به گزارش آماج، یک پژوهش جدید نشان میدهد تولد دختر ممکن است با تغییر مشخصی در رفتار و اولویتهای رابطهای پدر همراه باشد: افزایش توجه به رابطه عاطفی با مادر کودک. نتایج این مطالعه نشان داد پدران دختران در مقایسه با پدران پسران، بهطور متوسط تعهد، رضایت از رابطه و حمایت بیشتری از شریک عاطفی خود گزارش کردند.
این یافتهها که در مجله Personality and Individual Differences منتشر شدهاند، در سه مطالعه مستقل بررسی شدند. با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که اندازه این اثر متوسط است و نمیتوان بر اساس جنسیت فرزند، رفتار یک پدر مشخص را پیشبینی کرد.
چرا پژوهشگران روی رابطه پدر و مادر تمرکز کردند؟
این پژوهش بر مبنای دیدگاهی در روانشناسی تکاملی انجام شده است که بر نقش سرمایهگذاری والدین در رشد فرزندان تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه، رابطه پدر با مادر کودک میتواند برای فرزند، بهویژه در مورد انتظارات او از روابط آینده، یک الگوی اجتماعی ایجاد کند.
پژوهشگران با تکیه بر این ایده بررسی کردند که آیا داشتن دختر ممکن است پدر را به حفظ رابطه عاطفی و همکاری بیشتر با مادر کودک ترغیب کند یا خیر.
نتایج نخستین مطالعه چه بود؟
در مطالعه اول، ۱۸۴ والد دارای یک فرزند زیر ۱۸ سال شرکت کردند که شامل ۱۰۱ پدر و ۸۳ مادر بود. شرکتکنندگان میزان دلبستگی عاطفی به شریک زندگی و همچنین مؤلفههایی مانند رضایت از رابطه، تعهد و اعتماد را ارزیابی کردند.
پدرانی که دختر داشتند، بهطور میانگین دلبستگی بیشتری به مادر کودک گزارش کردند. امتیاز دلبستگی آنها در مقیاس ۹ درجهای ۸٫۰۴ بود، در حالی که این رقم برای پدران دارای پسر ۷٫۳۷ گزارش شد.
پدران دختران همچنین سطوح بالاتری از تعهد، رضایت از رابطه و اعتماد را گزارش کردند. در مقابل، در گزارشهای مادران تفاوت معناداری در کیفیت رابطه بر اساس دختر یا پسر بودن فرزند مشاهده نشد.
مادران هم حمایت بیشتری از سوی پدران دختر گزارش کردند
در مطالعه دوم، پژوهشگران از دادههای پروژه بلندمدت Fragile Families and Child Wellbeing Study استفاده کردند. این بخش شامل ۵۸۷ زوج بود و رفتار والدین از زمان تولد فرزند تا حدود ۹ سالگی او بررسی شد.
مادرانی که دختر داشتند، در سالهای ابتدایی پس از تولد فرزند، حمایت بیشتری از سوی شریک عاطفی خود گزارش کردند. منظور از این حمایت، رفتارهایی مانند ابراز محبت، رفتار منصفانه و توجه بیشتر به رابطه زوجین بود.
نکته قابل توجه این بود که تفاوت مشابهی در زمینه همکاری در فرزندپروری مشاهده نشد. به بیان دیگر، تفاوت اصلی در رفتارهایی بود که مستقیماً به رابطه زوجین مربوط میشد، نه در نحوه کلی انجام وظایف والدینی.
این اختلاف با گذشت زمان و بزرگتر شدن کودکان کاهش پیدا کرد.
مطالعه سوم؛ تفاوتها بعد از تولد ظاهر شدند
برای بررسی اینکه آیا این تفاوتها از قبل از تولد فرزند وجود داشتهاند یا نه، پژوهشگران در مطالعه سوم ۱۶۸ زوج را که برای نخستین بار والد میشدند، از سهماهه سوم بارداری تا دو سال نخست زندگی کودک دنبال کردند.
پیش از تولد نوزاد، تفاوت مشخصی میان پدرانی که منتظر دختر بودند و پدرانی که منتظر پسر بودند، از نظر رضایت از رابطه یا سبک دلبستگی مشاهده نشد.
اما پس از تولد، پدران دختران افزایش بیشتری در رضایت از رابطه و حمایت از شریک زندگی نشان دادند. همچنین اضطراب دلبستگی در این گروه کاهش یافت؛ یعنی پدران دختران بهطور میانگین احساس امنیت بیشتری در رابطه خود گزارش کردند.
در مقابل، پدران پسران در طول این دوره افزایش بیشتری در گرایشهای اجتنابی و فاصله گرفتن عاطفی نشان دادند و رضایت آنها از رابطه نیز کاهش بیشتری داشت. با این حال، این نتایج به معنای بدتر شدن رفتار پدران پسران نیست؛ بلکه تفاوت اصلی ناشی از افزایش حمایت و سرمایهگذاری رابطهای در گروه پدران دختران بود.
آیا پدران دختران واقعاً رفتار متفاوتی داشتند؟
کریستینا دورانت، یکی از پژوهشگران، تأکید کرده است که نتایج فقط بر اساس گفتههای پدران به دست نیامده است. در مطالعه دوم، مادران نیز حمایت بیشتر از سوی پدران دختران را گزارش کردند و در مطالعه سوم تغییرات رابطه پیش و پس از تولد فرزند بررسی شد.
به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند الگوی مشاهدهشده صرفاً به این موضوع محدود نمیشود که پدران دختران خود را شریک عاطفی بهتری بدانند؛ بلکه برخی تفاوتها در رفتار گزارششده آنها نیز دیده شده است.
این نتایج به معنای «محبت بیشتر به دختران» نیست
پژوهشگران تأکید کردهاند که یافتهها نشان نمیدهد پدران دختران، فرزندان خود را بیشتر از پدران پسران دوست دارند یا پدران پسران شریک عاطفی بدتری هستند.
موضوع اصلی پژوهش، تغییر در رفتار زوجین بود، نه میزان محبت مستقیم پدر به فرزند. همچنین اثر مشاهدهشده در حد متوسط بود و برای پیشبینی رفتار هر پدر بهصورت فردی کافی نیست.
محدودیتهای مطالعه چیست؟
یکی از مهمترین محدودیتها این است که پژوهش در ایالات متحده و عمدتاً در چارچوب روابط زوجی دگرجنسگرا انجام شده است. بنابراین مشخص نیست آیا همین الگو در جوامع غیرغربی، فرهنگهایی با مشارکت متفاوت پدران در زندگی خانوادگی یا جوامعی با ترجیح فرهنگی برای پسران نیز مشاهده خواهد شد یا خیر.
همچنین هنوز مشخص نیست چه سازوکارهای اجتماعی یا زیستی ممکن است در این ارتباط نقش داشته باشند. برای مثال، انتقال به نقش پدری معمولاً با تغییرات هورمونی از جمله کاهش تستوسترون همراه است، اما هنوز مشخص نیست آیا جنسیت فرزند میتواند بر این تغییرات هورمونی اثر متفاوتی داشته باشد یا نه.
آیا دختر داشتن واقعاً رابطه زوجین را تغییر میدهد؟
نتایج این پژوهش نشان میدهد تولد دختر در نمونههای بررسیشده با افزایش برخی شاخصهای تعهد، رضایت و حمایت در رابطه پدر با مادر کودک همراه بوده است. با این حال، این یافته به تنهایی ثابت نمیکند که دختر داشتن مستقیماً باعث این تغییرات میشود یا یک سازوکار زیستی مشخص پشت آن قرار دارد.
پژوهشهای آینده میتوانند با بررسی خانوادههای متنوعتر، تعداد بیشتری از فرزندان و فرهنگهای مختلف، مشخص کنند که این الگو تا چه اندازه عمومی است و چه عوامل اجتماعی، فرهنگی یا زیستی در شکلگیری آن نقش دارند.
برای مطالعه تازهترین یافتههای روانشناسی درباره روابط خانوادگی، فرزندپروری و رفتار والدین، به آماج مراجعه کنید.