فرح نیازکار، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، با اشاره به تنوع ژانرهای ادبی که خواجوی کرمانی به آنها پرداخته است، معتقد است که شاید عدم اشراف به ژانر و سبکی خاص و همچنین نبود وحدت موضوعی در آثارش، از دلایلی باشد که خواجو علیرغم بهرهمندی از تجربههای سعدی و انتقال یافتهها به حافظ، به جایگاهی بلندآوازه چون این دو شاعر دست نیافته است. به گزارش خبرنگار آماج، هفدهم دیماه به بزرگداشت خواجوی کرمانی اختصاص یافته است؛ شاعر قرن هشتم ایران که در کرمان به دنیا آمد و از جوانی به سفر و سیر و سیاحت پرداخت.
آثار و ویژگیهای ادبی خواجو
آثار خواجوی کرمانی علاوه بر مثنویهای سرودهشده به شیوه نظامی، شامل قصاید، غزلیات و رباعیات نیز میشود. او در بسیاری از قالبهای شعری طبعآزمایی کرده و در برخی از آنها نوآور بوده است. خواجو میان روزگار سعدی و حافظ میزیسته و آرامگاهش در کنار این دو شاعر در شیراز قرار دارد. فرزاد قائمی، مدرس دانشگاه، معتقد است: «خواجو شاعر کمبختی بود؛ زیرا همروزگار حافظ شد، اما اگر در سایه حافظ نمیماند، نامش بیش از این شنیده میشد.»
دلایل کمتر شناخته شدن خواجوی کرمانی
فرح نیازکار در توضیح دلیل کمتر شناخته شدن خواجو گفت: «با اندکی تأمل در آثار خواجو، میتوان تنوع موضوعات و ژانرهای گوناگون او را مشاهده کرد؛ از جمله حماسهسرایی، خمسهسرایی، غزلسرایی، مدیحهگویی، رسایل و مقامات. اشعار عارفانهاش متاثر از سنایی، زبان قصاید متاثر از خاقانی، خمسهها تقلیدی از نظامی، حماسهها متاثر از فردوسی و شاهنامه، و غزلها متاثر از سعدی است. سبکش در عین حال به سبک خراسانی و مکتب شیراز نیز گرایش دارد. این گستره فکری و سبکی باعث شده وحدت موضوعی و سبکی در آثارش کمتر دیده شود.»
غزلهای عاشقانه و عرفان
وی افزود: «در غزلهای دوران پختگی خواجو در شیراز، او غزل عاشقانه سعدی را با غزل عارفانه و صوفیانه در هم آمیخته و سبک جدیدی پدید آورده است. پیش از او سلمان و اوحدی این مسیر را اندکی پیموده بودند، اما اعتبار و پختگی این شیوه به نام حافظ ماندگار شد.»
نیازکار همچنین تاکید کرد: «خواجو با روح بدبینی و انزوایی که پس از حمله مغول در جامعه حاکم شد، آشنا بود و در آثارش این یأس و ناامیدی و رویبرگردانی از دنیا را به تصویر کشیده است. این امر شاید یکی از دلایل گرایش او به عرفان نیز باشد.»
ویژگیهای مهم شعر خواجو
فرح نیازکار درباره ویژگیهای برجسته اشعار خواجوی کرمانی گفت: «در غزلهای او کاهش توصیف خاکسارانه معشوق، کاهش اظهار لابه و زاری در پیشگاه معشوق و تلقی غم عشق به عنوان امری طبیعی و ناگزیر در زندگی آدمی، از وجوه تمایز و ارزشمندی آثار اوست.»