اعتماد به خلاقیت چقدر ارثی است؟ مطالعه دوقلوهای برزیلی نقش ژن‌ها و تجربه‌های زندگی را بررسی کرد

به گزارش آماج، یک مطالعه جدید روی دوقلوهای برزیلی نشان می‌دهد باور افراد درباره خلاقیت خود تا حدی با عوامل ژنتیکی مرتبط است، اما بخش بسیار بزرگ‌تری از تفاوت میان افراد به تجربه‌های منحصربه‌فرد زندگی مربوط می‌شود.

این پژوهش که در مجله Personality and Individual Differences منتشر شده، به جای سنجش عملکرد واقعی افراد در آزمون‌های خلاقیت، بررسی کرده است که افراد خودشان تا چه اندازه خود را خلاق می‌دانند. نتایج نشان می‌دهد عوامل ژنتیکی حدود یک‌پنجم تا یک‌چهارم تفاوت‌های فردی در این باور را توضیح می‌دهند؛ در حالی که تجربه‌های شخصی و محیط‌های غیرمشترک سهم بسیار بزرگ‌تری دارند.

خلاقیت هنری و خلاقیت روزمره چه تفاوتی دارند؟

خلاقیت معمولاً به توانایی تولید ایده‌های تازه و مفید در پاسخ به نیازها یا چالش‌های محیطی گفته می‌شود. پژوهشگران در این مطالعه دو نوع خلاقیت را از یکدیگر تفکیک کردند.

خلاقیت هنری به فعالیت‌هایی مانند هنرهای تجسمی، موسیقی و اجرا مربوط می‌شود. در مقابل، خلاقیت عملی یا روزمره شامل پیدا کردن راه‌حل‌های کاربردی برای مسائل زندگی است؛ برای مثال، ابداع راهی برای تعمیر یک وسیله یا پیدا کردن راه‌حل مناسب در یک موقعیت اجتماعی پیچیده.

اما موضوع اصلی این پژوهش خودِ توانایی خلاقانه افراد نبود، بلکه باور آن‌ها نسبت به خلاق بودن خودشان بود. چنین باوری می‌تواند بر میزان تمایل فرد برای امتحان کردن فعالیت‌های خلاقانه یا ادامه دادن یک کار دشوار تأثیر بگذارد.

چرا پژوهشگران سراغ دوقلوها رفتند؟

مطالعات دوقلوها یکی از روش‌هایی است که پژوهشگران برای بررسی سهم نسبی ژنتیک و محیط در تفاوت‌های میان افراد استفاده می‌کنند. دوقلوهای یکسان تقریباً تمام DNA خود را با یکدیگر مشترک دارند، در حالی که دوقلوهای غیرهمسان به‌طور میانگین حدود نیمی از ژن‌های خود را به اشتراک می‌گذارند.

مقایسه این دو گروه می‌تواند به پژوهشگران کمک کند سهم نسبی عوامل ژنتیکی، محیط مشترک خانواده و تجربه‌های منحصربه‌فرد هر فرد را برآورد کنند. محیط غیرمشترک می‌تواند شامل دوستان متفاوت، معلمان و مربیان خاص، سرگرمی‌های شخصی و سایر تجربه‌هایی باشد که دو خواهر یا برادر دوقلو الزاماً به شکل یکسان تجربه نمی‌کنند.

نتایج مطالعه روی ۱۹۶ نفر چه بود؟

در این پژوهش ۱۹۶ نفر در قالب ۹۸ جفت دوقلو شرکت کردند. از این تعداد، ۷۹ جفت دوقلوهای یکسان و ۱۹ جفت دوقلوهای غیرهمسان بودند. بیشتر شرکت‌کنندگان زن، جوان و از خانواده‌های دارای وضعیت اقتصادی متوسط در برزیل بودند.

شرکت‌کنندگان میزان خلاقیت هنری و خلاقیت عملی خود را در مقیاسی از صفر تا ۱۰ ارزیابی کردند. آن‌ها همچنین درباره میزان کنجکاوی عمومی خود پاسخ دادند.

مدل‌های آماری نشان دادند عوامل ژنتیکی حدود ۲۲ درصد از تفاوت‌های موجود در باور افراد نسبت به خلاقیت هنری خود و حدود ۲۱ درصد از تفاوت‌های مربوط به خلاقیت عملی را توضیح می‌دهند. هنگامی که این دو نوع خلاقیت در قالب یک شاخص کلی از «باور به خلاقیت» بررسی شدند، سهم ژنتیکی حدود ۲۴ درصد برآورد شد.

در مقابل، تجربه‌های منحصربه‌فرد افراد حدود ۷۸ درصد از تفاوت‌ها در باور نسبت به خلاقیت هنری و حدود ۷۹ درصد از تفاوت‌ها در خلاقیت عملی را توضیح می‌دادند. اثر محیط مشترک خانواده نیز از نظر آماری معنادار نبود.

وراثت‌پذیری به معنای «تعیین شدن توسط ژن‌ها» نیست

یکی از نکات مهم این مطالعه، تفاوت میان وراثت‌پذیری و این تصور است که یک ویژگی مستقیماً توسط ژن‌ها تعیین می‌شود.

مارکو آنتونیو کورئا وارلا، یکی از پژوهشگران، توضیح داده است که وراثت‌پذیری معیاری برای سنجش سهم تفاوت‌های ژنتیکی در تفاوت‌های مشاهده‌شده میان افراد یک جمعیت مشخص است؛ بنابراین نمی‌توان مثلاً گفت «۲۴ درصد از خلاقیت یک فرد به ژن‌های او مربوط است».

به بیان دیگر، این عدد درباره تفاوت‌های میان افراد در همین جمعیت و در همین شرایط مطالعه صحبت می‌کند، نه درباره سهم ژنتیک در سرنوشت خلاقیت یک فرد مشخص.

تجربه‌های شخصی نقش بسیار مهمی دارند

پژوهشگران تأکید کرده‌اند که بخش عمده تفاوت‌ها در باور افراد نسبت به خلاقیت خودشان با محیط‌های غیرمشترک و تجربه‌های منحصربه‌فرد ارتباط داشت. این موضوع می‌تواند شامل فرصت‌های آموزشی، دوستان، الگوهای رفتاری، سرگرمی‌ها، مربیان و مجموعه‌ای از اتفاقات شخصی باشد.

با این حال، باید توجه داشت که این نتیجه به معنای اثبات رابطه علت و معلولی میان یک تجربه مشخص و افزایش اعتماد به خلاقیت نیست. مطالعه حاضر بیشتر سهم آماری عوامل مختلف را در تفاوت‌های فردی برآورد کرده است.

محدودیت‌های مهم پژوهش

این مطالعه با وجود ارائه داده‌هایی از جمعیتی که در پژوهش‌های ژنتیک رفتاری کمتر بررسی شده است، محدودیت‌هایی دارد. تعداد شرکت‌کنندگان نسبتاً کم بود و به‌ویژه تنها ۱۹ جفت دوقلوی غیرهمسان در مطالعه حضور داشتند. در نتیجه، برآوردهای آماری می‌توانند دامنه خطای قابل‌توجهی داشته باشند و باید به‌عنوان تخمین‌های اولیه در نظر گرفته شوند.

همچنین سنجش خلاقیت و کنجکاوی با پرسش‌های بسیار کوتاه انجام شد. چنین روش‌هایی برای مطالعاتی با زمان محدود مفید هستند، اما نمی‌توانند تمام ابعاد پیچیده خلاقیت انسانی را اندازه‌گیری کنند.

نکته مهم دیگر این است که پژوهشگران باور افراد درباره خلاقیت خودشان را اندازه‌گیری کردند، نه عملکرد واقعی آن‌ها در حل مسائل خلاقانه. ممکن است فردی خود را بسیار خلاق بداند، اما در یک آزمون عینی عملکرد متفاوتی داشته باشد و برعکس.

گام بعدی؛ سنجش عملکرد واقعی خلاقیت

پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند مطالعات آینده علاوه بر خودارزیابی افراد، از آزمون‌های عینی نیز استفاده کنند؛ برای مثال، از شرکت‌کنندگان خواسته شود برای یک وسیله روزمره کاربردهای متفاوتی پیشنهاد کنند یا محصولات خلاقانه آن‌ها توسط داوران مستقل ارزیابی شود.

همچنین بررسی گروه‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تر از دوقلوها در کشورهای مختلف آمریکای لاتین می‌تواند به مشخص شدن نقش تفاوت‌های فرهنگی، آموزشی و محیطی در شکل‌گیری باور افراد نسبت به توانایی‌های خلاقانه‌شان کمک کند.

در مجموع، یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد ژنتیک ممکن است در تفاوت‌های فردی مربوط به اعتماد به خلاقیت نقش داشته باشد، اما این ویژگی را نمی‌توان صرفاً محصول ژن‌ها دانست. بخش عمده تفاوت‌های مشاهده‌شده در این نمونه با تجربه‌های منحصربه‌فرد افراد مرتبط بود و همین موضوع اهمیت محیط و مسیر زندگی را در شکل‌گیری باورهای فرد درباره توانایی‌های خود برجسته می‌کند.

برای مطالعه تازه‌ترین یافته‌ها درباره ژنتیک رفتاری، روانشناسی و نقش محیط در شکل‌گیری ویژگی‌های انسانی، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها