به نقل از آماج، انتشار مداوم عکس کودکان در شبکههای اجتماعی ممکن است در نگاه اول نوعی خودنمایی یا علاقه به دریافت لایک به نظر برسد، اما روانشناسی رفتار والدین نشان میدهد انگیزهها میتوانند پیچیدهتر باشند. برای برخی والدین، ثبت و انتشار عکس فرزند راهی برای مقابله با احساس گذر سریع زمان، دریافت تأیید اجتماعی و ثبت دورهای از زندگی است که بهسرعت تغییر میکند.
البته این رفتار بهتنهایی نمیتواند درباره پیشینه کودکی، وضعیت سلامت روان یا انگیزههای یک فرد نتیجهگیری قطعی ایجاد کند. آنچه در ادامه میآید، یکی از تفسیرهای احتمالی این رفتار بر اساس یافتههای پژوهشی است.
کودکی که هر روز تغییر میکند و ترس از گذر زمان
والدین نوزادان و کودکان خردسال معمولاً شاهد تغییرات بسیار سریع فرزندشان هستند. نوزادی که امروز یک ویژگی خاص دارد، ممکن است چند ماه بعد کاملاً متفاوت به نظر برسد. همین سرعت تغییر میتواند احساس عجیبی ایجاد کند؛ گویی فرد پیش از آنکه یک لحظه تمام شود، دلتنگ آن شده است.
این تجربه در پژوهشهای روانشناسی با مفهوم «نوستالژی پیشنگر» یا Anticipatory Nostalgia بررسی شده است. کریستین بچو، روانشناس دانشگاه لِمویِن، در چند مطالعه این نوع نوستالژی را از نوستالژی معمولی که متوجه گذشته است، جدا کرده است.
یافتههای این پژوهشها نشان دادند نوستالژی معمولی بیشتر با احساسات مثبت و شادی ارتباط دارد، اما نوستالژی پیشنگر میتواند همزمان با غم، نگرانی، فاصله گرفتن عاطفی و دشواری در لذت بردن از لحظه حال دیده شود. در این حالت، فرد ممکن است پیش از آنکه چیزی واقعاً از دست برود، دلتنگ آن شود.
برای یک والد، گرفتن عکس میتواند راهی ساده برای مقابله با همین احساس باشد: اگر این لحظه ثبت شود، شاید تصور شود که دیگر کاملاً از دست نخواهد رفت.
آمار انتشار عکس کودکان چه میگوید؟
برخی آمارهای منتشرشده درباره زندگی دیجیتال کودکان، حجم بالای این رفتار را نشان میدهند؛ هرچند باید در تفسیر آنها احتیاط کرد.
یک نظرسنجی که به سفارش شرکت ثبت دامنه Nominet و توسط Parent Zone انجام شد و حدود ۲ هزار والد را بررسی کرد، نشان داد هر کودک بهطور متوسط پیش از رسیدن به پنجسالگی در حدود ۹۷۳ عکس آنلاین حضور دارد؛ رقمی معادل حدود ۱۹۵ عکس در سال.
در مطالعهای قدیمیتر نیز شرکت امنیتی AVG با بررسی ۲۲۰۰ مادر دارای فرزند زیر دو سال در ۱۰ کشور گزارش کرد که ۸۱ درصد کودکان پیش از دو سالگی نوعی حضور آنلاین داشتهاند و میانگین نخستین حضور دیجیتال آنها حدود ششماهگی بوده است.
با این حال، این دو مورد نظرسنجیهای صنعتی هستند و پژوهشهای داوریشده دانشگاهی محسوب نمیشوند. همچنین بخشی از این دادهها به سالهای گذشته مربوط است و الگوی استفاده از شبکههای اجتماعی از آن زمان تغییر کرده است. بنابراین این اعداد را باید بیشتر یک تصویر کلی از روند انتشار تصاویر کودکان دانست، نه آماری قطعی برای وضعیت امروز.
آیا عکاسی زیاد واقعاً به حفظ خاطرات کمک میکند؟
نکته جالب اینجاست که ثبت بیش از حد لحظات ممکن است همیشه به معنای بهتر به خاطر سپردن آنها نباشد.
لیندا هنکل از دانشگاه فِیرفیلد در دو آزمایش، دانشجویان را به موزه برد و از آنها خواست برخی آثار را عکاسی کنند و برخی دیگر را فقط تماشا کنند. یک روز بعد، حافظه شرکتکنندگان درباره اشیایی که از آنها عکس گرفته بودند، در برخی جنبهها ضعیفتر بود؛ از جمله درباره خود اثر، جزئیات آن و محل قرارگیریاش.
هنکل این پدیده را «اثر اختلال عکاسی» نامید. یکی از توضیحهای مطرحشده این است که وقتی فرد مسئولیت ثبت و یادآوری را به دوربین یا تلفن همراه میسپارد، ممکن است توجه کمتری را صرف خود تجربه کند.
پژوهشهای بعدی نیز این موضوع را در شرایط مختلف بررسی کردهاند. حتی افزایش تعداد عکسها نیز لزوماً این مشکل را برطرف نمیکند. با این حال، یک استثنای مهم دیده شد: افرادی که هنگام عکاسی روی جزئیات مشخصی تمرکز میکردند، دچار همان افت حافظه نشدند. به نظر میرسد انتخاب آگاهانه سوژه میتواند فرد را وادار به توجه بیشتر به تجربه کند.
از سوی دیگر، عکسها میتوانند در صورت مرور دوباره به یادآوری خاطرات کمک کنند. مشکل این است که بسیاری از عکسها پس از ثبت، فقط در آرشیو تلفن همراه یا شبکه اجتماعی باقی میمانند و کمتر دوباره دیده میشوند.
لایکها فقط برای کودک نیستند؛ برای والد هم پیام دارند
یک مرور نظاممند در سال ۲۰۲۵ که مطالعات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرد، سه انگیزه پرتکرار برای اشتراکگذاری محتوای مربوط به کودکان را برجسته کرد: تمایل شخصی، دریافت تأیید اجتماعی و مدیریت تصویری که فرد از خود به دیگران ارائه میدهد.
بر اساس این مرور، دریافت لایکها و پیامهای مثبت درباره عکس کودک میتواند برای برخی مادران جوان نوعی تأیید اجتماعی ایجاد کند؛ بهویژه اینکه عکسهای مربوط به نوزادان معمولاً واکنش بیشتری نسبت به بسیاری از انواع دیگر پستها دریافت میکنند.
این موضوع را باید در شرایط دشوار ماههای نخست والدگری نیز دید. تغییر در شغل، کاهش روابط اجتماعی، کمبود خواب و محدود شدن فعالیتهای شخصی میتواند احساس هویت فرد را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، بازخورد سریع شبکههای اجتماعی ممکن است به یکی از معدود منابع قابل مشاهده برای دریافت تأیید تبدیل شود.
البته توضیح سادهتری نیز وجود دارد. مطالعهای روی ۴۹۳ والد آمریکایی دارای فرزند خردسال نشان داد یکی از مهمترین پیشبینیکنندههای میزان انتشار عکس کودکان، میزان کلی فعالیت فرد در شبکههای اجتماعی است. یعنی برای بعضی افراد، انتشار عکس فرزند لزوماً یک تصمیم ویژه درباره فرزندپروری نیست؛ بلکه ادامه همان عادت همیشگی استفاده از تلفن و شبکههای اجتماعی است.
وقتی کودک بزرگ میشود، نگاه او به عکسها تغییر میکند
یکی از چالشهای مهم این است که کودکی که در سالهای نخست زندگی نمیتواند درباره انتشار عکسهایش تصمیم بگیرد، ممکن است سالها بعد نظر کاملاً متفاوتی داشته باشد.
انجمن روانپزشکی آمریکا در مرور یافتههای اخیر به یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۴ اشاره کرده است که بر اساس آن، بیش از نیمی از نوجوانان گفتهاند والدینشان پیش از انتشار محتوایی درباره آنها، از آنها اجازه نگرفتهاند. در یک نظرسنجی جداگانه از جوانان نیز ۶۰ درصد افرادی که والدینشان درباره آنها در فضای آنلاین مطلب منتشر کرده بودند، تجربههای منفی مرتبط با این موضوع را گزارش کردند.
این دادهها خوداظهاری هستند و بهتنهایی نمیتوانند رابطه علت و معلولی را ثابت کنند، اما نشان میدهند مسئله رضایت کودک در بلندمدت اهمیت پیدا میکند.
آکادمی اطفال آمریکا نیز بر اهمیت توجه به نگاه کودکان به محتوای منتشرشده درباره آنها تأکید کرده است. بهطور کلی، کودکان ممکن است نسبت به پستهای والدین درباره خودشان حساستر از پستهای دوستانشان باشند؛ بهخصوص زمانی که محتوای منتشرشده روی ظاهر آنها تمرکز دارد یا باعث خجالت و تمسخر میشود.
چطور خاطرات کودکان را بدون انتشار عمومی حفظ کنیم؟
لازم نیست برای حل این مسئله، حسابهای شبکههای اجتماعی حذف شوند یا والدین از ثبت خاطرات فرزندشان دست بکشند. چند تغییر ساده میتواند تعادل بیشتری ایجاد کند:
- آرشیو را از مخاطب جدا کنید: آلبوم خانوادگی، فضای ذخیرهسازی خصوصی یا پوشهای مخصوص عکسها میتواند خاطرات را حفظ کند، بدون آنکه آنها برای مخاطبان عمومی منتشر شوند.
- کمتر اما آگاهانهتر عکس بگیرید: بهجای ثبت دهها تصویر مشابه، یک عکس مشخص و با دقت انتخاب کنید.
- اول لحظه را ببینید، بعد سراغ تلفن بروید: در اتفاقهایی مانند نخستین قدمها یا اولین تجربههای کودک، چند لحظه نخست را بدون دوربین سپری کنید و سپس در صورت تمایل عکس بگیرید.
- از سنین پایین درباره عکس گرفتن سؤال کنید: کودک خردسال هنوز توانایی رضایت آگاهانه کامل ندارد، اما پرسیدن نظر او میتواند عادت احترام به حریم شخصی را از همان ابتدا شکل دهد.
- آرشیو را مرور کنید: عکسهایی که هرگز دوباره دیده نمیشوند، نقش محدودی در یادآوری دارند. مرور دورهای تصاویر خانوادگی میتواند ارزش واقعی آرشیو را بیشتر کند.
انتشار عکس کودک لزوماً نشانه خودنمایی نیست
تمایل والدین به ثبت مراحل رشد فرزند، بهخودیخود رفتاری عجیب یا منفی نیست. کودکی بهسرعت تغییر میکند و طبیعی است که والد بخواهد بخشی از این دوره را حفظ کند. در عین حال، انتشار عمومی عکسها ابزار کاملی برای حفظ خاطرات نیست و ممکن است نیازهای دیگری مانند دریافت تأیید اجتماعی نیز در پس آن وجود داشته باشد.
شاید پرسش مهم این نباشد که «چرا این عکس را منتشر کردم؟»، بلکه این باشد که «دقیقاً میخواهم چه چیزی را حفظ کنم؟» اگر هدف، نگه داشتن یک خاطره است، یک آرشیو خصوصی ممکن است همان هدف را با هزینه کمتری برای حریم شخصی کودک برآورده کند.
در نهایت، ثبت خاطرات و دریافت تأیید اجتماعی هر دو خواستههایی قابل فهم هستند. مهم این است که والد بداند کدام نیاز در لحظه انتشار عکس، او را بیشتر به سمت دکمه «انتشار» سوق میدهد. برای مطالب بیشتر درباره روانشناسی، خانواده و جامعه، به آماج مراجعه کنید.