چرا مدیران و متخصصان به پرسونال برندینگ نیاز دارند؟

پرسونال برندینگ برای مدیران و متخصصان چرا اهمیت دارد؟ با نقش گوگل، رسانه، سایت، رزومه دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی در ساخت هویت حرفه‌ای آشنا شوید.

پیش از آنکه بسیاری از همکاری‌های حرفه‌ای شکل بگیرند، یک مرحله غیررسمی و در عین حال تعیین‌کننده اتفاق می‌افتد؛ نام فرد در گوگل جست‌وجو می‌شود. مشتری، سرمایه‌گذار، شریک تجاری، کارفرما یا حتی خبرنگاری که برای نخستین بار با یک مدیر یا متخصص روبه‌رو شده است، ممکن است قبل از تماس یا جلسه، چند دقیقه برای بررسی سابقه او وقت بگذارد. نتیجه این جست‌وجو می‌تواند شامل پروفایل شبکه‌های اجتماعی، صفحه شرکت، مصاحبه‌ها، خبرهای قدیمی، وب‌سایت شخصی یا صفحاتی باشد که خود فرد هیچ نقشی در شکل‌گیری آن‌ها نداشته است. به همین دلیل، برداشت اولیه از یک فرد دیگر فقط در جلسه حضوری یا از طریق رزومه رسمی ساخته نمی‌شود و بخشی از اعتبار حرفه‌ای او پیش از هر گفت‌وگویی در فضای دیجیتال شکل می‌گیرد.

این موضوع برای مدیران، بنیان‌گذاران، پزشکان، وکلا، مشاوران، استادان، متخصصان فنی و صاحبان کسب‌وکار اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا در بسیاری از موارد نام شخص با نام مجموعه، خدمات یا تخصص او پیوند خورده است. اگر فردی سابقه حرفه‌ای قابل توجهی داشته باشد اما اطلاعات پراکنده، قدیمی یا نامرتبطی از او در اینترنت دیده شود، مخاطب لزوماً نمی‌تواند تصویر دقیقی از جایگاه حرفه‌ای او به دست آورد. برعکس، زمانی که سوابق، تخصص، فعالیت‌های رسانه‌ای و مسیر حرفه‌ای فرد به شکلی منسجم و قابل بررسی در دسترس باشد، شناخت اولیه مخاطب نیز بر پایه اطلاعات روشن‌تری شکل می‌گیرد.

مفهوم پرسونال برندینگ از همین نقطه آغاز می‌شود. برند شخصی را نمی‌توان صرفاً به مشهور شدن یا ساختن یک ظاهر جذاب در شبکه‌های اجتماعی محدود کرد. این مفهوم بیشتر به شیوه‌ای مربوط است که تخصص، تجربه، سابقه، دیدگاه حرفه‌ای و هویت یک فرد در نقاط مختلف فضای عمومی و دیجیتال معرفی و به یکدیگر متصل می‌شوند. هدف این فرایند آن نیست که تصویری غیرواقعی از فرد ساخته شود، بلکه باید اطلاعات واقعی و قابل دفاع او به شکلی منظم ارائه شود تا مخاطب بتواند بفهمد با چه کسی، با چه سابقه‌ای و در چه حوزه‌ای روبه‌رو است.

اجزای پرسونال برندینگ شامل گوگل، وب‌سایت شخصی، حضور رسانه‌ای، رزومه دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی

شهرت و برند شخصی نیز الزاماً یک مفهوم نیستند. ممکن است فردی در شبکه‌های اجتماعی دنبال‌کنندگان زیادی داشته باشد، اما وقتی نام او خارج از همان پلتفرم جست‌وجو می‌شود، اطلاعات حرفه‌ای مشخصی درباره سوابق یا تخصصش وجود نداشته باشد. در مقابل، ممکن است یک متخصص حضور محدودی در شبکه‌های اجتماعی داشته باشد، اما وب‌سایت حرفه‌ای، سوابق کاری قابل بررسی، مصاحبه‌ها، مقالات تخصصی و نتایج جست‌وجوی منسجمی پیرامون نام او شکل گرفته باشد. در چنین شرایطی، حتی بدون شهرت عمومی گسترده، هویت حرفه‌ای فرد برای مخاطبان مرتبط قابل تشخیص است.

شبکه‌های اجتماعی تنها یکی از بخش‌های این تصویر هستند. نحوه نمایش نام فرد در گوگل، صفحات رسمی، وب‌سایت شخصی، زندگینامه حرفه‌ای، حضور در رسانه‌ها، مقالات منتشرشده، صفحات مرتبط با شرکت‌ها و پروژه‌ها و حتی ساختار اطلاعاتی که موتورهای جست‌وجو درباره فرد پیدا می‌کنند، در کنار یکدیگر بخشی از هویت دیجیتال او را می‌سازند. هرکدام از این کانال‌ها مخاطب متفاوتی دارند و نمی‌توان انتظار داشت فعالیت در یک شبکه اجتماعی به‌تنهایی جای سایر آن‌ها را بگیرد.

برای مثال، وب‌سایت شخصی یا صفحه حرفه‌ای می‌تواند مرجع مستقیمی برای معرفی سوابق، پروژه‌ها و حوزه فعالیت فرد باشد. انتشار مطالب تخصصی یا حضور رسانه‌ای نیز ممکن است زمینه شناخت بهتر دیدگاه‌ها و تجربه او را فراهم کند. شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط مستقیم و انتشار فعالیت‌های روزمره مناسب هستند، در حالی که نتایج جست‌وجوی گوگل معمولاً تصویری گسترده‌تر از حضور فرد در منابع مختلف ارائه می‌کنند. یک رزومه دیجیتال منسجم زمانی شکل می‌گیرد که این بخش‌ها اطلاعات متناقض یا پراکنده ارائه نکنند و مخاطب بتواند میان آن‌ها ارتباط منطقی پیدا کند.

به همین دلیل خدمات پرسونال برندینگ در عمل معمولاً فراتر از مدیریت یک صفحه اینستاگرام یا نوشتن چند مطلب درباره یک فرد است. ابتدا باید مشخص شود فرد با چه نامی شناخته می‌شود، مهم‌ترین حوزه تخصص او چیست، چه سوابقی ارزش برجسته شدن دارند، چه اطلاعاتی اکنون درباره او در اینترنت وجود دارد و کدام بخش از حضور دیجیتال او ناقص، پراکنده یا قدیمی است. پس از آن می‌توان تصمیم گرفت که چه کانال‌هایی واقعاً برای ساخت یک تصویر حرفه‌ای منسجم ضروری هستند و چه اقداماتی صرفاً باعث افزایش حجم محتوا بدون ایجاد ارزش خواهند شد.

نیاز به چنین ساختاری برای همه افراد به یک اندازه نیست. مدیرانی که نام آن‌ها در کنار شرکت یا برندشان دیده می‌شود، بنیان‌گذارانی که برای جذب سرمایه یا توسعه همکاری‌های تجاری مذاکره می‌کنند، متخصصانی که اعتبار فردی بخش مهمی از تصمیم مشتری درباره انتخاب آن‌هاست و افرادی که به شکل مستمر با رسانه‌ها، سازمان‌ها یا شرکای تجاری در ارتباط هستند، معمولاً بیشتر در معرض جست‌وجو و ارزیابی عمومی قرار دارند. برای این گروه‌ها، نتیجه‌ای که با جست‌وجوی نامشان دیده می‌شود می‌تواند بخشی از فرایند شناخت اولیه طرف مقابل باشد.

یکی از اشتباهات رایج در ساخت برند شخصی، تلاش برای حضور هم‌زمان و بدون برنامه در تمام پلتفرم‌هاست. ایجاد چندین حساب کاربری، انتشار حجم زیادی از محتوای مشابه یا ساخت صفحات مختلف لزوماً باعث افزایش اعتبار نمی‌شود. در برخی موارد، این کار حتی باعث پراکندگی هویت دیجیتال می‌شود؛ به‌خصوص زمانی که اطلاعات شغلی، نام، تصویر، عنوان حرفه‌ای یا سوابق فرد در منابع مختلف با یکدیگر هماهنگ نباشند. انتخاب کانال مناسب باید بر اساس نوع فعالیت فرد و رفتار مخاطبان او انجام شود، نه بر اساس اینکه کدام شبکه اجتماعی در یک مقطع محبوب‌تر است.

اشتباه دیگر، تبدیل برند شخصی به پروژه‌ای برای تعریف و تمجید مداوم از فرد است. مخاطبان حرفه‌ای معمولاً بیشتر به اطلاعات قابل بررسی، سابقه واقعی، نمونه فعالیت، تخصص و محتوایی که نشان‌دهنده دانش فرد باشد توجه می‌کنند. ادعاهای بزرگ بدون پشتوانه، زندگینامه‌های اغراق‌آمیز یا انتشار مطالبی که صرفاً با هدف ستایش فرد نوشته شده‌اند، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشند. هویت حرفه‌ای قابل اتکا باید بتواند بدون استفاده از عبارات تبلیغاتی، مسیر کاری و جایگاه واقعی شخص را توضیح دهد.

هماهنگی میان نام فرد و مجموعه‌ای که مدیریت می‌کند نیز اهمیت دارد. گاهی شرکت یا برند تجاری حضور دیجیتال نسبتاً منظمی دارد، اما درباره مدیر یا بنیان‌گذار آن اطلاعات محدودی وجود دارد. در شرایط دیگر، فرد در شبکه‌های اجتماعی فعال است اما ارتباط روشنی میان پروفایل شخصی، وب‌سایت رسمی، سوابق رسانه‌ای و فعالیت تجاری او دیده نمی‌شود. ایجاد این ارتباط به موتورهای جست‌وجو و همچنین کاربران کمک می‌کند تا موجودیت‌های مختلف را بهتر از یکدیگر تشخیص دهند و رابطه میان فرد، شرکت، تخصص و فعالیت‌های حرفه‌ای او روشن‌تر باشد.

برخی مجموعه‌ ها این فرایند را به‌ صورت یک پروژه چند بخشی مدیریت می‌کنند. برای نمونه، سی پرشین خدمات مرتبط با پرسونال برندینگ را در ارتباط با حضور رسانه ‌ای، وب ‌سایت، نتایج جست‌وجو و سایر اجزای هویت دیجیتال افراد بررسی می‌کند. چنین رویکردی زمانی منطقی است که هر اقدام بر اساس وضعیت واقعی فرد طراحی شود، زیرا نسخه یکسانی برای یک مدیر صنعتی، یک پزشک، یک هنرمند یا بنیان‌ گذار یک استارتاپ وجود ندارد و هرکدام مخاطبان، سوابق و نیازهای متفاوتی دارند.

ساخت برند شخصی نیز معمولاً پروژه‌ای نیست که با انتشار چند مطلب به پایان برسد. سابقه افراد تغییر می‌کند، پروژه‌های جدید شکل می‌گیرند، سمت‌های شغلی عوض می‌شوند و نتایج جست‌وجو نیز در طول زمان تغییر می‌کنند. به همین دلیل، بخشی از مدیریت هویت حرفه‌ای به حفظ صحت و هماهنگی اطلاعات مربوط می‌شود. اگر اطلاعات قدیمی سال‌ها بدون اصلاح باقی بمانند یا صفحات مختلف روایت‌های متفاوتی از سوابق یک فرد ارائه کنند، تصویری که در فضای دیجیتال شکل می‌گیرد ممکن است با وضعیت واقعی او فاصله پیدا کند.

مدیر یا متخصصی که روی حضور دیجیتال خود کار می‌کند، الزاماً به دنبال تبدیل شدن به یک چهره عمومی نیست. برای بسیاری از افراد، هدف بسیار ساده‌تر است: وقتی نام آن‌ها جست‌وجو می‌شود، مخاطب بتواند اطلاعات درست، مرتبط و قابل فهمی درباره سابقه و حوزه فعالیتشان پیدا کند. پرسونال برندینگ در چنین تعریفی بیشتر از آنکه درباره دیده شدن به هر قیمت باشد، درباره مدیریت منظم اطلاعاتی است که به شناخت حرفه‌ای یک فرد کمک می‌کنند و در طول زمان بخشی از اعتبار دیجیتال او را شکل می‌دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + نوزده =

آخرین اخبار آماج

ترند ترین

آخرین مقالات آماج

ویدیو ها