۱۱ تجربه دوران کودکی که ممکن است باعث فاصله گرفتن فرزندان از والدین در بزرگسالی شود

به گزارش آماج، رابطه میان والدین و فرزندان همیشه با رسیدن کودک به بزرگسالی ساده نمی‌شود. برخی تجربه‌های ناخوشایند دوران کودکی، به‌ویژه زمانی که درباره آنها گفت‌وگو یا ترمیمی صورت نگیرد، ممکن است در سال‌های بعد بر اعتماد، صمیمیت و کیفیت رابطه اثر بگذارند. در برخی موارد نیز فرزندان بزرگسال تصمیم می‌گیرند برای حفظ مرزهای شخصی و سلامت روان خود، ارتباطشان با والدین را محدود یا قطع کنند.

البته هیچ‌یک از تجربه‌های زیر به‌تنهایی به معنای آن نیست که فرد حتماً در بزرگسالی رابطه‌اش را با والدین قطع خواهد کرد. کیفیت رابطه خانوادگی، شرایط فردی، واکنش والدین به آسیب‌های گذشته و عوامل متعدد دیگری نیز در این تصمیم نقش دارند.

۱. نادیده گرفتن نیازهای عاطفی کودک

کودکان علاوه بر نیازهای جسمی مانند غذا، امنیت و محل زندگی، به حضور عاطفی والدین نیز نیاز دارند. توجه، همدلی و احساس اینکه والدین در زمان ناراحتی یا ترس در دسترس هستند، بخش مهمی از تجربه امنیت در دوران کودکی است.

پژوهش‌های جدید نیز ارتباط میان غفلت عاطفی در دوران کودکی و برخی مشکلات عاطفی در روابط بزرگسالی را بررسی کرده‌اند. برای نمونه، یک مطالعه در سال ۲۰۲۵ غفلت عاطفی دوران کودکی را با اضطراب بیشتر و دشواری در صمیمیت عاطفی در روابط عاشقانه مرتبط دانست.

اگر کودک برای سال‌ها احساس کند نیازهای عاطفی‌اش دیده نمی‌شود، ممکن است در بزرگسالی اعتماد خود به رابطه با والدین را از دست بدهد و به تدریج فاصله بگیرد.

۲. مشروط کردن محبت به رفتار و موفقیت

برخی کودکان احساس می‌کنند تنها زمانی مورد محبت والدین قرار می‌گیرند که مطابق انتظارات آنها رفتار کنند، نمرات خوبی بگیرند یا به موفقیت خاصی برسند. در چنین شرایطی، محبت والدین ممکن است برای کودک شبیه پاداشی باشد که باید آن را به دست آورد.

این الگو می‌تواند باعث شود کودک ارزشمندی خود را به تأیید دیگران وابسته کند و در بزرگسالی نیز بیش از حد نگران جلب رضایت دیگران باشد.

برای کودک مهم است که بداند اشتباه کردن یا شکست خوردن به معنای از دست دادن محبت والدین نیست. پذیرش کودک در کنار آموزش مسئولیت‌پذیری می‌تواند به شکل‌گیری احساس امنیت بیشتری در رابطه کمک کند.

۳. نقض مداوم حریم خصوصی

خواندن دفتر خاطرات، جست‌وجو در وسایل شخصی، گوش دادن به مکالمات یا نادیده گرفتن مداوم نیاز کودک به حریم خصوصی می‌تواند اعتماد میان والد و فرزند را تضعیف کند.

پژوهشی سه‌ساله درباره نوجوانان نشان داد زمانی که نوجوانان احساس می‌کردند والدین بیش از حد وارد حریم خصوصی آنها می‌شوند، والدین در ادامه اطلاعات کمتری درباره زندگی فرزندشان داشتند. در مورد مادران، بخشی از این ارتباط با افزایش پنهان‌کاری نوجوانان توضیح داده شد.

مرزبندی البته باید متناسب با سن و شرایط کودک باشد، اما نادیده گرفتن مداوم حریم شخصی می‌تواند در سال‌های بعد به بی‌اعتمادی و فاصله گرفتن منجر شود.

۴. بزرگ شدن در خانه‌ای غیرقابل پیش‌بینی و بی‌ثبات

کودکی که هر روز نمی‌داند در خانه چه اتفاقی خواهد افتاد، ممکن است بخش زیادی از انرژی خود را صرف سازگار شدن با شرایط غیرقابل پیش‌بینی کند. تغییرات شدید، وعده‌های مکرراً شکسته‌شده یا بی‌ثباتی در تأمین نیازهای اولیه می‌تواند محیط خانه را برای کودک ناامن کند.

یک مرور پژوهشی از بیش از ۱۰۰ مطالعه نیز نشان داده است که رشد در محیط‌های خانوادگی آشفته با مشکلاتی در حوزه‌هایی مانند تنظیم هیجان، رفتار و عملکرد تحصیلی ارتباط دارد.

برخی افراد در بزرگسالی برای رسیدن به ثباتی که در کودکی تجربه نکرده‌اند، تلاش می‌کنند مرزهای بسیار مشخصی با خانواده خود ایجاد کنند و در مواردی ارتباط را کاهش دهند.

۵. تعیین استانداردهایی که کودک هرگز نمی‌تواند به آنها برسد

داشتن انتظارات متناسب با سن و توانایی کودک بخشی طبیعی از فرزندپروری است، اما استانداردهای بسیار بالا و انعطاف‌ناپذیر می‌توانند احساس «کافی نبودن» را در کودک تقویت کنند.

اگر کودک بارها با این پیام روبه‌رو شود که هر موفقیتی باز هم کافی نیست، ممکن است اعتمادبه‌نفس او آسیب ببیند. انتظارات واقع‌بینانه، در مقابل، فرصت تجربه موفقیت و یادگیری از اشتباه را فراهم می‌کنند.

توجه به تلاش کودک به جای تمرکز صرف بر نتیجه نیز می‌تواند این پیام را منتقل کند که ارزش او وابسته به بی‌نقص بودن نیست.

۶. استفاده از شرم برای تنبیه کودک

میان «احساس گناه» و «شرم» تفاوت مهمی وجود دارد. احساس گناه معمولاً به این معناست که فرد تصور می‌کند کاری اشتباه انجام داده است؛ اما شرم می‌تواند این احساس را ایجاد کند که «خود من مشکل دارم» یا «آدم خوبی نیستم».

وقتی والدین برای اصلاح رفتار کودک از تحقیر، سرزنش شخصیت یا ایجاد شرم استفاده می‌کنند، کودک ممکن است به جای یادگیری از اشتباه، ارزشمندی خودش را زیر سؤال ببرد.

این تجربه در صورت تکرار می‌تواند اثرات عاطفی ماندگاری داشته باشد؛ به‌خصوص اگر والدین در سال‌های بعد نیز حاضر نباشند درباره آسیب ایجادشده گفت‌وگو کنند یا مسئولیت رفتار خود را بپذیرند.

۷. استفاده از سکوت به‌عنوان تنبیه

سکوت کردن برای آرام شدن پس از یک اختلاف با «قطع ارتباط عمدی برای تنبیه» یکسان نیست. در حالت دوم، کودک ممکن است احساس کند هر اشتباه یا مخالفتی می‌تواند باعث شود والدین محبت و ارتباط خود را از او دریغ کنند.

تکرار چنین رفتاری می‌تواند فضای رابطه را غیرقابل پیش‌بینی کند و کودک را به این نتیجه برساند که برای حفظ ارتباط باید دائماً مراقب رفتار و حرف‌های خود باشد.

اگر این الگو در بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند، فرد ممکن است برای محافظت از خود تصمیم بگیرد فاصله بیشتری با چنین رابطه‌ای ایجاد کند.

۸. وارد کردن کودک به اختلافات بزرگسالان

در روان‌شناسی، «مثلث‌سازی» به شرایطی گفته می‌شود که فرد سوم، در اینجا کودک، وارد تعارض میان دو نفر دیگر می‌شود. برای مثال، ممکن است یکی از والدین از کودک بخواهد طرف او را بگیرد یا نقش واسطه میان پدر و مادر را ایفا کند.

کودک در چنین شرایطی ممکن است تصور کند مسئول آرام کردن والدین یا جلوگیری از دعواست؛ در حالی که مدیریت اختلافات بزرگسالان وظیفه او نیست.

تکرار این تجربه می‌تواند فشار عاطفی زیادی ایجاد کند و در برخی افراد، تمایل به فاصله گرفتن از فضای خانوادگی را در سال‌های بعد افزایش دهد.

۹. بی‌اعتنا بودن به احساسات کودک

وقتی کودک ناراحت است، شنیدن جمله‌هایی مانند «زیادی حساس هستی»، «چیزی نشده» یا «باید فراموشش کنی» می‌تواند این پیام را منتقل کند که احساسات او ارزش شنیده شدن ندارند.

پژوهشی در سال ۲۰۲۲ نیز نشان داد افرادی که به یاد می‌آوردند والدینشان در کودکی احساسات آنها را نادیده می‌گرفتند یا رد می‌کردند، در بزرگسالی مشکلات بیشتری در تنظیم هیجان گزارش کردند.

این بی‌اعتنایی ممکن است در بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند؛ برای مثال زمانی که فرد درباره اتفاق‌های دردناک گذشته صحبت می‌کند اما والدین به جای شنیدن او، تجربه‌اش را انکار یا کوچک جلوه می‌دهند.

۱۰. مجبور کردن کودک به حل مشکلات بزرگسالان

گاهی والدین مشکلات عاطفی، مالی یا زناشویی خود را بیش از اندازه با فرزند در میان می‌گذارند و از او انتظار دارند نقش حامی عاطفی یا حل‌کننده مشکلات را بر عهده بگیرد. این وضعیت می‌تواند به نوعی «والدشدگی کودک» یا Parentification منجر شود.

در این حالت، نقش‌ها تا حدی معکوس می‌شوند؛ به جای اینکه والد پشتیبان کودک باشد، کودک احساس می‌کند باید مراقب حال والد باشد.

یک مرور پژوهشی در سال ۲۰۲۳ نیز نشان داد بر عهده گرفتن نیازهای عاطفی والدین با افزایش برخی نشانه‌های افسردگی در شماری از مطالعات ارتباط داشته است.

کودک برای مدیریت احساسات والدین آمادگی عاطفی کافی ندارد و قرار گرفتن مداوم در چنین موقعیتی می‌تواند فشار قابل‌توجهی ایجاد کند.

۱۱. نشان ندادن محبت و صمیمیت کافی

کودکان برای احساس امنیت فقط به تأمین نیازهای مادی احتیاج ندارند؛ تماس محبت‌آمیز، در آغوش گرفتن، دلگرمی و نشان دادن علاقه نیز بخشی از رابطه سالم والد و فرزند است.

پژوهشی منتشرشده در Journal of Epidemiology and Community Health نشان داد میزان بالاتر محبت مادرانه در ۸ ماهگی با پریشانی عاطفی کمتر در بزرگسالی ارتباط داشت.

البته میزان ابراز محبت در خانواده‌ها و فرهنگ‌های مختلف متفاوت است و هر والد یا کودکی نیز سبک عاطفی یکسانی ندارد. با این حال، اگر کودک برای مدت طولانی احساس کند از نظر عاطفی مورد توجه و محبت قرار نمی‌گیرد، ممکن است این تجربه بر رابطه او با والدین در سال‌های بعد اثر بگذارد.

آیا این تجربه‌ها حتماً به قطع رابطه منجر می‌شوند؟

خیر. تجربه یکی از این شرایط به‌تنهایی به معنای آن نیست که فرد در آینده رابطه‌اش را با والدین قطع خواهد کرد. بسیاری از روابط خانوادگی با گفت‌وگو، پذیرش مسئولیت، عذرخواهی، تغییر رفتار و ایجاد مرزهای سالم ترمیم می‌شوند.

عامل مهم می‌تواند نحوه واکنش والدین پس از مطرح شدن آسیب‌های گذشته باشد. شنیدن تجربه فرزند بدون دفاع فوری، پذیرفتن سهم خود در مشکلات و تلاش واقعی برای تغییر می‌تواند مسیر رابطه را متفاوت کند.

در مقابل، اگر فرد بارها تلاش کند درباره تجربه‌های دردناک خود صحبت کند اما احساس کند شنیده نمی‌شود، انکار می‌شود یا همان الگوها همچنان تکرار می‌شوند، ممکن است فاصله گرفتن را راهی برای محافظت از مرزهای شخصی خود بداند.

در نهایت، رابطه والد و فرزند پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را با چند عامل توضیح داد. تجربه‌های کودکی می‌توانند زمینه‌ساز برخی الگوهای رابطه باشند، اما تصمیم یک فرد بزرگسال درباره ادامه یا محدود کردن ارتباط با خانواده به مجموعه‌ای از شرایط، تجربه‌ها و انتخاب‌های شخصی او بستگی دارد.

برای مطالعه مطالب بیشتر درباره روان‌شناسی خانواده، فرزندپروری و روابط میان والدین و فرزندان، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − بیست =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها