ارتباط ژنتیکی بیش‌فعالی، اوتیسم و افسردگی با مشکلات اجتماعی و تحصیلی در سنین مختلف تغییر می‌کند

به گزارش آماج، نتایج یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که استعداد ژنتیکی مرتبط با اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD)، اختلال طیف اوتیسم و افسردگی می‌تواند با مشکلات اجتماعی، عملکرد تحصیلی، وضعیت اشتغال و افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی ارتباط داشته باشد. با این حال، قدرت و نوع این ارتباط‌ها در مراحل مختلف رشد، از کودکی تا اوایل بزرگسالی، یکسان نیست.

این پژوهش که در مجله علمی Molecular Psychiatry منتشر شده، نشان می‌دهد ارتباط میان عوامل ژنتیکی و پیامدهای اجتماعی و عملکردی به نوع اختلال، سن افراد و پیامدی که بررسی می‌شود بستگی دارد. پژوهشگران تأکید دارند که یافته‌ها بیانگر ارتباط آماری هستند و به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که عوامل ژنتیکی مستقیماً باعث بروز مشکلات اجتماعی یا تحصیلی می‌شوند.

بررسی ارتباط ژنتیک با عملکرد اجتماعی و تحصیلی

اختلال‌های عصب‌رشدی و روان‌پزشکی، از جمله بیش‌فعالی، اوتیسم، افسردگی، اضطراب، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی، ممکن است با چالش‌هایی در روابط اجتماعی و عملکرد روزمره همراه باشند. مشکلات ارتباط با همسالان، دشواری در ادامه تحصیل یا اشتغال و افزایش خطر افکار و رفتارهای مرتبط با خودکشی از جمله پیامدهایی هستند که در مطالعات این حوزه بررسی می‌شوند.

با وجود شواهد مربوط به نقش وراثت در بسیاری از این اختلال‌ها، هنوز مشخص نیست استعداد ژنتیکی مرتبط با هر وضعیت تا چه اندازه با پیامدهای اجتماعی و عملکردی در سنین مختلف ارتباط دارد.

برای بررسی این موضوع، پژوهشگران از «امتیازهای چندژنی» استفاده کردند. این امتیازها اثر تجمعی تعداد زیادی از گونه‌های ژنتیکی رایج را که با یک ویژگی یا اختلال ارتباط دارند، برآورد می‌کنند. امتیاز چندژنی به معنای تشخیص قطعی یک اختلال یا پیش‌بینی حتمی آینده یک فرد نیست.

جزئیات مطالعه و گروه‌های بررسی‌شده

در این مطالعه، داده‌های ۸ هزار و ۵۹۱ نفر از شرکت‌کنندگان در پژوهش طولی جمعیت‌محور «مطالعه طولی والدین و کودکان آوون» (ALSPAC) بررسی شد. پژوهشگران ارتباط امتیازهای چندژنی شش وضعیت شامل بیش‌فعالی، اوتیسم، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، افسردگی و اضطراب را با چند پیامد اجتماعی و عملکردی ارزیابی کردند.

این پیامدها شامل مشکلات ارتباط با همسالان، افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی، سطح تحصیلات و وضعیت اشتغال بودند. ارزیابی‌ها در سه بازه سنی انجام شدند: ۱۰ تا ۱۳ سالگی، ۱۶ سالگی و ۲۴ تا ۲۵ سالگی.

کودکی؛ ارتباط ژنتیک بیش‌فعالی، اوتیسم و افسردگی با مشکلات اجتماعی

در دوران کودکی، امتیازهای چندژنی مرتبط با بیش‌فعالی، اوتیسم و افسردگی با برخی پیامدهای اجتماعی و عملکردی ارتباط داشتند.

بر اساس نتایج گزارش‌شده، به ازای هر یک انحراف معیار افزایش در امتیاز چندژنی بیش‌فعالی، شانس بروز مشکلات ارتباط با همسالان ۱۳ درصد بیشتر بود. این ارتباط برای امتیازهای چندژنی اوتیسم و افسردگی به‌ترتیب ۱۲ و ۱۸ درصد گزارش شد.

امتیازهای ژنتیکی مرتبط با بیش‌فعالی و اوتیسم همچنین با شانس بالاتر افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی در کودکی ارتباط داشتند؛ این افزایش برای هر یک انحراف معیار افزایش در امتیاز چندژنی، به‌ترتیب ۱۳ و ۲۴ درصد بود.

در زمینه تحصیلات نیز نتایج متفاوتی مشاهده شد. امتیاز چندژنی بیش‌فعالی با ۴۰ درصد شانس بیشترِ دستیابی به سطح تحصیلی پایین‌تر ارتباط داشت؛ در حالی که امتیاز چندژنی اوتیسم با ۱۲ درصد شانس کمترِ دستیابی به سطح تحصیلی پایین‌تر همراه بود.

پژوهشگران خاطرنشان کردند که ارتباط مثبت میان امتیاز ژنتیکی اوتیسم و سطح تحصیلات بالاتر، پس از در نظر گرفتن هم‌زمان امتیازهای ژنتیکی دیگر آشکارتر شد و هنگام بررسی مستقل این امتیاز به همان وضوح دیده نمی‌شد. بنابراین، این یافته ممکن است بازتاب‌دهنده تأثیرهای ژنتیکی خاص‌تری باشد که پس از کنترل عوامل ژنتیکی مشترک با بیش‌فعالی مشخص می‌شوند.

نوجوانی؛ پررنگ‌تر شدن ارتباط افسردگی با پیامدهای منفی

در دوره نوجوانی، ارتباط امتیاز ژنتیکی بیش‌فعالی با مشکلات اجتماعی و تحصیلی همچنان مشاهده شد. هر یک انحراف معیار افزایش در این امتیاز با ۲۱ درصد شانس بیشترِ مشکلات ارتباط با همسالان و ۶۲ درصد شانس بیشترِ دستیابی به سطح تحصیلی پایین‌تر همراه بود.

در همین دوره، امتیاز چندژنی افسردگی ارتباط برجسته‌تری با برخی پیامدها نشان داد. هر یک انحراف معیار افزایش در این امتیاز با ۲۸ درصد شانس بیشترِ افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی و ۳۹ درصد شانس بیشترِ دستیابی به سطح تحصیلی پایین‌تر ارتباط داشت.

در مقابل، امتیاز چندژنی اوتیسم با ۲۳ درصد شانس کمترِ دستیابی به سطح تحصیلی پایین‌تر همراه بود. برخلاف دوران کودکی، در نوجوانی ارتباط نیرومندی میان امتیاز ژنتیکی بیش‌فعالی و پیامدهای مرتبط با خودکشی مشاهده نشد.

اوایل بزرگسالی؛ ارتباط بیش‌فعالی و افسردگی با تحصیل و اشتغال

در سنین ۲۴ تا ۲۵ سالگی، ارتباط‌های مربوط به امتیازهای چندژنی بیش‌فعالی و افسردگی بخش مهمی از یافته‌ها را تشکیل می‌دادند.

هر یک انحراف معیار افزایش در امتیاز چندژنی بیش‌فعالی با ۱۴ درصد شانس بیشترِ مشکلات ارتباط با همسالان همراه بود. این رقم برای امتیاز چندژنی افسردگی ۲۱ درصد گزارش شد. همچنین امتیاز ژنتیکی افسردگی با ۴۲ درصد شانس بیشترِ افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی ارتباط داشت.

در حوزه تحصیل و اشتغال نیز هر دو امتیاز با احتمال بالاتر قرار گرفتن در وضعیت «نه در حال تحصیل، نه شاغل و نه در حال گذراندن دوره آموزشی» ارتباط داشتند. این وضعیت که با مخفف NEET شناخته می‌شود، برای امتیاز چندژنی بیش‌فعالی با ۲۹ درصد و برای امتیاز چندژنی افسردگی با ۲۶ درصد شانس بیشتر همراه بود.

در مجموع، امتیاز ژنتیکی بیش‌فعالی از کودکی تا اوایل بزرگسالی با مشکلات ارتباط با همسالان و پیامدهای تحصیلی یا شغلی ارتباط نشان داد؛ در حالی که ارتباط آن با پیامدهای مرتبط با خودکشی در این مطالعه به دوران کودکی محدود بود. در مقابل، امتیاز ژنتیکی افسردگی از نوجوانی به بعد ارتباط گسترده‌تری با پیامدهای تحصیلی، اشتغال و خودکشی نشان داد و در کودکی و اوایل بزرگسالی نیز با مشکلات ارتباط با همسالان مرتبط بود.

محدودیت‌های پژوهش چه بود؟

این مطالعه به دلیل پیگیری شرکت‌کنندگان در چند مرحله از زندگی و استفاده از نمونه‌ای از جمعیت عمومی، اطلاعات ارزشمندی درباره ارتباط ژنتیک و عملکرد اجتماعی فراهم می‌کند. با این حال، پژوهشگران به چند محدودیت مهم اشاره کرده‌اند.

  • تفاوت در شیوه اندازه‌گیری: شاخص‌های ارزیابی‌شده در سنین مختلف یکسان نبودند؛ بنابراین مقایسه مستقیم نتایج میان مراحل رشد با محدودیت همراه است.
  • تفاوت در ارزیابی خودکشی: شیوه سنجش افکار و رفتارهای مرتبط با خودکشی در سنین مختلف تغییر می‌کرد. به‌ویژه، معیار مورد استفاده در نوجوانی ممکن بود برخی رفتارهای خودآسیب‌رسان بدون قصد خودکشی را نیز دربر بگیرد.
  • محدودیت در بررسی تغییرات فردی: با وجود گردآوری داده‌ها در طول زمان، تحلیل‌ها ارتباط‌ها را در هر مرحله سنی جداگانه بررسی کردند و تغییرات درون هر فرد را در قالب یک مسیر رشدی واحد مدل‌سازی نکردند.
  • محدودیت داده‌های ژنتیکی: داده‌های ژنتیکی مورد استفاده برای اضطراب فقط شامل بزرگسالان بود، در حالی که بخش عمده شرکت‌کنندگان در پایگاه‌های ژنتیکی بیش‌فعالی و اوتیسم کودک بودند.
  • پوشش ناقص تنوع ژنتیکی: امتیازهای چندژنی عمدتاً اثر تجمعی گونه‌های ژنتیکی رایج را منعکس می‌کنند و اثر جهش‌های نادر را به‌طور کامل دربر نمی‌گیرند.

همچنین توان آماری پژوهش برای شناسایی ارتباط‌ها در همه اختلال‌ها یکسان نبود. به همین دلیل، مشاهده نشدن ارتباط قوی برای برخی وضعیت‌ها، از جمله اضطراب، لزوماً به معنای نبود هرگونه ارتباط نیست. برخی ارتباط‌های اولیه نیز پس از اصلاح آماری برای انجام چندین آزمون، دیگر از نظر آماری معنادار نبودند.

اهمیت توجه هم‌زمان به چند عامل ژنتیکی

پژوهشگران در جمع‌بندی تأکید کردند که استعداد ژنتیکی مرتبط با اختلال‌های عصب‌رشدی و روان‌پزشکی می‌تواند با مجموعه‌ای از پیامدهای اجتماعی و عملکردی ارتباط داشته باشد، اما شدت و جهت این ارتباط‌ها بر اساس نوع امتیاز ژنتیکی، پیامد مورد بررسی و مرحله رشد تغییر می‌کند.

از نگاه نویسندگان، بررسی هم‌زمان استعداد ژنتیکی مرتبط با چند وضعیت می‌تواند به درک دقیق‌تر این ارتباط‌ها کمک کند. با این حال، نتایج چنین مطالعاتی نباید به‌عنوان پیش‌بینی قطعی درباره سرنوشت تحصیلی، اجتماعی یا سلامت روان یک فرد تفسیر شوند؛ زیرا عوامل محیطی، شرایط خانوادگی، دسترسی به حمایت و تفاوت‌های فردی نیز در این پیامدها نقش دارند.

این پژوهش با عنوان «بررسی ارتباط استعداد ژنتیکی عصب‌رشدی و روان‌پزشکی با پیامدهای نامطلوب اجتماعی و عملکردی در کودکی، نوجوانی و اوایل بزرگسالی» در مجله Molecular Psychiatry منتشر شده است.

برای مطالعه تازه‌ترین اخبار و پژوهش‌های علمی در حوزه سلامت و روان‌شناسی، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − هشت =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها