والدین کامل، فرزندان سالم‌تری نمی‌سازند؛ چرا توانایی عذرخواهی و ترمیم رابطه مهم‌تر از بی‌اشتباه بودن است؟

به گزارش آماج، هیچ پدر و مادری نمی‌تواند همیشه دقیقاً همان واکنشی را نشان دهد که فرزندش به آن نیاز دارد. پژوهش‌های چند دهه اخیر در حوزه رشد کودک نشان می‌دهند رابطه سالم میان والد و فرزند الزاماً از مجموعه‌ای از لحظات بی‌نقص ساخته نمی‌شود؛ بلکه توانایی والد برای تشخیص اشتباه، بازگشت به رابطه و ترمیم آن می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد.

در واقع، آنچه کودک از رابطه با والد یاد می‌گیرد فقط به لحظه‌هایی که همه‌چیز خوب پیش می‌رود محدود نیست. کودک همچنین از تجربه اختلاف، ناراحتی و سپس برقراری دوباره ارتباط می‌آموزد که یک رابطه ممکن است دچار مشکل شود، اما لزوماً با یک اشتباه از بین نمی‌رود.

هیچ رابطه‌ای همیشه هماهنگ نیست

ادوارد ترونیک، روان‌شناس رشد، سال‌ها تعامل میان مادران و نوزادان را با جزئیات بررسی کرد. یافته‌های این پژوهش‌ها نشان داد حتی زوج‌های سالم و صمیمی مادر و نوزاد نیز بخش قابل توجهی از زمان کاملاً با یکدیگر هماهنگ نیستند و تعامل آن‌ها مرتب میان حالت‌های ارتباط و قطع ارتباط جابه‌جا می‌شود.

در برخی برآوردهای مربوط به این پژوهش‌ها، مادر و نوزاد در حدود ۷۰ درصد مواقع کاملاً هماهنگ نبودند. البته این عدد مربوط به تعاملات دوران نوزادی است و نباید به‌عنوان یک قانون درباره رابطه والدین با نوجوانان یا بزرگسالان در نظر گرفته شود.

اهمیت این یافته در الگوی کلی آن است: کودک علامتی می‌فرستد، والد ممکن است آن را اشتباه تفسیر کند، کودک واکنش نشان می‌دهد، والد تنظیم می‌کند و دوباره ارتباط شکل می‌گیرد. این چرخه گسست و برقراری ارتباط می‌تواند بارها در طول روز اتفاق بیفتد.

کودک از ترمیم رابطه چه چیزی یاد می‌گیرد؟

هر بار که ارتباط میان کودک و مراقب دچار اختلال می‌شود، فرصتی برای یادگیری ایجاد می‌شود. وقتی والد به ناراحتی یا اعتراض کودک پاسخ می‌دهد و دوباره ارتباط برقرار می‌شود، کودک می‌تواند به‌تدریج این تجربه را کسب کند که نشانه‌ها و احساساتش دیده می‌شوند و می‌توان برای بازگرداندن ارتباط تلاش کرد.

پژوهش‌های مرتبط با آزمایش «چهره بی‌حالت» یا Still-Face نیز بر اهمیت همین چرخه تعامل و ترمیم در رشد تنظیم هیجانی نوزادان تأکید کرده‌اند.

در مطالعات مربوط به کودکان پیش‌دبستانی نیز نشانه‌هایی از ارتباط میان بازگشت سریع‌تر خانواده از تعارض به همکاری و مهارت‌های بهتر تنظیم هیجانی در کودکان دیده شده است. البته این یافته‌ها به‌تنهایی برای اثبات رابطه علت و معلولی کافی نیستند و باید در کنار مجموعه بزرگ‌تری از شواهد تفسیر شوند.

والد «کافی و خوب» بهتر از والد بی‌نقص است

دونالد وینیکات، پزشک و روان‌کاو بریتانیایی، دهه‌ها پیش مفهوم معروف «مادر به اندازه کافی خوب» را مطرح کرد؛ مفهومی که امروزه در بحث‌های فرزندپروری به «والد به اندازه کافی خوب» نیز تعمیم داده می‌شود.

ایده اصلی این بود که والد در ابتدای زندگی نوزاد تلاش می‌کند نیازهای او را تا حد زیادی هماهنگ با شرایطش پاسخ دهد، اما با رشد کودک، این هماهنگی به‌تدریج کامل و بی‌نقص باقی نمی‌ماند. همین فاصله میان خواسته کودک و واقعیت جهان می‌تواند بخشی از مسیر رشد او باشد.

در پژوهش‌های مربوط به دلبستگی نیز حساسیت والد اهمیت دارد، اما این عامل به‌تنهایی همه چیز را توضیح نمی‌دهد. یک فراتحلیل شناخته‌شده که ۶۶ مطالعه را بررسی کرد، ارتباطی نسبتاً متوسط میان حساسیت مراقب و دلبستگی ایمن پیدا کرد. بنابراین حتی یک اشتباه یا یک روز بسیار بد نیز به‌تنهایی تعیین‌کننده کیفیت کلی رابطه والد و فرزند نیست.

ترمیم رابطه در عمل چگونه انجام می‌شود؟

ترمیم رابطه لزوماً به یک سخنرانی طولانی یا گفت‌وگویی پیچیده نیاز ندارد. در بسیاری از موقعیت‌ها، یک عذرخواهی ساده و صادقانه می‌تواند نقطه شروع باشد.

برای مثال، والد می‌تواند ابتدا اتفاق رخ‌داده را بدون پیچیده کردن موضوع بیان کند؛ سپس مسئولیت بخش مربوط به رفتار خودش را بپذیرد و مشخص کند که در موقعیت مشابه در آینده چه تغییری ایجاد خواهد کرد.

نکته مهم این است که عذرخواهی با توجیه اشتباه نشود. جمله‌ای مانند «ببخشید، اما خودت هم…» معمولاً مسئولیت‌پذیری را تضعیف می‌کند. وقتی والد اشتباه خود را پذیرفته است، لازم نیست بلافاصله دلیلی برای رفتار خود ارائه کند.

پس از آن نیز لازم نیست اتفاق به یک گفت‌وگوی سنگین تبدیل شود. انجام یک فعالیت معمولی مانند درست کردن صبحانه، قدم زدن یا نشستن کنار کودک می‌تواند به بازگشت رابطه به وضعیت عادی کمک کند.

چه نوع عذرخواهی‌هایی نتیجه معکوس دارند؟

هر عذرخواهی الزاماً به ترمیم رابطه کمک نمی‌کند. برای مثال، جمله «متأسفم که این‌طور احساس کردی» ممکن است به جای پذیرش مسئولیت، بار مشکل را دوباره به کودک منتقل کند.

همچنین اگر عذرخواهی خیلی سریع به یک سخنرانی درباره اشتباهات کودک، نمره‌های مدرسه یا نحوه رفتار او تبدیل شود، ممکن است پیام اصلی یعنی پذیرش مسئولیت از بین برود.

از سوی دیگر، عذرخواهی مداوم برای هر اتفاق کوچکی نیز ممکن است ارزش عذرخواهی واقعی را کاهش دهد. والد قرار نیست بابت تعیین هر مرز یا گفتن «نه» احساس گناه کند. ممکن است والد از لحن نامناسب خود عذرخواهی کند و در عین حال همچنان بر تصمیم اصلی‌اش پافشاری داشته باشد.

ترمیم رابطه با فرزند بزرگسال هم ممکن است

این فرایند فقط به سال‌های کودکی محدود نمی‌شود. حتی اگر فرزند بزرگ شده باشد و سال‌ها از اتفاقات گذشته باشد، تغییر در الگوی رابطه می‌تواند همچنان معنا داشته باشد.

در چنین شرایطی نیز یک عذرخواهی مؤثر معمولاً به پذیرش مسئولیت، پرهیز از توجیه و احترام به واکنش طرف مقابل نیاز دارد. والد نمی‌تواند انتظار داشته باشد فرزند بزرگسال پس از یک گفت‌وگو تمام برداشت‌های شکل‌گرفته طی سال‌ها را کنار بگذارد.

ممکن است واکنش فرزند سرد یا حتی منفی باشد؛ اما این به معنای بی‌ارزش بودن تلاش برای ترمیم نیست. گاهی اثر یک عذرخواهی در همان لحظه دیده نمی‌شود و فرد در فاصله زمانی بیشتری درباره آن فکر می‌کند.

رابطه سالم به معنای نبود اختلاف نیست

یکی از پیام‌های مهم این یافته‌ها برای والدین این است که هدف فرزندپروری نباید ایجاد رابطه‌ای بدون هیچ تعارض و اشتباه باشد. اختلاف، خستگی، سوءتفاهم و واکنش‌های نامناسب بخشی از زندگی خانوادگی هستند.

آنچه می‌تواند اهمیت بیشتری داشته باشد، نحوه برخورد با این لحظات است: آیا والد می‌تواند اشتباه خود را ببیند، مسئولیت آن را بپذیرد و دوباره به رابطه بازگردد؟ برای کودک، تجربه اینکه یک رابطه پس از یک گسست می‌تواند دوباره ترمیم شود، ممکن است آموزنده‌تر از دیدن والدینی باشد که تلاش می‌کنند همیشه بی‌اشتباه به نظر برسند.

برای مطالعه مطالب بیشتر درباره روانشناسی، تربیت کودک و روابط خانوادگی، به آماج مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 13 =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها