاهی از تأثیر مثبت موسیقی کلاسیک بر عملکرد ذهنی با عنوان «اثر موتسارت» یاد میشود؛ اما در زندگی روزمره، بسیاری از دانشجویان بهجای موسیقی کلاسیک بیکلام، آهنگهای پاپ آشنا و دارای کلام را انتخاب میکنند.
این عادت پرسشی مهم برای پژوهشگران ایجاد میکند: آیا موسیقی محبوب میتواند تمرکز و یادگیری را بهبود دهد یا با منحرف کردن توجه، عملکرد ذهنی را کاهش میدهد؟
از یک سو، کلام موجود در موسیقی ممکن است هنگام خواندن متن یا حفظ اطلاعات کلامی با فرایندهای زبانی مغز تداخل داشته باشد. از سوی دیگر، موسیقی آشنا و خوشایند میتواند با بهبود خلقوخو، کاهش احساس فشار روانی و افزایش انگیزه همراه باشد. همچنین ممکن است تأثیر موسیقی بر انواع مختلف حافظه یکسان نباشد؛ برای مثال، حافظه دیداری احتمال دارد در مقایسه با یادگیری واژگان یا درک مطلب، به شکل متفاوتی تحت تأثیر صدای پسزمینه قرار بگیرد.
آزمایش حافظه دیداری با سه وضعیت صوتی
در این پژوهش، پس از کنار گذاشتن دادههای ناقص، اطلاعات پنج دانشجوی سالم در تحلیل نهایی بررسی شد. شرکتکنندگان هنگام قرار گرفتن در دستگاه تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی یا fMRI، یک آزمون حافظه دیداری انجام دادند.
در مرحله نخست، مجموعهای از تصاویر خنثی از نظر عاطفی، مانند تصاویر حیوانات و مواد غذایی، به شرکتکنندگان نشان داده شد. آنها باید هم اشیای موجود در تصاویر و هم ترتیب نمایش آنها را به خاطر میسپردند. سپس با پاسخ دادن به گزارههای درست یا نادرست درباره تصاویر، میزان یادآوری خود را نشان میدادند.
آزمون بازیابی اطلاعات در سه وضعیت صوتی انجام شد:
- موسیقی محبوب: هر شرکتکننده به قطعهای از موسیقی جیپاپ که از قبل انتخاب کرده بود و آن را خوشایند میدانست، گوش میداد.
- صدای ناخوشایند: ترکیبی از صدای آژیر آمبولانس و هشدارهای اولیه زلزله پخش میشد.
- وضعیت پایه: صدای اضافی پخش نمیشد و شرکتکنندگان تنها صدای ضربآهنگ مداوم دستگاه اسکن را میشنیدند.
پس از آزمونها، شرکتکنندگان میزان تمرکز ذهنی و خوشایند بودن هر وضعیت صوتی را نیز ارزیابی کردند. پژوهشگر سپس عملکرد حافظه و دادههای فعالیت مغزی را میان سه وضعیت مقایسه کرد.
بالاترین دقت یادآوری در زمان پخش موسیقی محبوب
نتایج رفتاری نشان داد که میانگین پاسخهای درست در وضعیت موسیقی جیپاپ حدود ۸۲ درصد بود. این میزان در وضعیت پایه، یعنی بدون صدای اضافی، حدود ۷۶ درصد و هنگام پخش صداهای هشداردهنده و ناخوشایند حدود ۷۱ درصد گزارش شد.
امتیازهای ذهنی مربوط به تمرکز نیز الگوی مشابهی داشتند؛ شرکتکنندگان در زمان گوش دادن به موسیقی انتخابی خود، تمرکز بیشتری را گزارش کردند.
این نتایج در نگاه نخست نشان میدهند که موسیقی مورد علاقه ممکن است در برخی شرایط با تجربه ذهنی بهتر و عملکرد بالاتر در تکالیف حافظه دیداری همراه باشد. با این حال، تفاوت میان نتایج سه وضعیت از نظر آماری معنادار نبود؛ بنابراین، نمیتوان آن را شواهد قطعی برای تأثیر مثبت موسیقی دانست.
اسکن مغز چه چیزی را نشان داد؟
بررسی تصاویر مغزی نشان داد که فعالیت برخی نواحی مغز در وضعیتهای صوتی مختلف تغییر میکرد. یکی از بخشهای مورد توجه پژوهشگر، «اینسولای قدامی» بود؛ ناحیهای که در پردازش احساسات ذهنی، دریافت وضعیتهای درونی بدن و تنظیم شبکههای توجه نقش دارد.
میانگین فعالیت این ناحیه هنگام پخش موسیقی جیپاپ بیشتر از دو وضعیت دیگر بود. پژوهشگر مطرح کرد که موسیقی آشنا و خوشایند ممکن است نواحی مرتبط با پردازش احساسات مثبت و حفظ درگیری ذهنی با تکلیف را فعالتر کند. با این حال، دادههای این مطالعه برای اثبات چنین سازوکاری کافی نیستند.
ناحیه دیگری که بررسی شد، قشر ارتباطی گیجگاهی ـ پسسری بود؛ بخشی از مغز که در پردازش پیشرفته اطلاعات دیداری و حافظه دیداری نقش دارد. فعالیت این ناحیه هنگام شنیدن صداهای هشداردهنده بیشتر و در وضعیت پایه کمتر بود.
یکی از تفسیرهای احتمالی این یافته آن است که صداهای ناخوشایند ممکن است پردازش تصاویر را دشوارتر کرده باشند و مغز برای انجام تکلیف به فعالیت بیشتری نیاز داشته باشد. با این حال، افزایش فعالیت مغزی لزوماً به معنای عملکرد بهتر نیست و برای تعیین معنای دقیق این تفاوتها به پژوهشهای بیشتر نیاز است.
محدودیتهای مهم پژوهش
مهمترین محدودیت این مطالعه، تعداد بسیار کم شرکتکنندگان است. بررسی تنها پنج نفر قدرت آماری پژوهش را بهشدت محدود میکند و تعمیم نتایج به جمعیت گستردهتر را دشوار میسازد.
همچنین برای هر وضعیت صوتی از مجموعه تصاویر متفاوتی استفاده شد تا شرکتکنندگان نتوانند تصاویر دورهای قبلی را صرفاً از روی آشنایی تشخیص دهند. با این حال، این روش احتمال دیگری را نیز ایجاد میکند: ممکن است بعضی مجموعه تصاویر ذاتاً آسانتر از بقیه به خاطر سپرده شده باشند و همین مسئله بر تفاوت عملکرد تأثیر گذاشته باشد.
از سوی دیگر، پژوهش فقط حافظه دیداری و یک سبک موسیقی، یعنی جیپاپ، را بررسی کرد. هنوز مشخص نیست که آیا الگوی مشابهی هنگام مطالعه کتاب درسی، یادگیری واژگان، درک مطلب یا انجام تکالیف پیچیدهتر نیز دیده میشود یا خیر.
آیا هنگام مطالعه بهتر است به موسیقی دلخواه گوش دهیم؟
یافتههای اولیه این پژوهش نشان میدهند که موسیقی پسزمینه الزاماً برای همه انواع تکالیف ذهنی مضر نیست و موسیقی خوشایند و انتخابشده توسط فرد ممکن است در بعضی شرایط با تمرکز بیشتر و عملکرد بهتر همراه باشد. با این حال، این نتیجه به معنای توصیه قطعی به گوش دادن به موسیقی هنگام مطالعه نیست.
نوع تکلیف، میزان پیچیدگی آن، آشنایی با موسیقی، وجود کلام و ترجیحات شخصی میتوانند در تجربه هر فرد نقش داشته باشند. ممکن است موسیقی برای انجام یک فعالیت دیداری ساده خوشایند باشد، اما هنگام مطالعه متنی دشوار یا حفظ مطالب کلامی، توجه را مختل کند.
پژوهشگران برای تأیید این روندها به مطالعاتی با شرکتکنندگان بیشتر و متنوعتر نیاز دارند. تحقیقات آینده میتوانند مشخص کنند که موسیقی پسزمینه در چه شرایطی و برای چه افرادی مفیدتر است.
در مجموع، این مطالعه هنوز ثابت نمیکند که گوش دادن به موسیقی محبوب حافظه را تقویت میکند؛ بلکه نشان میدهد رابطه میان موسیقی، احساسات، تمرکز و حافظه پیچیدهتر از آن است که بتوان موسیقی پسزمینه را همیشه مفید یا همیشه مضر دانست.
برای مطالعه تازهترین اخبار پژوهشهای علمی، روانشناسی و علوم اعصاب، به آماج مراجعه کنید.