چرا بعضی افراد نمی‌توانند از موفقیت دیگران خوشحال شوند؟ پای زخم‌های قدیمی در میان است؟

به گزارش آماج، وقتی یکی از دوستان یا اعضای خانواده خبر خوبی مانند ارتقای شغلی، موفقیت تحصیلی یا دستیابی به یک هدف مهم را اعلام می‌کند، واکنش اطرافیان می‌تواند بسیار متفاوت باشد؛ از هیجان و تبریک صمیمانه گرفته تا سکوت، تغییر موضوع یا یک پاسخ کوتاه و بی‌روح. چنین رفتاری معمولاً به‌سرعت «حسادت» تعبیر می‌شود، اما روان‌شناسی نشان می‌دهد که همیشه نمی‌توان آن را به حسادت نسبت داد.

البته این الگو به‌تنهایی نمی‌تواند درباره گذشته، شخصیت یا وضعیت روانی یک فرد نتیجه قطعی ایجاد کند. آنچه پژوهش‌ها مطرح می‌کنند، بیشتر مجموعه‌ای از عوامل احتمالی است که می‌تواند توضیح دهد چرا برخی افراد در برابر موفقیت دیگران واکنش سردتری نشان می‌دهند.

واکنش ما به خبر خوب دیگران چرا اهمیت دارد؟

در روان‌شناسی، به اشتراک گذاشتن یک اتفاق مثبت با دیگران «سرمایه‌گذاری مثبت» یا Capitalization نامیده می‌شود. پژوهش‌های شلی گیبل و همکارانش نشان داده‌اند که مطرح کردن اتفاق‌های مثبت با افراد نزدیک می‌تواند احساس خوب ناشی از آن رویداد را افزایش دهد؛ به‌ویژه زمانی که شنونده با هیجان، علاقه و پرسیدن سؤال‌های بیشتر واکنش نشان دهد.

در مقابل، واکنش سرد یا بی‌تفاوت ممکن است احساس مثبت فرد را کاهش دهد. از این منظر، یک «تبریک ساده» فقط یک جمله اجتماعی نیست؛ نحوه واکنش ما می‌تواند بر کیفیت رابطه و تجربه عاطفی فردی که خبر خوب را به اشتراک گذاشته است نیز اثر بگذارد.

چرا واکنش سرد گاهی فقط در برابر موفقیت یک فرد خاص دیده می‌شود؟

یکی از توضیح‌های مهم در این زمینه به «مدل حفظ ارزیابی خود» مربوط می‌شود که آبراهام تسر و همکارانش در دهه ۱۹۸۰ مطرح کردند. بر اساس این مدل، موفقیت یک فرد نزدیک می‌تواند زمانی بیشتر روی احساس ما نسبت به خودمان اثر بگذارد که آن موفقیت در حوزه‌ای رخ دهد که برای هویت و ارزشمندی شخصی ما اهمیت زیادی دارد.

برای مثال، ممکن است فردی از موفقیت دوستش در یک مسابقه ورزشی واقعاً خوشحال شود، اما وقتی همان دوست در زمینه‌ای که خود او سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش کرده به موفقیت می‌رسد، واکنش متفاوتی نشان دهد.

بنابراین نزدیکی عاطفی همیشه به معنای واکنش مثبت‌تر نیست. اگر موفقیت فرد مقابل با حوزه‌ای گره خورده باشد که برای هویت شخصی ما مهم است، مقایسه اجتماعی می‌تواند احساسات پیچیده‌تری ایجاد کند.

آیا تجربه «دیده نشدن» می‌تواند در این رفتار نقش داشته باشد؟

یکی دیگر از مفاهیمی که در این زمینه مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته، «ضدمهم‌بودن» یا Anti-Mattering است؛ حالتی که فرد احساس می‌کند برای دیگران اهمیت چندانی ندارد، دیده نمی‌شود یا صدایش شنیده نمی‌شود.

پژوهش‌های گوردون فلت و همکارانش نشان داده‌اند که سطوح بالاتر این احساس با عواملی مانند تنهایی، نگاه منفی به خود و برخی الگوهای دلبستگی ناایمن ارتباط دارد.

این موضوع می‌تواند یک احتمال قابل‌توجه را مطرح کند: فردی که خودش بارها احساس کرده موفقیت‌ها، تلاش‌ها یا احساساتش برای دیگران اهمیت نداشته، ممکن است در مواجهه با موفقیت دیگران نیز نتواند به‌سادگی هیجان و شادی خود را نشان دهد.

با این حال، نباید از این ارتباط نتیجه گرفت که هر فردی که واکنش سردی به موفقیت دیگران نشان می‌دهد، حتماً در کودکی مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. چنین نتیجه‌ای فراتر از شواهد موجود است.

نقش دلبستگی در واکنش به موفقیت دیگران

در مطالعه‌ای روی زوج‌ها، پژوهشگران واکنش افراد را هنگام صحبت شریک عاطفی‌شان درباره یک اتفاق مثبت بررسی کردند. افرادی که الگوهای دلبستگی اجتنابی بیشتری داشتند، به‌طور متوسط واکنش‌های کم‌گرم‌تری نشان دادند و حتی میزان گرمای واکنش شریک خود را نیز کمتر از واقعیت ارزیابی کردند.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که نحوه تجربه صمیمیت و امنیت در روابط ممکن است با توانایی فرد برای واکنش آشکار و مثبت به موفقیت دیگران ارتباط داشته باشد؛ هرچند یک مطالعه به‌تنهایی نمی‌تواند رابطه‌ای قطعی میان تجربه‌های دوران کودکی و چنین رفتارهایی را ثابت کند.

آیا هر واکنش سردی به معنای حسادت است؟

حسادت نیز می‌تواند یکی از عوامل باشد، اما خود حسادت شکل‌های متفاوتی دارد. پژوهش‌های نلز فان‌دن‌ون و همکارانش میان «حسادت سازنده» و «حسادت مخرب» تمایز قائل شده‌اند.

در نوع سازنده، موفقیت فرد دیگر می‌تواند انگیزه‌ای برای تلاش بیشتر و رسیدن به جایگاه مشابه ایجاد کند. در نوع مخرب، فرد ممکن است آرزو کند دیگری موقعیت یا موفقیت خود را از دست بدهد.

در نتیجه، حتی اگر موفقیت فرد دیگری احساس مقایسه یا حسادت ایجاد کند، الزاماً به معنای خصومت یا بدخواهی نیست. گاهی یک خبر خوب فقط به فرد یادآوری می‌کند که خودش هنوز به هدفی که می‌خواسته نرسیده است.

آیا می‌توان توانایی خوشحال شدن برای دیگران را تقویت کرد؟

در سال‌های اخیر مفهوم Freudenfreude، یعنی لذت بردن از شادی و موفقیت دیگران، نیز مورد توجه قرار گرفته است. برخی پژوهش‌های اولیه نشان داده‌اند که این ویژگی ممکن است با کیفیت روابط و وضعیت خلقی افراد ارتباط داشته باشد.

در برخی برنامه‌های آزمایشی، افراد تشویق شده‌اند هنگام شنیدن یک خبر خوب، به‌جای تغییر موضوع یا ارائه پاسخ کوتاه، سؤال بیشتری بپرسند و از طرف مقابل بخواهند درباره موفقیتش توضیح دهد. تمرین دیگری نیز بر بیان موفقیت شخصی با تأکید بر نقش و کمک دیگران تمرکز داشته است.

برخی نتایج اولیه از بهبود خلق و روابط در گروه‌های مورد مطالعه خبر داده‌اند، اما این یافته‌ها هنوز برای نتیجه‌گیری قطعی کافی نیستند و به مطالعات بزرگ‌تر و مستقل‌تر نیاز دارند.

وقتی کسی برای موفقیت شما خوشحال نمی‌شود چه برداشتی باید داشت؟

یک پاسخ کوتاه یا سکوت لزوماً به معنای حسادت، بی‌محبتی یا نارضایتی از موفقیت شما نیست. ممکن است فرد مقابل درگیر مقایسه با خودش، احساس ناامنی، خستگی، مشکلات شخصی یا حتی دشواری در بیان هیجان باشد.

در عین حال، اگر واکنش سرد یا بی‌اعتنا به موفقیت شما به الگویی مداوم در یک رابطه تبدیل شده باشد، توجه به کیفیت کلی رابطه اهمیت بیشتری از تفسیر یک واکنش منفرد دارد.

پژوهش‌های روان‌شناختی در مجموع نشان می‌دهند که توانایی شادی برای موفقیت دیگران می‌تواند با احساس امنیت، کیفیت روابط و نحوه ارزیابی فرد از خودش ارتباط داشته باشد؛ اما برای نسبت دادن رفتار یک شخص به تجربه‌ای مشخص در گذشته، شواهد بسیار بیشتری لازم است.

اگر می‌خواهید درباره روان‌شناسی روابط، احساسات و الگوهای رفتاری بیشتر بخوانید، مطالب دیگر آماج را دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + چهار =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها